برگی از خاطرات دکتر « سیدعلی موسوی گرمارودی »


 

 

شب گذشته پنجمین مراسم افطار با هنرمندان همایش کلمات روزه دار با حضور دکتر « سیدعلی موسوی گرمارودی » رییس انجمن شاعران پارسی گو و جمع کثیری از علاقه مندان شعر و ادب فارسی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، این مراسم با اجرای استاد «جواد محقق» عضو شورای عالی شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نویسنده کودک و نوجوان آغاز شد.

در ابتدای این مراسم استاد محقق به معرفی شخصیت دکتر « سیدعلی موسوی گرمارودی » پرداخت و گفت : این شاعر نام آشنا و نویسنده خوب معاصر کار خود را با انتشار کتاب « عبور » در سال 1348 آغاز کرد که در همان سال کتاب او توقیف شد و وی توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد رژیم دژخیم شاهنشاهی شد .

وی افزود : پدر استاد گرمارودی از عرفا و چهره های به نام قم بود و همین امر باعث شد که او در سال های دوران نوجوانی و جوانی از اساتید بسیار برجسته ای در حوزه های ادبیات و معارف اسلامی بهره بگیرد و بنیان های فکری خود را به بهترین شکلی محکم کند .

استاد محقق با اشاره به این که شهرت دکتر گرمارودی به خاطر بیش از چهار دهه فعالیت در عرصه شعر سپید و قصیده است اما در علوم دینی هم بسیار سرآمد و قابل اعتنا بوده و ترجمه او از قرآن کریم ، صحیفه سجادیه و نهج البلاغه در کنار داستان های بی شماری که از زندگی پیامبران نوشته است خود گواهی بر این مدعا است .

وی ضمن معرفی بخشی از مسؤلیت های دکتر علی موسوی گرمارودی در قبل و بعد از انقلاب نظیر مدیر مسئول انتشارات « انقلاب اسلامی » یا « فرانکلین » سابق ، مشاور رییس جمهور در اولین و دومین دوره ریاست جمهوری در سال های بعد از انقلاب اسلامی ایران و رایزن فرهنگی ایران در تاجیکستان ، با دعوت از این شاعر پیشکسوت عرصه های ادبیات خواست تا درباره چگونگی نگارش آثار خود صحبت کند.

دکتر « علی موسوی گرمارودی » در بخش اول این مراسم با اشاره به حضور خود در مراسم کلمات روزه دار در سال های قبل گفت : حضور در جمع دوستان جوان بهانه ای است تا یاد خاطرات گذشته و سال های دور در ما زنده شود و گذر زمان را بهتر از هر وقت دیگری احساس کنیم .

وی افزود : من در شهر قم به دنیا آمدم ، مادرم از اهالی تنکابن و پدرم از علمای بزرگ کوه های گرمارود الموت و شاگرد مجتهد عالی قدر « ابوالحسن اصفهانی » بود و در تمام طول زندگی خود هیچ گاه منبر نرفت و نماز جماعت برپا نکرد و تنها کار تدریس و تحقیق را برای خود برگزید و شاگردانی چون شهید « مرتضی مطهری (ره) » ، « موسوی خوئینی ها » ، دکتر « غلامرضا اعوانی » و دکتر « صدوقی سحی» را تربیت کرد .

خالق مجموعه دو جلدی « داستان پیامبران » تصریح کرد : من دوره دبیرستان خود را در مدرسه دین و دانش گذراندم و از اولین محصلان این مدرسه بودم .

وی ادامه داد : مدرسه دین و دانش مدرسه ای بود که شهید « بهشتی » آن را تأسیس کرد و من در کنار 12 نفر دیگر با آزمونی بسیار سخت به عنوان اولین دانش آموزان این مدرسه تحصیل خود را آغاز کردیم و بزرگانی چون شهید مفتح ، استاد علی اصغر فهیمی ، استاد حسین اشراقی ، دکتر بزرگ نیا ، دکتر مظاهر مصفا و شخص دکتر شهید بهشتی تدریس دروس مختلف را بر عهده داشتند و من در همین دوره بود که متوجه شدم گاهی می توانم مرتکب سرودن شعر شوم .

خالق مجموعه « صدای سبز » افزود : پدرم با توجه به علاقه من در حوزه ادبیات مرا به سمت علوم انسانی اهنمایی کرد و گفت « اگر می خواهی در علوم انسانی موفق باشی باید ادبیات عرب را یاد بگیری » و به توصیه ایشان من روانه شهر مشهد شدم تا از محضر استاد « سیدمجتبی قزوینی » کسب فیض کنم .

وی ادامه داد : پدرم « سیدمجتبی » را امام من خواند و تأکید کرد که هیچ گاه بر خلاف نظر ایشان عمل مکن و هر آن چه را که او امر کرد بدون چون و چرا انجام بده و باعث شد تا من در تمام امور خویش به ایشان مراجعه کنم و اسباب زحمات زیادی را برای این عارف بزرگ فراهم کنم .

رییس انجمن شاعران پارسی گوی جهان با یادآوری اساتید خویش تصریح کرد : من از استاد « ادیب نیشابوری » ادبیات عرب و سیوطی را آموختم ، از استاد « هاشم قزوینی » مکاسب را ، از استاد « محمدرضا حکیمی » درس الغدیر ، صمدیه را از استاد « واعظ طبسی » و بسیاری دروس چون لمعه ، مغنیه ، اصول خارج و برخی دیگر را از شیخ کامل و عارف واصل « سیدمجتبی قزوینی » آموختم و بدون درک موقعیت زمانی و شخصیت والای ایشان و خامی دوران جوانی ، ساعت های زیادی را با مباحثه و شرح درس از ایشان گرفتم .

وی در حالی که در فراغ اساتید بزرگ خویش اشک از چشمانش جاری می شد به نشانه قدر شناسی کمی سکوت کرد و گفت : افسوس که دیگر چنین عرفا و علمایی که تمام زندگی و حقیقت وجودی خود را در اختیار شاگردان جوان خود می گذاشتند تا راه های رسیدن به حقیقت را برای آن ها هموار کنند کمتر متولد می شوند و جامعه ما باید تا مدت ها در حسرت از دست دادن این بزرگان بماند .

علی موسوی گرمارودی با اشاره به فعالیت های ادبی خود در شهر مشهد گفت : من در همین دوران با مرحوم « صاحب کار » ، استاد « محمد قهرمان » ، استاد « کمال » و « نعمت آذرم » در جلسات سرهنگ « نگارنده » حاضر می شدیم و استاد « صدوقی سحی » نیز تازه از اطراف تربت حیدریه به مشهد آمده بودند و ما کارهای ادبی خود را آغاز کردیم .

وی ادامه داد : فعالیت من با کارهایی چون مقاله سخنور ادامه داشت و در همین سال ها با حسین منزوی و گل زاده غفوری مشغول تحصیل در دانشگاه شدیم و ساعت های زیادی را با هم گذراندیم .

خالق مجموعه شعر « عبور » با یادآوری زنده یاد « جلال آل احمد » اظهار کرد : وقتی این کتاب را آماده می کردم در جلسات خانوادگی استاد آل احمد شرکت میکردم و بزرگانی چون رضا براهنی و افرادی دیگر در ان جا حضور داشتند و قرار بود که مقدمه کتابم را دکتر « آل احمد » بنویسند که بعد از سفارشی که برای چاپ به انتشارات طوس داشتند دار فانی را وداع گفتند و مقدمه ایشان به یک سوگنامه در اولین مجموعه من تبدیل شد .

وی با یادآوری روزهای گذشته و فعالیت های ادبی خود در دوران پیش از انقلاب بخش اول مراسم افطار با هنرمندان را به پایان برد تا پاسخگوی سؤالات شاعران و علاقه مندان حاضر در جلسه باشد .

 

مهمان افطار با هنرمندان - شب ششم - محمدعلی کشاورز

 



پدر سالار سینمای ایران در کلمات روزه دار

ششمین مراسم افطار با هنرمندان همایش کلمات روزه دار میزبان پدرسالار سینمای ایران استاد « محمدعلی کشاورز » خواهد بود .

به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، مؤسسه فرهنگی هنری اردیبهشت با همکاری معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ششمین نشست افطار با هنرمندان را با حضور استاد « محمدعلی کشاورز » برگزار خواهد کرد.

استاد محمدعلی کشاورز در 26 فروردین سال 1309 در استان اصفهان متولد شد و با فارغ التحصيل شدن از هنرستان هنرپیشگیتهارن و دانشکده هنرهای دراماتیک فعالیت های حرفه ای خود را با حضور در نمایش « ویولن ساز » در سال 1339 آغاز کرد .

وی از سال 1339 تا سال 1347 با بازی در نمایش هایی چون « آنتیگون » ، « آندورا » ، « ادیپوس شهریار » ، « بازی استریندبرگ » ، « دایی وانیا » ، « عاشق مترسک » ، « لبخند باشکوه آقای گیل » و شماری دیگر به بازیگری حرفه ای در تئاتر بدل شد و با حضور در فیلم « شب قوزی » به کارگردانی فرخ غفاری در سال 1343 و قرار گرفتن در کنار عوامل ساخت سریال « خانه قمر خانم » به عنوان کارگردان هنری در سال 1347 برگ های تازه ای از فعالیت های هنری خود را رقم زد .

استاد محمدعلی کشاورز یکی از چهره های منحصر به فرد حال حاظر سینمای ایران است که نزدیک به نیم قرن سابقه بازیگری را در پرونده کاری خود دارد و نه تنها از او می توان به عنوان یکی از بزرگ ترین بازیگران تاریخ سینمای ایران یاد کرد ، بلکه می توان با توجه به حضور فعال او در عرصه سینما ، مجموعه ای از خاطرات تمام بزرگان سینمای ایران را در کنار او جست و جو کرد .

وی در طول سال ها فعالیت حرفه ای خود با کارگردانان بزرگی چون « ابراهیم گلستان » ، « داریوش مهرجویی » ، « بهرام بیضایی » ، « ناصر تقوایی » ، « علی حاتمی » ، « رخشان بنی اعتماد » ، « عباس کیا رستمی » ، « محسن مخملباف » و « رسول ملا قلی پور » کار کرده و امروزه به دور از هر گونه بزرگ نمایی و قضاوت سلیقه ای می توان صادقانه اقرار کرد که کار کردن با او می تواند افتخار بزرگی برای هر یک از کارگردانان امروز ایران باشد .

این چهره محبوب سینمای ایران بعد از بازی در فیلم « شب قوزی » در سال 1343 تا کنون در فیلم ها و سریال های زیادی بازی کرده است که از مهم ترین آن ها در پیش از انقلاب اسلامی شکوهمند کشورمان می توان به « خشت و آیینه » به کارگردانی ابراهیم گلستان در سال 1344 ، « آقای هالو » داریوش مهرجویی در سال 1349 ، « رگبار » بهرام بیضایی در سال 1351 ، « صادق کرده » ناصر تقوایی در سال 1351 و به آثاری چون « برزخی ها » اثر ایرج قادری در سال 1361 ، « کمال الملک » علی حاتمی در سال 1362 ، « کفش های میرزا نوروز » محمد متوسلانی در سال 1364 ، « هامون » داریوش مهرجویی در سال 1368 ، « مادر » علی حاتمی در سال 1368 ، « دلشدگان » علی حاتمی در سال 1370 ، « ناصرالدین شاه اکتور سینما » محسن مخملباف در سال 1370 ، « خسوف » رسول ملاقلی پور در سال 1371 ، « زیر درختان زیتون » عباس کیا رستمی در سال 1372 ، « روز واقعه » شهرام اسدی در سال 1373 ، « غزال » مجتبی راعی در سال 1374 ، « کمیته مجازات » علی حاتمی در سال 1377 در سال های بعد از انقلاب اشاره کرد .

اما آن چه که چهره بازیگر توانایی چون محمدعلی کشاورز را در بین عموم جامعه برای همیشه در تاریخ سینمای ایران و مردم کشورمان ثبت خواهد کرد نقش های متفاوتی در سریال های بزرگ « دایی جان ناپلئون » ناصر تقوایی در سال 1352 ، « سلطان و شبان » داریوش فرهنگ در سال 1362 ، « سربداران » محمدعلی نجفی در سال 1363 ، « هزار دستان» علی حاتمی در سال 1363 و سریال « پدر سالار » است و نقش هایی چون « شعبون بی مخ » و « پدر سالار » برای همیشه در ذهن ها باقی خواهد ماند .

همچنین به زودی قرار است تا خلاصه ای از زندگی نامه این هنر مند بزرگ به همراه عکس ها و مجموعه ای از خاطرات او در کتابی با عنوان « اکسیر عشق » از سوی مؤسسه انتشاراتی افراز منتشر و روانه بازار نشر شود .

گفتنی است مراسم «افطار با هنرمندان» از دقایقی پیش از افطار تا ساعت 30 : 22 در فرهنگسرای ارسباران ( هنر ) برگزار شده و علاقه مندان به شرکت در آن می توانند در روز سه شنبه 2 مهر ماه به نشانی تهران ، خیابان شریعتی ، خیابان جلفا ، فرهنگسرای ارسباران ( هنر ) مراجعه کنن

 

 موسوی گرمارودی در "افطار با هنرمندان"

برنامه‌ "افطار با هنرمندان" که از آغاز ماه مبارک رمضان و شب‌های فرد در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود، فردا میزبان علی موسوی گرمارودی است.\

علی موسوی گرمارودی در سال 1320 در قم به‌دنیا آمد. پدر وی از دانشـــمندان اهل گرمارود الموت قزوین بود.

موسوی گرمارودی مدرک کارشناسی خود را در رشته علوم قضایی و کارشناسی ارشد و دکترا را در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات دریافت کرده است. 

از مجموعه شـعرهای گرمــارودی می‌توان به عبور، در سایه‌ســـار نخل ولایت، ســرود رگبار، چمن لاله، خط خون، دســتچین، باران اخــم، گزیده شـــعر نیســـتان، تا ناکجــاآبــاد و گزیـــنه شــعر به انتــخاب
بهاءالدین خرمشــاهی اشاره کرد. «صدای سبــز»، «زندگی و شعر ادیب المـمالک فراهانی»، «از صدر تا ساقه» و «ترجمه قرآن کریم» از دیگر آثار اوست.

ستاره های سحری در آسمان تهران می درخشند -هفتمین شب

هفتمین شب از شب های شعر ستاره های سحری از سومین دوره سری برنامه های کلمات روزه دار به همت مؤسسه فرهنگی و هنری اردیبهشت و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.
به گزارش ستاد خبری مراسم ، با برپایی آیین «کلمات روزه دار» چهره های شاخص ادبی و هنری در شب های ماه مبارک رمضان میهمان مردم هنر دوست کشورمان خواهند بود.
این مراسم در روز شنبه 19 رمضان میزبان استاد«پرویز بیگی» ، استاد «کیومرث عباسی قصری» ، «بهروز قزلباس» ، «سودابه امینی» ، «بهروز یاسمی » ، «سید حمید برقعی» ، «امیر مرزبان» و «عباس چشامی» خواهد بود.
گفتنی است ستاره های سحری در روزهای زوج ماه مبارک رمضان از دو ساعت پیش از اذان مغرب آغاز و تا افطار ادامه خواهد داشت .

افطار با هنرمندان -شب پنجم - دکتر علی موسوی گرمارودی


 

 

قصیده ی جاری در شعر سپید ایران

دکتر « علی موسوی گرمارودی » یکی از چهره های شاخص ادبیات معاصر در سه دهه گذشته است که با ترکیب پشتوانه های مذهبی و ادبی خود از گذشتگان توانسته است راه خود را این عرصه به بهترین شکلی طی کند.

به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، پنجمین مراسم افطار با هنرمندان در روز یکشنبه 31 شهریور ماه میزبان « دکتر علی موسوی گرمارودی » رییس انجمن شاعران پارسی گوی جهان و یکی از بارزترین چهره های ادبی سی سال گذشته کشورمان خواهد بود. بنا بر این گزارش وی در سال 1320 در شهر مذهبی قم به دنیا آمد و بعد از تحصیل در رشته علوم قضایی تا مقطع کارشناسی ، دکترای ادبیات فارسی خود را از دانشگاه تهران گرفت و تا امروز به عنوان یکی از تأثیرگذارترین چهره های ادبی کشور در این عرصه خوش درخشیده است .

اگرچه عموم جامعه و چهره های فرهنگی کشور او را با مجموعه هایی چون « سرود رگبار » ، « عبور » ، « در سایه سار نخل ولایت » ، « خط خون » ، « دستچین » و آثاری از این دست می شناسند اما وی در حوزه داستان نویسی نیز بسیار موفق بوده است .

دکتر علی موسوی گرمارودی با استفاده از بنیان های مذهبی و توانایی ذاتی خود در عرصه ادبیات به سراغ داستان های مذهبی رفته و تا کنون با انتشار ده ها اثر در این زمینه نیز باعث شده تا از او به عنوان پرکارترین نویسنده حوزه داستان انبیاء یاد شود .

از مهمترین آثار او در این حوزه می توان به کتاب هایی چون « درمسلخ عشق » ، « بابا تاریخ » ، « پرتو انسان ها » در دو جلد ، « یونس (ع) » ، « نوح پیامبر » ، « داستان پیامبران » در دو جلد و « شیخ محمدتقی بافقی » اشاره کرد .

امروزه نه تنها نام دکتر علی موسوی گرمارودی با ادبیات معاصر و داستان پیامبران گره خورده است بلکه پیوندی جداناشدنی با قرآن و کلام خداوند دارد و ترجمه کامل و شیوای او از کلام الهی بسیار قابل تأمل و برای اهالی قرآنی کشور دل نشین است .

گفتنی است این مراسم با همت مؤسسه فرهنگی هنری اردیبهشت و معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از دقایقی قبل از افطار تا ساعت 10 شب برگزار خواهد شد .

علاقه مندان به شرکت در این مراسم می توانند روز یکشنبه 31 شهریور ماه جاری به نشانی تهران ، خیابان دکتر علی شریعتی ، خیابان جلفا ، فرهنگسرای ارسباران ( هنر ) مراجعه کنند .

 

چهارمین برنامه ی افطار با هنرمندان: ادبیات و سینما تقابلی انکارناپذیر دارند


 


سه شنبه ی گذشته چهارمین مراسم افطار با هنرمندان این همایش به طور همزمان پذیرای دو چهره شاخص ادبیات و سینمای کشور دکتر « علیرضا قزوه » وابسته فرهنگی ایران در هند و استاد « مجتبی راعی » کارگردان و فیلم نامه نویس نام آشنای دو دهه سینمای ایران بود .

این مراسم با اجرای استاد «جواد محقق» عضو شورای عالی شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز شد و ضمن یک معرفی کوتاه از اساتید حاضر در جلسه ، میهمانان را برای حضور به جایگاه دعوت کرد .

در ابتدا استاد راعی ضمن معرفی کامل تری از آثار خود گفت: در 15 سال گذشته فضای فعالیت در عرصه های سینمایی کشور بسیار تغیر کرده است و امروزه تهیه کنندگان و حتی داوران جشنواره ها بر اساس نام کارگردان به سراغ اثر رفته و آثار برگزیده را بر اساس نام انتخاب می کنند .

این مراسم با معرفی دکتر « علیرضا قزوه » شاعر نام آشنای شهر گرمسار ادامه یافت و وی با اشاره به انتشار بیش از 30 اثر در حوزه های مختلف شعر و ادبیات گفت : من در سال 1342 به دنیا آمدم و اولین کتابم با عنوان « از نخلستان تا خیابان » در روزهای بعد از انتشار قطعنامه روانه بازار نشر شد و تا کنون 12 بار زیر چاپ رفته است و بیش از 30 اثر دیگر چون « شبی در آتش » ، « پیراهن یوسف » ، « عشق علیه السلام » ، « با کاروان نیزه » و « سفرنامه » را در کارنامه خود دارم .

مجتبی راعی حس نهفته در هنر را تنها عامل آرامش هنرمند دانست و دلیل حضورش در این وادی را پاسخ به دغدغه های فکری و یافتن آرامش عمیق با هنر خواند و تصریح کرد : هر هنرمندی اگر صدها شغل داشته باشد و هر روز از این شاخه به شاخه ای دیگر وارد شود تنها در هنر آرامش خواهد یافت و به این وادی پناه خواهد برد.

وی افزود : در سال های پیش از انقلاب در دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان تحصیل میکردم اما بعد به خاطر علاقه ای که به تأتر داشتم ، سراغ سینما آمدم زیرا ایران در سال های دور نمی توانست صاحب تأتر خوبی باشد و وضعیت سینما بسیار مطلوب تر از تأتر بود در حالی که فضای جامعه ما در حال حاضر راه را برای ورود بازیگران تأتر به صحنه هموار کرده است.

دکتر علیرضا قزوه با اشاره به این که در دوران راهنمایی یک معلم انشاء داشتم که نوشته های من را دوست داشت و به آن توجه می کرد گفت : تشویق های این معلم و شروع مطالعات خارج از کتاب های درسی در حوزه ادبیات و آشنایی با اشعار و نوشته های نویسندگان و شاعران بزرگ جهان ، مرا به وادی نوشتن نثر ادبی ، داستان کوتاه وشعر کشاند که با قرار گرفتن در فضای انقلاب و شکل گیری جمهوری اسلامی ایران راه خود را یافتم و خود را در فضای سرودن دوبیتی ، رباعی و دیگر غالب های منظوم قرار دادم .

وی افزود : در همین سال ها آشنایی با امیری فیروزکوهی اتفاق بزرگی بود که در زندگی من افتاد و من با سفارش او به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی معرفی شدم و در آن جا با چهره های شاخصی چون زنده یادان قیصر امین پور و سید حسن حسینی آشنا شدم و کار نوشتن خود را با گرفتن ستون شعری در روزنامه اطلاعات و حضور در تحریریه روزنامه جمهوری اسلامی کامل کردم.

استاد محقق با بیان این مطلب که جامعه هنری ما در سال های پیش از انقلاب همیشه با کمبود متن های قابل اجرا روبرو بوده و این ریشه در مدارس ما دارد و حتی گروه های تأتر دانش آموزی و متن های اجرایی توسط آن ها محدود است گفت : امروزه بیشتر کلاس های سینمایی کشور توسط هنرپیشه ها برگزار می شود و در سال های اخیر اتفاقات جدی ای با رویکرد به کارهای گروهی در حوزه فیلم نامه نویسی رخ داده است ، اما چرا این نگاه در نسل های قبلی دیده نمی شود ؟

استاد راعی در پاسخ به این سؤال تصریح کرد : ما مردمی هستیم که از انجام کارهای گروهی پرهیز داریم ولی نسل جدید این سنت ها را شکسته و کمی یاد گرفته اند که گروهی کار کنند ، جوانان 25 تا 30 ساله ما به آسانی کنار هم می نشینند و با هم می نویسند اما هم نسلان من در حال حاضر توان این کار را ندارند و این تنها زمانی شکسته خواهد شد که فضای بیشتری برای جوانان باز شود تا کار گروهی در قسمت کلان سینما شکل بگیرد .

 

ستاره های سحری در آسمان تهران می درخشند - شب ششم

ششمین شب از شب های شعر ستاره های سحری از سومین دوره سری برنامه های کلمات روزه دار به همت مؤسسه فرهنگی و هنری اردیبهشت و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.به گزارش ستاد خبری مراسم ، با برپایی همایش«کلمات روزه دار» چهره های شاخص ادبی و هنری در شب های ماه مبارک رمضان میهمان مردم هنر دوست کشورمان خواهند بود.این مراسم در روز چهار شنبه16 رمضان میزبان استاد«محمد علی حضرتی» ، استاد «محمد کاظم کاظمی» ، «سینا سنجری» ، «داود نوروزی» ، «نعمت سعیدی» ، « یاسر هدایتی» ، «مژگان عباسلو» و «هادی خورشاهیان» خواهد بود.گفتنی است ستاره های سحری در روزهای زوج ماه مبارک رمضان از دو ساعت پیش از اذان مغرب آغاز و تا افطار ادامه خواهد داشت .علاقه مندان جهت شرکت در این مراسم می توانند از روز چهار شنبه 27شهریور مصادف با 16ماه مبارک رمضان به نشانی تهران ، خیابان شریعتی ، بالاتر از پل سیدخندان ، خیابان جلفا ، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند

با مهمانان شب شعر ستاره های سحری - شب ششم

محمد علی حضرتی
...

محمد کاظم کاظمی
...


سینا سنجری
...


داوود نوروزی
...

نعمت سعیدی
...


یاسر هدایتی
...


مژگان عباسلو
...

هادی خورشاهیان
...

برای نوشتن رمان حفظ حس فردی بسیار مهم است (2 وپایانی)

هنر محصول پارادوکس اجتماعی هنرمند است

بخش دوم دیدار با رضا امیرخانی نویسنده پرفروش ترین رمان سال ایران با پرسش و پاسخ بسیاری از سوی علاقه مندان به داستان نویسی و ادبیات همراه بود .
به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، بخش دوم مراسم افطار با هنرمندان از سوی استاد محقق مجری برنامه و با سؤال این که چگونه از وادی شاعری وارد فضای نوشتن رمان شدید آغاز شد و رضا امیرخانی جواب داد : امروزه گاهی حسرت می خورم که چرا نمی توانم شعر بگویم ولی هیچگاه از شعر جدا نبوده و آن را دوست داشته ام .
وی افزود : من در دبیرستان علامه حلی درس می خواندم و این مدرسه یکی از مدارس منحصر به فرد ایران است که همواره به دنبال تربیت استعدادهای درخشان و نخبگان المپیادی بود و دانش آموزان آن تنها برای فکر کردن به کارهای علمی ساخته شده اند و در چنین شرایطی ما احساس کردیم می توانیم با ارائه برنامه های فرهنگی و انجام کارهایی از قبیل برپایی جلسات شعر ، کمی فضای علمی و سنگین آنجا را تعدیل کنیم و اقدام به برپایی شب های شعر انقلاب اسلامی کردیم که از روزهای اول با 30 نفر آغاز شد و جمعیت حاضر در آن به 3000 نفر رسید .
نویسنده کتاب « بی وتن » با تأکید بر این که تمام شاعران حاضر در این جلسه تحت تأثیر اشعار و مثنوی های بلند استاد « علی معلم » بودند ادامه داد : وقتی برای اولین بار و آخرین بار در یکی از جمع های رسمی شاعران که با چهره های نام آشنای ادبیات برپا شده بود شعری خواندم ، استاد معلم با بیان منحصر به فرد خود جمله « این بچه موسیقی رو می فهمه اما بلد نیست ساز دستش بگیره » باعث شد که من دوباره به خودم نگاه کنم و در همان موقع شعر را کنار بگذارم و یا بهتر است بگویم شعر مرا کنار گذاشت و من در همان زمان با نوشتن "ارمیا " فصل جدیدی از ادبیات را به روی خودم باز کردم .
وی در پاسخ به سؤال چگونگی فراهم شدن مقدمات نوشتن کتاب ارمیا از سوی مخاطبان گفت: نویسندگی همواره کاری تقدیری و تدبیری است و من نیز فقط با رخ دادن چند اتفاق موفق به نوشتن این کار شدم .
امیرخانی تصریح کرد : در همان برنامه های متفرقه استادی بود که امروزه از بهترین دوستان من است و ما را بر اساس لیستی که تهیه کرده بود ، تشویق به خواندن رمان های غربی کرد و من به خاطر لجبازی با او و متوقف کردن بچه ها از این کار اقدام به خواندن سریع همه کتاب های معرفی شده کردم و این لجبازی مؤانست زیادی با نوشتارهای دیگران را برای من فراهم کرد و درست در همان زمان مطالعه کتاب منحصر به فرد سووشون من را متحول کرد .
وی افزود : با خواندن اثر جاودانه استاد فرزانه « سیمین دانشور» به این اندیشیدم که می توان رمان ایرانی خوب هم نوشت و در همان زمان مطالعه مصاحبه ای از « جیمز جویس » پدر جریان سیال ذهن و نویسنده معروف ایرلندی مبنی بر این که « اگرچه جریان سیال ذهن حاصل تفکرات روانشناسی دوره معاصر است اما بهترین متن و الگوی مکتوب آن ، مراثی ارمیای نبی در عهد عتیق است » من را به مطالعه کتب مقدس و ارمیای نبی در تورات کشاند و مجموعه تمام این اتفاقات این کتاب را در اندیشه من متولد کرد.
نویسنده کتاب « ارمیا » با اشاره به بی اطلاع بودن خود از انتشار این کتاب گفت : این اتفاقات زمانی کامل شد که من برای انجام یک پروژه تحقیقاتی راهی آمریکا شدم و قبل از رفتنم این کتاب را برای مطالعه به دوستم دادم و هنگام بازگشت از آمریکا ، وقتی سراغ نوشته ام را گرفتم گفت کار چاپ آن تمام شده و دارند با وانت می آورند و من با انتشار این کتاب به گونه ای تصادفی به عنوان نویسنده معرفی شدم .
« رحیم زری یان » شاعر ادبیات دفاع مقدس با اشاره به زمان کوتاه آفرینش در شعر و تفاوت آن با زمان آفرینش در داستان ، جلسه پرسش و پاسخ را با سؤال درباره نوع چینش شخصیت های داستان ادامه داد و امیرخانی جواب داد : تفاوت های زیادی در نوع آفرینش این دو وجود دارد ، از نظر زمانی بهترین و سریع ترین شکل خلق یک رمان خوب تنها دو صفحه در روز است و نویسنده برای نگارش آن نیاز به حفظ شرایط روحی و اندیشه خود دارد.
وی افزود : اگرچه داستان همچون شعر هیچ محور افقی ندارد اما حفظ محور عمودی آن بسیار مشکل است و باید به طور کامل رعایت شود تا مخاطب سرگردان نباشد.
این نویسنده و منتقد ادبی حفظ محور عمودی را به معنای روابط علی و معلولی ندانست و تصریح کرد : امروزه داستان های موفق در جامعه جهانی تحت تأثیر سینما و فرآیند مونتاژی فیلم ها شکل می گیرد و به جای روابط علی و معلولی به دنبال ارجاعات بینامتنی و برقراری تناسب ها و تناظرهای ادبی برای ایجاد روابط شاعرانه می گردند و اگر امروز کسی روابط بین عناصر داستان نویسی و سینما را بررسی کند مطالب زیادی را کشف خواهد کرد.
امیرخانی در پاسخ به سؤال تأثیرات حفظ تداوم حس مورد نیاز داستان نویسی در زندگی خانوادگی جواب داد : نویسندگی درست مثل زندگی از دو بخش فردی و اجتماعی تشکیل شده است که بخش فردی آن بر اساس تجربه ها و شناخت های نویسنده از خویش می تواند با تکنیک های مختلفی قوی و کامل شود اما هیچ گاه بخش اجتماعی آن در اختیار نویسنده نیست و همواره تا اثری خلق شود می تواند دستخوش تحولات بسیاری شود و همین باعث شده تا آثار برخی از نویسندگان با مسائل روز تطبیق نداشته و مخاطب گریز شود و تنها در زمانی اثری موفق خواهد بود که بتواند از عمق بنیان های اجتماعی سوژه برداری کند تا کهنگی زمانی تأثیری بر نگارش و ارتباط مخاطب با آن نداشته باشد.
وی افزود : من در هنگام نوشتن بارها کار خود را بازنویسی و دوباره خوانی می کنم تا بتوانم حس درونی خود را حفظ کنم ولی باید تأکید کنم که همواره خود نویسنده بیشتر از هر مخاطبی مشتاق است که پایان داستان خود را بخواند و ببیند که چگونه اثرش به پایان می رسد.
نویسنده کتاب « بیلتن » با اشاره به متنی از کتاب « فضیلت های ناچیز» یادآوری کرد : یک داستان و نوشته در ابتدای راه چون یک عروسک خیمه شب بازی در اختیار نویسنده است اما در ادامه راه خود شروع به حرکت کرده و اعلام استقلال می کند و به گونه ای پیش می رود که در اواخر داستان همواره این متن است که نویسنده را هدایت می کند .
استاد محقق ضمن بیان تفاوت های تجربه در شاعران و نویسندگان ، با سؤال راه های کسب تجربه در نویسندگی کدام است فضای جلسه را از شرایط داستان نویس به سمت پیش نیازهای داستانی هدایت کرد و رضا امیرخانی در جواب گفت : همواره باید بی سوادی در رمان نویسی جبران شود و یکی از مهم ترین پیش نیازهای نویسندگی مطالعه بسیار برای باروری ذهن و تفکیک آن به دو دسته تخیلی و تجربی است.
وی افزود : بعضی از نویسندگان با استفاده از تخیلات خود فضای یک مطلب را آنچنان پیش می برند که گویی سال ها در آن داستان زیسته اند اما من از آن دسته افرادی هستم که برای بارور کردن ذهنم باید به مسافرت بروم و تنها چیزهایی را که دیده ام می توانم به رشته تحریر درآورم.
رییس سابق انجمن قلم با تأکید بر ضرورت باروری اندیشه در زمان پیش از آغاز یک داستان تصریح کرد: مخاطبان امروز نیاز به مطالب و تجربه های جدید دارند و من تا زمانی که در این فضا باقی بمانم هیچ تجربه جدیدی به دست نخواهم آورد و هر آن چه را که به رشته تحریر در آورم حاصل بازخوردهای اجتماعی همین جامعه است که مخاطب و ذهن او همواره با آن زندگی کرده است و هیچ طراوت و تازگی خاصی برای او ندارد و هر نویسنده ای راه های خود را برای فرار از روزمرگی دارد و من نیز مسافرت را انتخاب کرده ام.
وی در پاسخ به سؤال دلایل اقبال فروش بالای کتاب های « من او » و « بیلتن » تأکید کرد : هیچ نویسنده ای نمی تواند پیش بینی کند که کتاب او با اقبال روبرو شده یا نه و من نیز سعی کرده ام اهمیتی برای آن قائل نباشم زیرا چه نوشتن را مهم تر از موارد دیگر می دانم .
وی خاطر نشان کرد : هنگامی که یک داستان را می نویسم احساس می کنم نویسنده هستم اما در بعد از آن زمان تنها احساس انسان های بی کار را دارم و دیگر نویسنده نیستم چون معلوم نیست که دیگر بتوانم کتابی بنویسم یا نه و نکته مهمتر این که زمانی دلایلی برای نوشتن داشتم و آن را به رشته تحریر درآوردم و مادامی که نگارش کتاب دیگری را آغاز نکنم نمی توانم عنوان نویسنده را روی خود بگذارم.
رضا امیرخانی درپاسخ به سؤال چرا بعضی از نویسنده ها برای نوشتن آثار خود به کنج خلوت می روند گفت : همواره محیط های خانوادگی و اجتماعی گرفتاری های زیادی را به همراه دارد که می تواند ضرورت توالی نوشتاری و حفظ حالت و اندیشه نویسنده را از او بگیرد و انتخاب اماکن خاص و گوشه عزلت گزیدن کاری عادی و غیر قابل اجتناب در حوزه نویسندگی است .
سومین نشست افطار با هنرمندان همایش کلمات روزه دار در حالی با عکس یادگاری حاضران و رضا امیرخانی به پایان رسید که نویسندگان و علاقه مندان به داستان نویسی هنوز سؤالات زیادی را در ذهن خود داشتند.
گفتنی است مراسم افطار با هنرمندان همایش کلمات روزه دار در چهارمین روز خود میزبان استاد « مجتبی راعی » از پیشکسوتان سینمای کشور خواهد بود.
علاقه مندان به شرکت در این مراسم که از سوی معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برگزار می شود ، می توانند روز سه شنبه 26 شهریور ماه به نشانی خیابان شریعتی ، خیابان جلفا ، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند.

از ارمیا تابیوتن همگام با رضا امیر خانی در سومین شب افطار با هنرمندان


 


رضا امیرخانی یکی از چهره های جوان و منحصر به فرد جامعه ادبی ایران است که تنها با 35 سال سن تجربه های بزرگی چون ریاست انجمن قلم ایران و عنوان پرفروش ترین کتاب داخلی را با خود همراه دارد.
به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، سومین شب افطار با هنرمندان در روز یکشنبه 24 شهریور ماه پذیرای رضا امیرخانی نویسنده نام آشنای کشورمان خواهد بود .
رضا امیرخانی یکی از شخصیت های جوان ادبیات ایران است که راه های بلند را خیلی زود طی کرده و مسیرهای از دانشگاه شریف تا آمریکا و از آمریکا تا ریاست انجمن قلم ایران را در کارنامه خود جای داده است و این بار ماه مبارک رمضان و کلمات روزه دار بهانه ای شده تا مخاطبان از نزدیک با او و دغدغه های فکری اش آشنا شوند.
این نویسنده نام آشنا کار خود را با نقد دوران سازندگی در کتاب ارمیا در سال 74 آغاز کرد و با این کتاب جایزه دومین جشنواره سراسری دفاع مقدس و اولین دوره جشنواره مهر را از آن خود کرد.
کتاب ارمیا خیلی زود در زمره برگزیده آثار 20 سال دفاع مقدس جای گرفت و نام نویسنده جوان خود را بر سر زبان ها انداخت و این نام با رمان «من او» در سال 78 فراگیر شد.
این کتاب در دومین جشنواره مهر مورد تقدیر قرار گرفته و یکی از سه کتاب برگزیده منتقدان مطبوعات و جزو سه کتاب برگزیده سال ۷۹ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود .
وی فعالیت ادبی خود را با کتاب «ازبه» در حوزه دفاع مقدس و «داستان سیستان» ادامه داد و با مقاله بلندی در حوزه ریشه یابی مهاجرت نخبگان در سال 84 مقدمات انتشار کتاب «بیوتن» را در فروردین سال جاری فراهم کرده تا کارنامه وی با مجموعه ای از داستان های کوتاه به نام ناصر ارمنی به پایان برسد.
رضا امیرخانی با نگاهی متفاوت در آثار خود به دنبال نگرش های فرامذهبی امروزی و مدرن در حوزه ارزش های آیینی است و این در حالی است که به شدت به مفاهیم ملی و آیینی عشق می ورزد.
علاقه مندان به شرکت در این مراسم که در 24 شهریور ماه از دقایقی قبل از افطار تا دو ساعت بعد از اذان ادامه دارد به نشانی تهران ، خیابان شریعتی، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند.

 

رحماندوست و صد دانه یاقوت افطاری


 

سال هاست که تمام کودکان این مرز و بوم با «صد دانه یاقوت» و بسیاری دیگر از شعرهای او زیسته اند و این بار ماه مبارک رمضان و کلمات روزه دار بهانه ای شده تا مخاطبان از نزدیک با او و دغدغه های فکری اش همگام شوند.
به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، دومین شب افطار با هنرمندان در روز سه شنبه 19 شهریور ماه پذیرای کودکانه های مصطفی رحماندوست خواهد بود.
مصطفی رحماندوست نامی است که با بیش از 116 شعر ، داستان و ترجمه برای کودکان و نوجوانان در موضوعات مختلف و گاهی نیز فولکلور ، با آن ها و برای آن ها زیسته است .
مصطفي رحماندوست با بیش از سه دهه فعاليت پي گيرانه در حیطه ادبیات کودک ، خود را اسیر نام ها و رنگ ها نکرده و بدون هیچ شيفتگی به كارهاي فرعي تنها در حیطه ادبیات زیسته است.
این شاعر توانای کشورمان در زمينه كاري كه در پيش گرفته است ، قابليت جريان سازي بسیاری دارد و همواره از حضور ديگران در این عرصه استقبال كرده و از موفقيت هاي ديگران در اين زمينهَ شاد می شود و همین امر باعث شده تا محبوبیت او و جلوه های رفتاری و اخلاقی او نیز در بین مخاطبان و اهالی قلم زبانزد باشد.

شبی با یوسفعلی میرشکاک ، شاعر آیین ها و آینه ها

هنر با دوبال عشق و ایمان پرواز می کند

 



 
شب گذشته اولین مراسم افطار با هنرمندان همایش کلمات روزه دار با حضور استاد «یوسفعلی میرشکاک» شاعر آیین ها و آینه ها و جمع کثیری از شاعران و علاقه مندان شعر و ادب فارسی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، این مراسم با اجرای استاد «جواد محقق» عضو شورای عالی شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز شد.
در ابتدا استاد محقق با اشاره به سابقه 30 ساله دوستی خویش با میهمان مراسم گفت: بدون شک یوسفعلی میرشکاک یکی از چهره های شاخص ادبیات امروز کشورمان است که با بیش از سه دهه فعالیت در عرصه های مختلف ادبیات آیینی و اجتماعی، نقدهای ادبی و حضور مستمر در عرصه های مطبوعات توانسته است وظیفه خود را در قبال جامعه ادبی ایران ادا کند.
وی با نقل خاطره ای از دوران جوانی و چاپ اولین شعر خود در روزنامه جمهوری اسلامی توسط یوسفعلی میرشکاک او را از ابتدای راه شاعری با آثاری چون «قلندران خلیج» تا «از چشم اژدها» که از آخرین آثار استاد بود معرفی و سپس وی را برای حضور در جایگاه میهمان و سخنران مراسم دعوت کرد.
استاد یوسفعلی میر شکاک با شعر اصیل و حماسی «به نام خداوند جان آفرین / حکیم سخن در زبان آفرین // خداوند جان و خداوند رای / خداوند روزی ده رهنمای» کلام خود را آغاز کرد و گفت: درود خداوند بر ایرانیان باد که پاسدار و سپاسدار آزادگی اند و به راه نیاکان روند و آسمان را نیاکان خود پندارند و نه به راه و رسم بدان که به پرستش خدای مشغولند و با جهان نه کیشی که ستیزی دارند و بر بدان باد ننگ جاودان.
وی با اشاره به پیشینیان خود و تشریح معنای اسمش گفت : برای اولین بار بعد از سی سال می خواهم به قرائت اشتباه دوستان از اسمم اعتراض کنم زیرا من از قبیله شکاک ـ به کسر مبتدا ـ کرد حیدری گوران و روافض اهل حق هستم و همین اصالت است که شعر مرا ارتجالی کرده و از سخن پردازی بیزارم هر چند که گاهی برای پاسخ به برخی از رویدادها ناگزیر آدمی باید داد سخن سر بدهد.
خالق مجموعه «قلندران خلیج» بندگی کردن را تنها در پیشگاه خداوند مقدس خواند و با اشاره به معنای رمضان تصریح کرد: این ماه معنای رمض و آتش را در خود دارد و در آن انسان باید آتش درون را بیدار کند تا ظواهر دنیوی را با آن به آتش بکشد .
وی با اشاره به این که باطل می تواند حق جلوه کند اما حق همیشه حق است و هیچ وقت باطل نمی شود ادامه داد : خداوند کسی است که اول و آخر و ظاهر و باطن است و راه راست را از دیگر راه ها با کلام خویش جدا کرده است و تمام پیامبران نیز برای بیان آن و نمایش واقعی تأثیر پندار نیک بر گفتار نیک و گفتار نیک برکردار نیک در عالم بشری و تکامل آن تلاش کرده اند.
میر شکاک با قرائت چند غزل از کتاب «زخم بی بهبود» در مدح مولای متقیان علی (ع) و امام زمان (عج) و ارائه تصاویری از انتظار یک منتظر واقعی مخاطبان را در فضای تصویرهای اشعار خود غرق کرد تا مقدمه ای برای سوال «سید ضیاءالدین شفیعی» درباره آثار نقاشی استاد و ورود بحث از دنیای کلمات به دنیای نقاشی باشد.
این شاعر و نقاش با اشاره به برپایی نمایشگاه نقاشی خود در سال قبل ، رنگ ها را همان هویت کلام در روابط اجتماعی دانست و تصریح کرد: خداوند در آیه ای از قرآن خود را مصور خطاب می کند و او همان نقاش بزرگ است که صورت گری می کند و هر کس را هر گونه که بخواهد نقاشی می کند و شکل می دهد.
وی با یادی از کتاب انسان کامل اثر «هانری کربن» و پنج رساله گفت: عرفا در گذشته با علمی به نام روانشناسی درون آشنا بودند و این نشان می داد که بدون نیاز به تمام امکانات آزمایشگاهی امروزه آن ها چه قدر به درون خود دست یافته و از وجود ذرات خویش آگاه بودند و این همان توجه به صورت گری خداست.
این منتقد ادبیات و سینما با اشاره به آیه «انا اقرب الیکم من حبل الورید» و«نفخت فیه من روحی» ادامه داد : عرفا به آن چه که منصور ندا می کرد دست یافته و همان گونه که مؤمن با نور خدا می بیند آنها نیز این گونه دیده و مظهر زیبایی و عشق را در ذرات خویش یافته بودند .
وی بعد از اشاره به مصور کامل به تحلیل برخی آثار پیکاسو ، ماتیس ، مودریانی و جرج براک و مقایسه آنها با یکدیگر پرداخت و گفت: پیکاسو با رویکردی به نقاب ها ،
مینیاتور ایرانی و چینی و نگاهی به آثار امپرسیونیستی و پست امپرسیونیستی و نیز اصالت وحش توانست مکتب کوبیسم را پایه گذاری کند.
میرشکاک ادامه داد: اگرچه وی بعد از عبور از دوره های آبی و صورتی به رئال و نقش های اساطیری بازگشت اما آثار او از نظر تقسیم بندی و یافتن نقاط طلایی و تحلیل او از اشکال هندسی شگفت انگیز است.
وی با اشاره به تفاوت نگاه هنری در ایران و جهان خاطر نشان کرد: امروزه در جهان مدرن ترین کارهای هنری هم که قابلیت نقد در عرصه های تاریخی و فرهنگی را داشته و با محبوبیت عاطفی از سوی عوام و مقبولیت تخصصی از دید کارشناسان روبرو شود و در موزه ها جای بگیرد در زمره آثار کلاسیک قرار می گیرد و این در حالی است که چنین دیدگاهی در ایران وجود ندارد.
این منتقد عرصه های هنری با این موضوع وارد نقاشی در ایران شد و به بررسی آثار شخصیت هایی چون «کاظم چلیپا» ،«حسن یاقوتی» ، «مصطفی گودرزی» ، «حسین خسروجردی» و «سید محمود فرشچیان» پرداخت.
این فیلمنامه نویس با مقایسه عرصه نقاشی ، ادبیات و سینمای ایران اظهار کرد: آنچه که امروز تمام عرصه های هنری کشور را تحت تأثیر قرار داده و از تولید آثار حرفه ای جلوگیری می کند ایجاد فضای کلیشه ای و تکراری و قرار گرفتن هنرمند در سایه گذشتگان است که تخیل او را از این حوزه دور می کند.
وی با اشاره به حدیثی از مولای متقیان گفت : انسان در هر لحظه در حال تغیر و تحول است و هر کسی که دیروزش مثل امروزش باشد مغبون است و تا نابودی فاصله زیادی ندارد.
خالق «از زبان یک یاغی» افزود : هنر با دو بال عشق و ایمان می پرد و آن چیزی که این دو را به وجود می آورد خلاقیت و درونی بودن اثر هنری برای خالق آن است و این همان چیزی است که خداوند را در لحظه خلقت به وجد آورده و به خود آفرین می گوید و اگر این خلاقیت برداشته شود و به تکرار برسد دیگر هیچ حسنی در آن نبوده و برای مخاطب ملال آور خواهد شد.
وی با اشاره به این که اگر دنیای هنری ایران به همین صورت به مسیر خود ادامه دهد دیگر هیچ هنرمندی در آن متولد نخواهد شد ، کار خود را با چند غزل عرفانی دیگر به پایان برد.
گفتنی است مراسم «افطار با هنرمندان» از دقایقی پیش از افطار تا ساعت 22:30 در فرهنگسرای ارسباران(هنر) برگزار شد و قرار است تا در روز سه شنبه این مراسم میزبان استاد «مصطفی رحماندوست» شاعر کودک و نوجوان باشد.

شب نوزدهم : توقف قطار برنامه ي" افطار با هنرمندان"  در هشتمين ايستگاه2

اميرخاني در پاسخ به سوال يكي از حاضران در سالن كه نظر او را درمورد تمايز شعرو داستان جويا شد ، گفت : اصولا من تمايزي بين اين دو نمي بينم و آنچه مشهود است تلفيقي است كه همواره در اين بين وجود دارد. آنچه مسلم است جوهره ي همه ي كارهاي هنري ، شعر است.

وي در پاسخ به پرسش ديگري كه به نزديكي شخصيت نويسنده به پرسوناژهاي رمان در طول نگارش آن ، اشاره داشت ، چنين گفت :

هر نويسنده در زمان نگارش يك اثر ، با نفوس مختلفه ي خودش سرو كله مي زند، چه در زمان خلق يك شخصيت خوب و چه در زمان توصيف پرسوناژ بد و اين يك امر لا ممكن است ..هيچ نويسنده اي نمي تواند" خود خودش" را در داستانش پنهان كند.داستان در واقع در ناخودآگاه فرد نگاشته مي شود.

جواد محقق كه مدتي بود به نظاره گر جلسه تبديل شده بود ، با ذكر خاطره اي از دوران نوجواني اش و مطالعه ي عاشقانه ي  خاطرات" برادران اميدوار" ، اولين جهانگردان ايراني كه با موتور و ماشين ،بسياري از مناطق جهان را ديده بودند ، از امير خاني در مورد سفرنامه هايي كه تا به امروز نوشته است پرسيد و اينكه چگونه به اين سبك رسيدي ؟

من به سبب عادت  هميشگي ، هر كجا كه مي رفتم ومي روم ، روزنگاري مي كنم . اين عادت ، عاملي شد كه به سراغ دسته بندي و مرتب كردن و نهايتا انتشار آنها بروم .آنچه كه سفرنامه هاي امروزي را با سفرنامه هاي قديمي نظير ناصر خسرو ، متمايز مي سازد همانا محتوي آنها و از همه مهمتر نوع نگاه نويسنده ي سفرنامه است . در سفرنامه هاي قديمي به لحاظ شرايط زماني ، نگارنده به شرح تمامي عوامل مانند: توصيف جغرافيايي ، مردم شناسي منطقه ، پوشش گياهي و.. مي پرداخت وحق هم اين بود ولي در سفرنامه هاي امروزي ، درج اينگونه داده ها ، به سبب راه هاي متنوع دستيابي به آنها از سوي مخاطبين ، روش سوخته اي به شمار مي رود. خواننده ي امروزي سفرنامه ها ، به دنبال نگاه نويسنده هستند . فراموش نكنيد كه يك نويسنده آبشخوري به غير از سفر كردن و نوشتن ندارد .

مثلا در سفري كه به امريكا رفته بودم ، كه قريب به يكسال هم طول كشيد و نگراني من از بابت ازدست رفتن زبانم مرا بار ديگر به وطن كشاند، من به سنت هميشه ي خودم خاطره نگاري مي كردم،در زمان بازگشت به مرور آنها پرداختم و تصميم به انتشار آن گرفتم . پس از مدتي نگارش به مسايلي برخوردم كه آنها جذبه ي بيشتر ي برايم پيدا كرد و مشغول نوشتن آنها شدم . ثمره ي اين نگارش ها ، كتابي شد به نام" نشت نشا "كه در آن به مسئله ي فرار مغزها و راه هاي بومي كردن توليد علم با توجه به برداشت هايم در طول اقامت در امريكا پرداختم .رضا اميرخاني نويسنده ي رمان هاي" ارميا "، "من او" و" بي وتن"

روند ادامه ي نشست به نحوي بود كه هيچكس ميل به ترك جلسه نداشت و با همان آمار حاضرين دقايق آغازين به كار خود ادامه مي داد.

رضا اميرخاني نويسنده ي رمان هاي" ارميا "، "من او" و" بي وتن" ، در بين صحبت هايش بارها به نقش شعر و تاثير پذيري غيرمستقيم آثارش از آن اشاره كرد و تصريح كرد : هر زمان كه نوشته ام را خوب و دلنشين مي يابم ، مي فهمم كه اين مقبوليت اثر ، به سبب آن است كه  اثرم بوي شعر گرفته است.

وي نبود افراد مرجع ومقبول در عرصه ي معرفي و نقد آثار ادبي كشور را از مهمترين عوامل فاصله گرفتن مردم از مطالعه دانست و كاركرد رسانه ها در اين زمينه را تكراري و تهي از اعتبار دانست.

نويسنده ي ميهمان امشب ، به دنبال هويت بودن را در دنيا يي كه هر روزه براي ما هويتي جديد ساخته مي شود ، از وظايف اصلي هنرمندان در رشته هاي مختلف دانست و راه دستيابي آسان به هويت ملي را دوري جستن از مسايل و مشكلا ت رايج و انبساط نگرش در برخورد با مسايل پيراموني اعلام كرد.

در حاليكه عقربه ، ساعت 8:40 دقيقه را نشان مي داد، امير خاني همچنان گرم و پر حرارت به سخنانش ادامه مي داد كه :

داستان كوتاه نويسي كار من نيست و از تنها كارم در اين راه (  كتاب ناصر ارمني) اصلا رضايت ندارم .به نظر مي رسد كه داستان كوتاه نويسي ، مغز خاصي را مي طلبد  و من اين مهم را ندارم .

ذهن من براي داستان كوتاه ، تربيت نشده است . من در داستان بلند به دنبال حجم هستم ولي در داستان كوتاه اين حجم اصلا وجود ندارد.

آخرين نشست با هنرمندان ، با گرفتن عكس هاي گروهي ، نيمه گروهي و خصوصي به كار خود پايان داد و به خاطره ها پيوست .

          

              این هم آخرین عکس گروهی

 

 

شب نوزدهم : توقف قطار برنامه ي" افطار با هنرمندان"  در هشتمين ايستگاه1

قطار برنامه ي" افطار با هنرمندان" ، بالاخره در هشتمين ايستگاه خود و در آخرين روزهاي ماه رمضان86، با حضور نويسنده ي نام آشنا ، رضا اميرخاني در فرهنگسراي رسانه ، توقف كرد!

توقفي كه به نظر همگان كه اين نشست هارا از اولين جلسه تا به انتها آمده بودند و به جوانب آن دقت كرده بودند  به بارقه اي نو براي يك آغاز مجدد در بازشناسي وانگيزش دوباره در عالم هنر در شقوق گوناگون تبديل شد..رضا اميرخاني مهمان آخرین برنامه افطار با هنرمندان بود

برخلاف هيجده شب پيش كه معمولا سروقت و يا زودتر خودم را به فرهنگسرا مي رساندم ، امشب ، زماني به سالن صرف افطار رسيدم كه همه در حال خودشان بودند و بود و نبود من برايشان بي تاثير بود. ميهمان اصلي ، رضا اميرخاني آمده بود و بر سر ميز افطار با دوستان قديمي خود به گفت و شنود مشغول بود . تقريبا زمان چنداني براي باز كردن افطارم نداشتم .افطار را خورده ، نخورده ، نيمه كاره رها كردم و با موجي كه در پيشاني اش اميرخاني روان بود ، همسو شدم .وارد سالن همايش كه شدم ، يكباره به ياد اولين شبي كه به اتفاق حجت الاسلام حجت كشفي خوشنويس وارد سالن شدم و با وسواس ، صندلي مناسبي را جهت ثبت گفته ها و وقايع پيراموني انتخاب كردم ، افتادم.

زمان در حال گذربود ، به سرعت مراسم به شكل و فرم واقعي ورسمي خود رسيد . ظاهرا هر وقت ،ميهمان جلسه از گروه جوانان باشد ، همه چيز هم بدون معطلي جفت و جور مي شود! جواد محقق به اتفاق اميرخاني به روي صحنه رفتند و مجري اين چنين آغاز كرد:

"اميرخاني ،فردي است كه خيلي ديرتر از خيلي ها شروع كرد ودر مقايسه با ديگران عرصه نويسندگي ، به سرعت پله هاي ترقي و اشتهار را طي كرد. اين توفيق را با نگاهي منصفانه به ميزان فروش كتاب هاي وي در سال هاي اخير در بازار كساد كتاب و كتابخواني  كشور ، مشاهده كرد.در اين مورد بهتر است يادآورشوم كه رمان" من او" ي ايشان اخيرا به چاپ چهاردهم رسيده است!

اميرخاني را مي توان از جنبه هاي ديگري نيز ، متفاوت و موفق دانست مثلاً : همانند آنتوان دوسنت اگزوپري خالق شازده كوچولو،  خلباني مي كند. پس از وقوع زلزله هاي رودبار و بم ، از اولين افرادي است كه بطور مستقل ، براي كمك به همنوعانش خودرا به منطقه مي رساند.با كاغذ و خودكار د ركارش سرو سري ندارد و تمام كارهايش رااز ا لف تا ي ، با رايانه اش انجام مي دهد ، در يك كلام ، نويسنده اي به تمام ديجيتال است . اگرچه رمان نويس مشهوري است ولي تحصيلات دانشگاهي اش را در رشته ي مهندسي مكانيك به اتمام رسانده است و در هيچ دوره و كلاس خاصي براي آشنايي با اصول نويسندگي شركت نكرده است . وي در حقيقت ، تحصيلات تكميلي خودرا در دانشگاه اجتماع پي گرفته است و حاصل آن علاوه بر داستان ، تحرير چندين سفرنامه ، تحقيق و پژوهش  است ."

اميرخاني كه تا به اينجا ، سربه زير و دست به سينه ، به سخنان  محقق گوش مي داد، لب به سخن گشود و گفت:

از تواضع و فروتني آقاي محقق سپاسگزارم و فكر مي كنم ايشان بيشتر در مورد من  شاگردنوازي  كردند تا معرفي من. بي ترديد ، كاري كه من در طول اين ايام به آن پرداخته ام دراصل يك تفريح شخصي بوده است و ديگر هيچ. به بيان ديگر ، من چند سالي از عمرم را به نويسندگي پرداخته ام  و زحمت خاصي هم تحمل نكرده ام و اين محبت مردم بوده است كه بيش از انرژي كه در اين راه صرف كرده ام ، شامل حال من و نوشته هايم شده است .به نظر من ، نويسندگي كار پيچيده اي نيست !

من در پايان هر كتابم ، به جاي آنكه در مورد كتاب بعدي ام فكر كنم ، به فكر شغلم هستم ، چون اعتقاد دارم كه هيچ تضميني نيست كه بنده تا آخر عمر بتوانم بنويسم و اغلب اوقات ، صبح كه از خواب بلند مي شوم ، به زماني مي انديشم كه صبح از خواب برخيزم و قلمم ديگر ننويسد!

شايد منصفانه ترين تعبير براي موفقيت من و امثال من ، اقبالي بوده است كه مردم نسبت به ادبيات داستاني نشان داده اند، در غير اين صورت بايد باور كنيد كه من همواره به دنبال ذوق خودم بوده ام تا چيز ديگر! شايد باور آن برا ي شما سخت و غير ممكن باشد ولي نيت من در همان حضورهاي داوطلبانه در مناطق زلزله زده ي رود با ر و بم ، نيز از نوع خيرخواهانه نبود ! بلكه براي من يك نوع تفريح تلقي مي شد.من از جوانان نسلي هستم كه به جاي رفتن به كيش و شمال و گپ با دوستان در آن فضا ها ، رفتن به روستاهاومناطق محروم و توزيع رايگان كتاب در بين مردم آنجا و اعزام به بم و رودبار ، را انتخاب كرديم و اين كارهارا تفريح مي دانيم .  راستش كار ديگري را بلد نيستيم!

سخنان بي پرده و صريح اميرخاني ، حاضران را شوكه كرده بود كه محقق با طرح اين سوال كه :

آيا به نظر شما كه در شمار نويسندگان موفق ايران هستيد ، نويسنده شدن به ويژه در عرصه ادبيات داستاني ، لزوما به گذراندن دوره هاي تخصصي نياز مند است ؟ و اگر نيست ، پس چگونه؟، حضار را بار ديگر به تم اصلي نشست باز گرداند.

اميرخاني پس از اندكي تامل ، گفت :

من در ابتدا به اين مسئله زياد فكر مي كردم كه چرا ما قلل مرتفع هنري ، كمتر در كشور مي بينم؟ واقعا چه اتفاقي افتاده است كه افراد و آثار شاخص ، تعدادشان قليل است ؟ در اين جستجو ها با پديده ي انجمن هاي ادبي و شاعرانه برخورد كردم ، و علت را در عدم تاثير گذاري هاو آموزش هاي آنها يافتم ! و اينكه آيا براستي اين انجمن ها ، مانع ظهور وبروز قلل مرتفع در عالم هنر بوده اند؟ با پي گيري هاي بعدي ، دريافتم كه افراد قله نشين ، از درون انجمن ها شكل نگرفته اند و كاركرد اين گونه انجمن ها ، بيشتر به شكل گيري هنر متوسط كشور موكول شده است كه البته نبايد فراموش كرد كه اين سطح هنر براي تغذيه ي رسانه هاي عمومي بسيار حياتي و نياز است . اما بايد قبول كرد كه ما نتوانسته ايم هنر عالي را پيدا كنيم و يا حداقل فاصله ي بين هنر متوسط و عالي را پر كنيم .

من با اين تفكر ، به سراغ انجمن هاي ادبي و اينگونه محافل براي دستيابي به شناخت حرفه اي دنياي نويسندگي نرفتم و تنها با تكيه بر مطالعه ي زياد و مستمر و حتي بدون شناخت از نويسنده ي آثار به نوشتن روي آوردم و همچنان هم بر اين عقيده هستم كه مطالعه ي وافرو بدون وقفه ، موثر ترين روش براي دستيابي به روح نويسندگي است .

با آخرين ميهمان" افطار با هنرمندان" آشنا شويد :

امشب به روال سه شنبه هاي پيشين رمضان 86، ميهماني از اهل هنر در برنامه ي افطار با هنرمندان ، در ميان ماست و قرار است پس از صرف افطار با دوستداران ادبيات داستانويسي به بحث و گفتگو بنشيند. هشتمين و به عبارتي آخرين ميهمان اين نشست ، رضا اميرخاني 36 ساله  ، نويسنده ي موفق و متعهد معاصر ايران است .براي معرفي وي به سايتهاو كتابهاي گوناگوني سركشي كردم ، ولي دست آخر به درج كاملي از اطلاعاتي كه سايت ويكي پديا ، براي اميرخاني بسنده كردم و بعد از كمي اصلاحات زيبا شناسانه ، عينا آن را در اين پست قرار دادم.

رضا امیر خانی

رضا امیرخانی زاده سال 1352 در تهران، نويسنده ايرانی است. او اکنون رئیس هیات مدیره انجمن قلم ایران نیست.

رضا اميرخانی در دبیرستان علامه حلی تهران درس خوانده است. او دارای مدرک کارشناسی در رشته مکانیک همچنین دارای مدرک خلبانی شخصی است. مدتی سردبیری سایت لوح ارگان نويسندگان ادبيات پايداري را بر عهده داشت و در پاییز 84 از اين مقام استعفا داد. سايت ادبي لوح از محبوب ترین سايت هاي ادبي ايران در دهه هشتاد به شمار مي رود. سرلوحه هاي او كه جایگاه سرمقاله هاي مطبوعات را داشت، يكي از پر طرفدارترين و تاثيرگذارترين بخش هاي اين سايت به شمار مي رفت كه باعث عمده محبوبيت اين سايت اينترنتي شده بود.

           نگاه متفاوت وي به داستان و داستانها و رمانهاي زيبايش باعث شد وي به عنوان يكي از آينده دار ترين نويسندگان ايران مطرح شود، چنان كه سيد مهدي شجاعي در يكي از مصاحبه هايش وي را به عنوان آينده دار ترين نويسنده كشور قلمداد كند.

اِرمیا نام اولین كتاب امیرخانی در سال 1374 است كه در آن به نقد دوران رياست جمهوری اكبر هاشمی رفسنجاني موسوم به دوران سازندگي پرداخته است. دومین اثر رضا امیرخانی رمان من او است كه در سال 1378 منتشر و برخی آن را بهترين كتاب اين نویسنده می‏دانند. ازبه سومین اثر اين نويسنده مي باشد كه در سال 1380 چاپ شد و در آن به بیان گوشه‌ای از سختی‌های ‌زندگی در دوران جنگ و بعد از آن پرداخته است. . داستان سیستان چهارمین كار رضا امیرخانی، سفرنامه‌ای است كه به حواشی مسافرت آيت الله سيد علی خامنه اي به استان سیستان و بلوچستان میپردازد.اين كتاب در سال 1382 منتشر شد. كتاب بعدي وي هم مقاله بلندي به نام نشت نشا است كه در سال 1384 چاپ شد و به ريشه يابي معضل فرار مغزها پرداخت. وي هم اكنون در حال نگارش رمان بعدي اش به نام بي وتن مي باشد. از وي در سال 1378 مجموعه اي از داستانها كوتاه به نام ناصر ارمني نيز به چاپ رسيده است.

           کتاب اِرمیا برگزيده جشنواره آثار 20 سال دفاع مقدس و مورد تقدیر در اولین دوره جشنواره مهر و دومین جشنواره دفاع مقدس

           کتاب من او كه در دومین جشنواره مهر مورد تقدیر قرار گرفته و یكی از سه كتاب برگزیده منتقدان مطبوعات و سه كتاب برگزیده سال 79

           اِرمیا (رمان، سال 74)

           ناصر ارمنی (مجموعه داستان، سال 78)

           من او (رمان، سال 78)

           ازبه (داستان بلند، سال 80)

           داستان سیستان (سفرنامه، سال 82).

           نشت نشا(مقاله بلند، سال 84)

           بی وتن (در دست انتشار)

من او عنوان دومين رمان رضا اميرخاني است. اين كتاب براي اولين بار در سال 1378 و در حالي كه تنها 26 سال داشت منتشر شد. داستان اين مجموعه چه به لحاظ پرداخت شخصيتها و جه به لحاظ نوع نگارش و چه به لحاظ نوع روايت، داستاني متفاوت را براي خواننده رقم مي زند.

           علي رغم اينكه داستان مجموعه بر مدار موضوعي كليشه اي يعني عشق پسر و دختري به يكديگر رقم مي خورد، اما خواننده هيچگاه در طول داستان احساس كسالت بار بودن يا تكراري بودن را در خود حس نمي كند. نگارش متفاوت كلمات و جمله ها، روايتي سيال ذهن و داستانهاي فرعي جذاب و جالب بيشتر روايتگر زندگي چند نسل از مردم در تهران است تا صرفا زندگي دو پسر و دختر يا خانواده آنها. شايد به همين خاطر است كه حتي سر سخت ترين منتقدان اين رمان در آن زمان هم نتوانستند از زيبايي نوع روايت داستان به سادگي عبور كنند.

           اين كتاب را بايد مهمترين كتاب رضا اميرخاني تا كنون دانست. اين كتاب باعث كسب اعتباري قابل قبول براي وي شد، به طوري كه حتي برخي او را به عنوان يكي از آينده دار ترين نويسندگان آينده ايران معرفي كردند. اين امر حتي باعث شد كه در سالهاي بعد به عنوان رييس انجمن قلم ايران نيز انتخاب شود.

           از ديد غالب دوستداران وي من او به عنوان بهترين اثر وي شناخته مي شود.

شب هفدهم : استاد جواد صادقي تهراني

از وقتي كه شمار برنامه ي" كلمات روزه دار" از يك رقمي به رو رقمي رسيده است ، گذشت شب هاي "ستاره هاي سحري" و" افطار با هنرمندان" برايم دلتنگ آور شده و آرزو مي كنم كه اين امكان را داشتم كه پيچ عقب گرد روزگار را مي چرخاندم و به ساعات و روزهاي پيش از شروع مراسم بازمي گشتم و شاهد آن شور و حالي كه بر تمامي دست اندركاران حاكم بود و صبح و شب خودشان را نمي فهميدند و عاشقانه به امور مربوط به اجراي هر چه بهتر نشست ها ، دعوت ها، پذيرايي هاو ...فكر و عمل مي كردند، مي شدم.

با اين حس غالب ، وارد فرهنگسرا شدم كه امشب از همان در ورود ، سرو صدا بر قرار بود كه البته اين صداها هيچ ربطي به كلمات روزه دار نداشت و عوامل اجرايي فرهنگسرا مشغول برش و نجاري قسمت نگهباني بودند.

نخستين پرسش براي من ، مشخص شدن ميهمان امشب بود كه با ديدن پوستر اطلاع رساني كه همانند هر شب ، ميهمان يا ميهمانان همانشب را معرفي مي كرد ، پاسخم را گرفتم ".استاد جواد صادقي تهراني" از خوشنويسان نام آشناي ايران كه ، دعوت عاجلانه ي برگزاركنندگان را پذيرفته و جاي خالي يك همكار و دوست هم رشته ، حميد عجمي راپر كرده است .

استاد جواد صادقی مهمان امشب بود

صادقي 57 ساله ، پس از صرف افطار در كنار افرادي كه شنيدن سخنان استاد را به هر برنامه ي ديگر، ارجح دانسته بودند ، به اتفاق جواد محقق ، پلكان فرهنگسرا را طي كرد و خودرا به سالن اصلي نشست رساند. اين دومين خوشنويسي بود كه در مراسم افطار با هنرمندان شركت مي كرد، استاد كشفي ، اولين خطاطي بود كه در نخستين هفته ي كلمات روزه دار ، ميهمان جلسه بود. استاد صادقي ، همانند استاد كشفي ، دست خالي به ديدار مشتاقان نيامده بود وبا خودش ،سه اثر زيبا و چشم نوازش همراه كرده بود كه در طول نشست ، همگان حظ بصر ببرند و تلفيقي ماندگار از صداي استاد با سيماي جذاب اثر هنري شان در ذهن ها نقش ببندد.

جلسه با سوال هميشگي ، از خودتان برايمان بگوييد ؟ از جانب محقق آغاز شد ، صادقي هم چنين گفت:

در سال 1329 ، در تهران به دنيا آمدم و تحصيلات ابتدايي تا ديپلم خودم را در مدرسه اي در منطقه ي جنوب شهر به پايان بردم .در طول اين سالها ، پدرم نقش معلمي مرا در آموزش خط و نقاشي در مدرسه و خانه به عهده داشت .در سال 1355 ، به تشويق و هدايت يك همكار گرافيست براي ادامه ي تحصيل به انگلستان رفتم و در رشته ي گرافيك مشغول به تحصيل شدم . با پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 به ايران بازگشتم .آشنايي با انجمن خوشنويسان ايران و تلمذ استاد جواهري پور ،رفته رفته ، باعث دوري من از گرافيك شد و يكسره به خوشنويسي روي آوردم كه تا به امروز آن را ادامه داده ام .همزمان با اين دلبستگي به هنر خوشنويسي به عنوان مدرس درس خوشنويسي جذب دانشسراي تربيت معلم شدم كه همين امروز پس از سي سال خدمت ، حكم بازنشستگي ام را گرفتم.

جواد محقق براي ادامه ي برنامه ، علت عدم توفيق آموزش و پرورش در تعليم موثر هنر خوشنويسي را عليرغم تمامي سعي مسئولين را از صادقي سوال كرد؟

او با تكيه بر سالها تجربه ي آموزش و تماس با جوانان هنرجو  گفت:

بهترين راه به نظر من ، آموزش خط درشت با ضمايم آن مثل ليقه و .. لازم نيست و كافي است از سالهاي ابتدايي نگارش را با مداد و فرمول هاي ساده و كاربردي شروع كنند و مهم تر از آن اينكه اين آموزش به صورت مستمر و تا زمان ديپلم ادامه يابد.

استاد صادقي ، با اشاره به اينكه ابتدا بايد به اين پرسش اساسي كه علت بد نويسي چيست ؟ اين سوال را اگر بتوانيم به سادگي پاسخ دهيم ، مطمئن باشيد كه بيش از نصف راه را طي كرده ايم . به نظر من عامل اول بد خطي افراد ، اندازه ي حروف است كه در يك متن و در ارتباط با هم از همساني و هارموني لازم برخوردار نيستند و همين عامل كافي است كه زيبايي و چشمنوازي در متن نوشته شده ديده نشود. دومين نكته ي تاثير گذار در خوشنويسي ، عدم تراز كلمات بر روي خط كرسي است و به قول معروف عبارات داراي" ويو" يا موج هستند و چشم در زمان خواندن متن ، توازن خود را از دست مي دهد و خطوط را بهم ريخته مي بيند.

جواد محقق ، از استاد صادقي ، راز موفقيت در دستيابي به مدارج بالا در هنر خوشنويسي را پرسيد ؟ ايشان ، به عوامل شخصي تاكيد كرد و ادامه داد: اگر فردي خواهان پيشرفت در خط باشد ، بايد با تكيه بر اصول اوليه ، تمرين كند و در كنار آن به مشق نظري و مشاهده ي آثار اساتيد بپردازد و آنگاه كه به تفاوتي قابل درك از خط خودش رسيد ، آن تغييرات محسوس را با تداوم  و ممارست ارتقا دهد .

صادقي تهراني در جواب به اين پرسش يكي از حاضرين كه گفت: نقش حروف نگاري كامپيوتر در خوشنويسي امروز ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد ؟ گفت :

به نظر من ، رواج و تنوع نرم افزارهاي نگارش رايانه اي با تمام توانايي هايش ، قابل احترام است ولي اگر منظور، خوشنويسي با رايانه باشد ، بايد بدانيد كه اين امر ، كار هر اپراتوري نيست و بايد كسي كه با اين نرم افزارها سروكاردارد ،به اصول خطاطي و سبك هاي آن تسلط كامل داشته باشد. مي بينيد كه صرف داشتن نرم افزار خوشنويسي يك خطاط به دنبال نخواهد داشت . بايد همين جا اضافه كنم كه روح خطاطي با قلم و دوات ، ليقه و مركب ، عجين است و الا نگارش زيبا به يمن رايانه و نرم افزار و چاپگر هاي رنگين نيز  به دست مي آيد.

در اين مرحله از نشست ، صادقي به پرسش يكي از خبرنگاران كه نظر و ي را در مورد آن حديث نبوي كه در آن  ارج و احترامي خاص  نسبت به خوشنويسي گذاشته شده است ، جويا شد؟ او در پاسخ گفت : من از ابتداي روي آوردنم  به خطاطي همواره اين حديث را مد نظر داشته و دارم و بارهانيز از آن بهره مند شده ام . جالب است بدانيد در دوران تدريس و آموزش خوشنويسي ، هميشه در تمامي دوره ها يك پروژه ي بسم اله با دانشجويانم داشته ام و جالب تر از آن اينكه ، در تمامي اين سالها، يكي ازاين طرح ها، مشابه هم نبوده و از شخصيتي واحد و مستقل برخوردار بوده است ، كه اين ، چيزي نيست به جز ، روحانيت حاكم بر اين عبارت بي مثال الهي .

در دقايق پاياني نشست ، صادقي به برگزاري بيش از12 نمايشگاه فردي و  مايل نبودن خويش به انتشار مجموعه اي از آثارش اشاره كرد و مشق كردن هاي ذوقي اش در زمينه ي" ناخن نويسي" را به دلمشغولي هاي سالهاي دور و نزديك خود ارجاع داد.

عکس یادگاری شب هفدهم

  

با چه كساني در هفته ي پاياني كلمات روزه دار ديدار مي كنيم ؟

 

يكشنبه/ 15 مهر   استاد حميد عجمي مهمان برنامه خواهد بود براساس برنامه ي تدوين شده ي برگزاركنندگان كه در اختيار خبرنگاران و رسانه ها قرار گرفته است ، فرهنگسراي رسانه مي بايست كه در هفته ي آينده شاهد و ميزبان بيست و يك شاعر جوان و نامدار ايران در روزهاي زوج هفته و يك خوشنويس پيشرو  و يك نويسنده معاصر به ترتيب در ساعات پس از افطار روزهاي يكشنبه و سه شنبه باشد ، اما بر طبق آنچه  كه در برنامه هاي سه هفته ي گذشته ديده شده است ، بهتر است با كمي تامل  به فهرست اعلام شده ، اعتماد كنيد و در كوران هفته ،با سرزدن به اين سايت ، اطلاعات خودمان را به روز كنيد .

اما براي آنكه بتوانيم به يك جمع بندي و برنامه ريزي 90درصدي براي دو سه ساعت قبل و بعد اذان مغرب پنج روز اول هفته ي آينده ، برسيم و تا حد امكان خيالمان را از شر ديدن سريال هاي سريال شده رمضاني رها سازيم ، اسامي شاعران و ميهمانان دعوت شده براي جلسات" ستاره هاي سحري" و" افطار با هنرمندان" را بدون هيچ تفسيري  در اين پست درج مي كنم .

شنبه /14مهر

عباس براتي پور ، زكريا اخلاقي ، محمود اكرامي، سيدسلمان علوي ، عليرضا آذر، دكتر سيامك بهرام پرور و احسان پرسا.

يكشنبه/ 15 مهر   استاد حميد عجمي

دوشنبه / 16 مهر

 محمدعلي بهمني، دكتر غلامرضا كافي ، پروانه نجاتي ، منصوره نيكو گفتار ، سيد هاني رضوي ، محمدرضا وحيدزاده و مژ گان عباسلو .

سه شنبه / 17 مهر  رضا امير خاني.

چهار شنبه / 18 مهر

 مجيد نظافت ، محمد رضا مهدي زاده ، دكتر علي شفايي، هادي جهان آبادي ، محمد حسين جهان آبادي ، محمدحسين ابراهيمي و سيد حبيب حبيب پور.

 

اگر تا به امروز به هر علتي نتوانسته ايد خودتان را به جلسات شعرو هنر كلمات روزه دار برسانيد و اخبار و گزارش هاي نشست هاي سه هفته ي گذشته را از طريق وبلاگ www.eftar.org دنبال كرده ايد ، پيشنهاد مي كنم كه حضور در اين جلسات باقي مانده را در اولويت  خود قرار دهيد .

شب چهاردهم :حضور استاد علي معلم دامغاني

 حضور استاد علي معلم دامغاني و تقارن با شب هاي قدر ، كافي بود تا آمار مشتاقان ادب و شعر حاضر در نشست ادبي" افطار با هنرمندان" از مجموعه برنامه هاي" كلمات روزه دار" ، را در حد غير قابل پيش بيني ، بالا ببرد و از يكساعت مانده به اذان مغرب و صرف افطار ، تمام صندلي ها و فضاهاي خالي طبقه ي همكف فرهنگسراي رسانه پر شده باشد . اين استقبال عمومي تا آنجا پيش رفته بود كه كارگاه نقاشي" گل صدبرگ" هم از پذيرايي هنرمندان جوان سر باز مي زد و قول شب هاي آينده را به مراجعين مي داد!

همه ، بلافاصله پس از صرف افطار به اتفاق علي معلم ، يك به يك پله هاي فرهنگسرا را طي كردند تا جايي براي  خودشان در سالن همايش ، دست و پا كنند و بتوانند حرف هاي نا گفته و ناشنيده اي را مستقيما ازدهان استاد ، بشنوند.اين صحنه ، بعد از قرار گرفتن جواد محقق به روي صحنه و گذري به خاطراتش در باب آشنايي با كارهاي استاد در سالهاي جواني و قبل از انقلاب در نشريه ي دانشجويي" فلق" كه همچون ديگر نشريات دانشجويي ، كه پس از يكي دو شماره به كار خود پايان داده، با نام و آثار استاد آشنا شده ؛ و نيز تمجيد از وي كه همواره عليرغم تغييرات و التهابات موجود در عرصه ي شعر و ادبيات كشور ، در سبك و سياق خود مستدام بوده و تقريبا هيچ تغييري را پذيرا نبوده است ، وبا دعوت استاد به روي صحنه شروع شد.

محقق ، با يادآوري اين نكته كه استاد علي معلم ، معمولا مصاحبه نمي كند و دوستداران ادب و هنر كمتر اطلاعاتي از ايشان در دست دارند، پرسش تكراري"  از خودتان برايمان بگوييد" ؟ صحبت با معلم را كليد زد.

علي معلم نيز همچون هميشه با ظرافت و هوشمندي ، چنين پاسخ داد:

حقيقتا در سرزمين ما ، انسان تا زماني كه زنده است كارنامه اش در دست خويش است و روزي كه ديگر نباشيم پيرامون ما صحبت و يا نوشته اي بوجود مي آيد ، كه آنها هم فقط  ارزش طرح و شرح دارند و بس ؛ لذا بهتر است كه در اين فرصت مغتنم به موضوع هاي مهمتر و جذابتري بپردازيم كه ارزشمندي اين اوقات را داراباشد!

 حضور علی معلم دربرنامه افطار با هنرمندان

مجري ، پس از دريافت نكردن پاسخ روشن و دلخواه خود ، از علت مقتصدانه عمل كردن علي معلم در چاپ و نشر آثارش تا به امروز و انتشار تنها يك كتاب ، از وي پرسيد؟ كه معلم در جوابي مشابه به پرسش نخست ، گفت :

اجازه دهيد اينجا اعتراف كنم كه در اين دنيا ي هستي ، زيركي هاي زيادي وجود دارد كه همگان از آن استفاده نمي كنند ولي من با نشر تنها يك كتاب تا به امروز ، و كسب شهرت لازم در جامعه ، از اين زيركي ،كمال بهره جويي را برده ام . فكر مي كنم كه اغلب شاعران و نويسندگان به منظور اشتهار و مطرح شدن خود ، مبادرت به انتشار  متواتر آثارشان مي ورزند ، و لذا ، زمانيكه من مي بينم كه با انتشار يك مجموعه آنهم در سالهاي دور به اين مرتبه رسيده ام، ديگر نيازي به انتشار  آثارم نمي بينم . دوستان و علاقه مندان نوشته هايم نيز در اين سالها ، توانسته اند با مراجعه ي حضوري به من ، از آنها آگاهي يابند.

در پرسش بعدي ، محقق ، سراغ اين سوال رفت كه يكي از علل مهم اشتهار معلم در بين شعراو جامعه ي ادبي امروز ايران ، بهره جويي از قالب مثنوي  و احياي هنرمندانه ي آن كه سالها در بين شعرا متروك و بي استفاده مانده بود، توسط ايشان است ، علت اين انتخاب چه بوده است؟

استاد با سپاس از طرح اين سوال ،ا فزود:

به طور كلي زبان از ديرباز تا به امروزبه دو صورت اصلي مورد استفاده قرارگرفته است ، زبان اشاره اي  و زبان عبارتي.  در اشعار و آثار اديبان قديمي مانند :

حافظ و بيدل به شدت زبان اشاره اي ديده مي شود و اينگونه است كه درك و دريافت آن به ميزان هوشمندي مخاطب باز مي گردد.  با گذشت زمان و آغاز دوره ي تجدد و ظهور شعر نو كه تا به امروز ادامه دارد ، زبان عبارتي رايج شد كه در آن شاعر مي كوشد تا در حد فهم شنونده به پر گويي بيفتد ، كه اين امر در هيچيك از آثار گذشتگان شهير عرب ، فارس ، هند، چين و ژاپن وجود ندارد و صرفا زبان اشاره استفاده مي شده است.

اكنون نيز ، زبان اشاره در دوره ي ما رنگ باخته شده است ، نيما متولد مي شود و شعر مي گويد و در همان زمان شهريار به ميدان مي آيد و با زبان اشاره اي شعر مي سرايد و هر دو ، مورد توجه مردم قرار مي گيرند ! اما با روند صنعتي شدن جامعه ، مردم رفته رفته از واژگان قديمي دور مي شوندو به طرف زبان رسانه اي و شفاهي ميل مي كنند. در اين حال ، مثنوي من متولد مي شود كه به" عبارت "بيشتر تمايل دارد تا اشارت ، آنهم به دليل فضاي كافي و لازمي است كه براي پرداختن موضوع در آن وجود دارد.

در اينجا بايد اضافه كنم كه قالب مثنوي ، آميزه اي از هر دو سبك زباني است و به موسيقي خاص خود، يعني  دكلمه تكيه دارد . در حاليكه تمامي غزلسرايان در دستگاه موسيقيايي رديف شعر مي سرايند.نبايد فراموش كنيم كه اصولا شعر براي موسيقي سروده مي شود.

استاد علي معلم دامغاني ، آنگاه به درخواست محقق به خوانش اشعاري از درون كيفش ! پرداخت كه با توجه به موضوع آن " زندگي انسان از ابتداي هستي " و نحوه ي اجراي آن ؛ از سوي حاضران در جلسه براي مدتي پس از اتمام آن ، مورد تشويق قرارگرفت.

 استاد علي معلم دامغاني ، آنگاه به درخواست محقق به خوانش اشعاري از درون كيفش ! پرداخت

ترانه سرايي علي معلم در سالهاي اخير ، بهانه ي سوال بعدي محقق بود كه سبب و ريشه ي اين كار را از معلم جويا شد؟او نيز با تاكيد اين نكته كه ترانه بودن از حقيقت شعر نمي كاهد ولي به تعداد شنوندگان آن مي افزايد ، گفت :

اگر زحمتي كه شاعر براي شعر خود مي كشد براي يك ترانه بكشد در مي يابد كه ترانه همچون ، تور است در مقابل قلاب و شعر . بي ترديد ترانه پرمخاطب تر است و سريعا به تكرار مي افتد و از همه مهمتر ، ترانه ها در رسانه ها برد بيشتري دارد و بايد دانست كه در ترانه نه تنها از معناي آن كاسته نمي شود بلكه تمام زيبايي هاي شعر و ظرائف آن نيز به شدت حفظ مي گردد. در بين شعراي قديمي ، كه پيشرو ترانه سرايي بوده اند مي توان به مولوي و اميرخسرو دهلوي اشاره نمود .ديوان شمس مجموعه اي از ترانه و تصنيف است .

در جلسه ي امشب و در ميان مشتاقان شعر و ادبيات ، طيف وسيعي از ادب دوستان حاضر بودند كه كمتر در شب هاي پيشين ديده مي شد. و شايد اين دليلي است بر اين مدعا كه استاد علي معلم و آثارش در بين نسل امروزي همان محبوبيت را دارد كه در ميان نسل قديمي .

 

 

در ادامه ، علي معلم به نقش و كاركرد رسانه هاي جمعي اشاره كرد و گفت :

هم اكنون در ايران رسانه هاي مختلف و متعددي فعال هستند ، البته به لحاظ كيفي هنوز با معيار هاي جذاب و گيرا فاصله دارند . با اين  حال اين رسانه ها ، شنودگان و بينندگان فراواني دارند و بايد حرف و سخني كه سزاوار اين مستعين باشد ، از آن پخش شود. اين وظيفه ي ماست كه با سرايش شعر و ترانه هاي مناسب و با محتوا اين كالا را براي رسانه ها توليد كنيم . براي اين توليد آگاهي از مفاهيم و تكنيك هاي امروزي بصري و موسيقيايي لازم است . مثلا كليپ ، در حقيقت ترانه اي است كه به تصوير كشيده مي شود و شاعر بايد بداند كه رفته رفته به سمتي خواهيم رفت كه زبان شعر به زبان بين المللي تصوير تبديل مي شود و كمتر عرصه ي حضور براي شعر به صورت امروزي آن ، پيدا مي شود.

خوشبختانه پس از انقلاب ، ما شاهد رشد كمي زايدالوصفي در حوزه ي شعر و شاعري بوده ايم و هم اكنون در هر ناحيه و استان و شهري از كشورمان ، حداقل بيست شاعر قابل تامل وجود دارد ، در حاليكه در زمان هاي پيشين ، انجمن هاي ادبي مي بايست چهل سال وقت صرف مي كردند تا شاعري را به جامعه معرفي كنند و لي امروز ، جوانان 14 ساله ، شعرهاي قوي مي سرايند و لي از بد حادثه ، حرفي براي گفتن ندارند و در فرم و بازي هاي زباني باقي مانده اند.

در دقايق پاياني اين نشست ، جواد محقق از علي معلم در مورد علت عدم انتشار كارهاي تحقيقي اش پرسيد كه معلم با بيان اين نكته كه من از ابتدا به دنبال اين بودم كه واقعا شعر فارسي چيست و چه مي گويد؟ در اين راه بعد از سالها تفحص در يافتم كه پاسخ سوال من در ارتباط شعر فارسي و ادبيات عرب نهفته است و بيش از 60  درصد واژه هاي كاربردي ما ، ماهيتي عربي دارند . پس از آن خود را ملزم به مطالعه ي مستمر آثار عربي كردم و بر آن سلطه يافتم .

نكته ي ديگر اينكه كارهاي من اصولا از ساختار آكادميك كه بايد در تحقيقات رعايت شود بدور است ، لذا تمامي اين گونه مطالعات من به زبان عربي است و داراي تنظيم كلاسيك هم  نيست و بيشتر آنهارا مي توان دلمشغولي هاي فردي دانست  تا يك كار تحقيقي مدون براي عرضه .

در اين جلسه همانند ديگر نشست هاي افطار با هنرمندان ، سوالاتي از سوي حاضران در سالن مطرح شد كه ميهمان و مجري ! به آنها پاسخ دادند.

-        قبل از ترك سالن ، گرفتن عكس يادگاري گروهي و نيز عكس هاي شخصي با استاد علي معلم بازارش داغ بود .

گرفتن عكس يادگاري گروهي و نيز عكس هاي شخصي با استاد علي معلم بازارش داغ بود .   

 

 

 

 

 

 

شب دوازدهم افطار با محمد رضا بایرامی

از چندين ساعت قبل از آنكه عازم فرهنگسرا ي رسانه محل اجراي هر شبي برنامه ي "كلمات روزه دار" شوم  ، احساس عجيبي ازجنس اضطراب ، آرامش مرا بهم ريخته بود . قرار بود امشب شرح حضور كسي را بنويسم كه از مدت ها پيش ، از راه خواندن آثارش با او آشنا شدم و او يك نويسنده ي بزرگ و بين المللي است و نوشتن در وصف حضورش در مراسم افطار با هنرمندان ، بي ترديد براي من كاري بس مشكل و پر مخاطره است –زيره كرمان به بردن – با اين ذهنيت وارد سالن صرف افطار شدم و براي آرامش بيشتر خودم ، سرم را به مسائل جنبي و تكراري سالن گرم كردم .

درست لحظاتي قبل از آغاز اذان مغرب ، محمد رضا بايرامي با آرامش و سربه زير وارد سالن شد و در كنار دوستانش نشست . پس از نيمساعت ، به دعوت برگزاركنندگان ، بايرامي به همراه حاضرين در سالن صرف افطار ، به سوي سالن همايش ها هدايت شدند.ديگر خبري از تشويش ذهني چندين ساعت قبلم نبود .

بایرامی در مراسم افطار با هنرمندان

جواد محقق با پوششي( كت و شلوار) جديد ، به روي صحنه رفت و با توضيح اينكه بايرامي از نويسندگان جدي ادبيات كودكان و نوجوانان به ويژه در شكل رمان ايران است ، بايرامي را دعوت به آمدن روي صحنه كرد و به اين ترتيب ، مراسم ، شكل و شمايل رسمي به خود گرفت .

بايرامي درحاليكه سراپا قهوه اي بر تن داشت و كيف كوله اي خود را محكم در دست مي فشرد ، خودش را چنين معرفي كرد :

من يك نويسنده هستم و در يكي از روستاهاي آذربايجان، در دهه چهل به دنيا آمدم و پس از هشت سال زندگي در آنجا ، به تهران نقل مكان كرديم و از سال 68 هم در كرج ساكن شده ام .از بيست سالگي نويسندگي را آغازكردم و همزمان با سرويس ها فرهنگي و ادبي راديو و مطبوعات همكاري داشته ام .حاصل اين سالها در عرصه ي ادبيات داستاني براي من قريب به 40 اثر منتشر شده است كه در برخي موارد ديگر هيچ حق و حقوقي  نسبت به آنها ندارم و بعضا ديگر چاپ هم نمي شود و متاسفانه از ذهن ها هم پاك شده اند!

محقق با اشاره به كتابهاي زيادي كه ايشان به رشته تحرير درآورده اند ، از وي در مورد چگونگي نويسنده شدنش و خاطره ي انتشار نخستين كتابش پرسيد؛ بايرامي هم با فلش بكي به دوران هاي نوجواني و تحصيل خود ،گفت : آن زمان ها من كتابهاي داستاني زيادي را مي خواندم ازجمله قصه هاي صمدبهرنگي و درويشيان ، تا اينكه خبر دريافت جايزه ي بهترين كتاب سال را شنيدم ،كه كتابي بود به نام" زيباترين آواز" ، به هر زحمتي بود آن را پيدا كردم و خواندم و از خود پرسيدم كه اين اثر داراي چه صفاتي بوده كه مستحق دريافت جايزه ي بهترين كتاب شده است ؟ از تمامي زوايا  كتاب را بررسي كردم ، حتي سطرها و كلمات آن را شمردم ! و اين براي من يك آغاز بود ، و با اين حس كه اين كار براي من هم شدني است و من هم بايد بنويسم ، شروع به نوشتن اولين داستانم نمودم . حاصل اين تجربه در سال 65 ، پس از گذشتن از هزارتوي اداري ، كتاب" مرغ مهربان مهتاب" شد كه توسط انتشارات سروش با پرداخت 22 هزارتومان به عنوان حق التاليف، مرا بصورت جدي وارد دنياي نويسندگي كرد. در ابتدا تصور مي كردم كه كار براي كودكان ، كاري آسان و بي دردسر است و در مقابل ، فعاليت ادبي براي بزرگسالان بسيار سخت است ، اما به سرعت دريافتم كه چنين نيست و كار براي كودكان را رها كردم . بايد به صراحت بگويم كه امروزه ،99 درصد آثاري كه به نام آثار كودكان در ايران چاپ و منتشر مي شود ، مبتذل است و از اغلب شاخص هاي لازم براي يك اثر شايسته و مناسب ، براي كودكان ، تهي هستند.

                        محمد رضا بایرامی 

مجري در ادامه به كتاب "كوه مرا صدازد" از مجموعه داستانهاي" قصه هاي سبلان" به عنوان رماني كه به اشتهار بايرامي انجاميده است اشاره كرد و از آن آن را يك  خاطره نگاري فردي نويسنده ناميد.

بايرامي ضمن تاييد نظر محقق، افزود : كلا كتابهاي من ، به تجارب شخصي من در زمان هاي مختلف زندگي كه در آن بوده ام بازمي گردد و اين كتاب هم از اين غائله مستثني نيست . رمان "كوه مرا صدا" زد ، ياد آور دوران كودكي كوتاهي است كه در روستاي محل تولدم زندگي مي كردم و اغلب اتفاقات و شخصيت هاي داستان از جنس واقعي و ملموس آن زمان و مكان براي من است . من در تمامي آثارم با رجعت و برداشت از پيرامونم ، بستري نو براي ماندگار كردن آنها مي سازم .

محمدرضا بايرامي با انتقاد از شرايط موجود در نحوه ي  اقتباس از آثار ادبي براي تبديل آنها به فيلم و كارهاي نمايشي ، به مخاطرات و ناديده گرفتن هاي حق پديدآورندگان ، به ذكر چند مورد از اين سرقت هاي ادبي در روز روشن كه خود ذي ضرر آن بوده است، پرداخت و نبود سازمان هاو افراد ناظر براين بي نظمي ها را از علل اصلي اين اتفاقات رايج دانست.

در نشست امشب ، سكوت حاكم در بين حضار ستودني بود كه نبايد در اين بين از نق نق چند كوچولوي خواب آلوده و ملودي هاي هر از چندگاه و متنوع تلفن هاي همراه كه اين سكوت را مي شكست ، بگذريم .

ايشان همانند بسياري از جوانان ايراني ، در زمان جنگ تحميلي ، حضور پررنگي در جبهه هاي جنگ داشته اند و به تاثير اين بودن ها ، كتاب هاو آثار فراواني را به رشته تحرير درآورده اند ، اين بخشي از گفته ها ي محقق بود كه با طرح آن ، بايرامي گفت:

من در آن دوران ، در مناطق جنوب غربي كشور در ناحيه ي دهلران در كنار ديگر نيروهاي رزمي مشغول انجام وظيفه بودم و همواره به مسائل پيراموني ريزو درشتي كه در حال وقوع بود دقت مي كردم . اين لحظات براي من ، به دستمايه هاي با ارزشي براي نگارش رمان هاي آن دوران  مانند :" عقاب هاي تپه شصت" ، "سايه ي ملخ" ،" دودپشت تپه" و مجموعه" خاطرات بمباران" شد.به عنوان مثال  رمان" سايه ي ملخ" ، انعكاسي از خاطره ي اولين روزهاي ورود من به جبهه پس از عمليات نصر 3 بود كه تعداد ملخ هاي موجود در آن منطقه ، به حدي بود كه خوردن يك ليوان آب ، كاري بسيار مشكل مي نمود و من با ديدن اين صحنه ها و حس حاكم برآنجا، هجوم نيروهاي عراقي به خاك ايران را به هجوم ملخ ها تشبيه كردم و... ماحصل آن در  رمان" سايه ملخ" جلوه گر شدو يا خلق  رمان" دود پشت تپه" از خواندن چند نامه از چند دانش آموز دبستاني ساكن در روستاهاي مناطق غربي كشور شروع شد كه به حمله شيميايي عراقي ها در دوران بعد از قبول قطعنامه و تقريبا پايان جنگ به روستاي محل زندگي شان اشاره مي كردند ، كه من را به نوشتن اين رمان ترغيب كرد.

در راستاي سخنان بايرامي و نقش خاطره نگاري در خلق يك رمان خواندني و ماندني ، محقق از وي پرسيد : چگونه مي توان يك خاطره را به يك داستان پايا تبديل كرد؟

بايرامي با تاكيد براين نكته كه اصولا اگر يك خاطره ، به نحوي مطلوب ، لحظه پردازي شود ، فاصله اي با يك رمان ندارد. به ذكر نمونه هاي موفق اين روش در بين آثار معروف نويسندگان جهان پرداخت .كتاب" وداع با اسلحه" در حقيقت يك وقايع نگاري شخصي" همينگوي" در زمان حضورش به عنوان راننده ي آمبولانس در جنگ جهاني اول است كه به يك رمان محبوب و جذاب تبديل مي شود و يا" سنت اگزوپري" ، رمان " خلبان جنگي " خود را از ديده هايش در زمان جنگ كه به عنوان خلبان خدمت مي كرد ، نگاشته است .در مورد نويسندگان جنگي ، اين يك قانون است كه آنها در زمان حضورشان به مسائل پيرامونشان حساس هستند و با ثبت آنها ، اثري دلنشين را به جا مي گذارند و اساسا، آثاري كه از اين راه بوجود آمده اند ، يعني حضور شخصي نويسنده و چشم تيزبينشان ، به آثاري ماندني و وزين تبديل شده اند.

نشست امشب به سبب طرح موضوعات ملموس و كاربردي و نيز سخنان صادقانه و واقع گرايانه ي بايرامي باز هم كشدار شد به گونه اي كه نويسنده ي ميهمان در مورد جوايزي كه در جشنواره هاو مناسبت هاي ادبي داخلي خود دريافت كرده است ، اشاره اي گذرا نمود و در توضيح آن ، افزود:

به اعتقاد من ، جايزه هاي داخلي به شدت گروه بندي شده هستند و براي اعطاي آنها ، بسيار حاشيه ها تاثير دارند و از بارمالي قابل توجهي هم برخوردار نيستند، لذا اين منطق كه اگر نويسنده اي جايزه بگيرد ،پس نويسنده ي خوبي است و اگر نگيرد ، بداست . كاملا  اشتباه است و من مخالف آن هستم .

وي كه اكنون براي دومين بار متوالي كانديد دريافت جايزه ي معتبر بنياد استريدلينگرن است ، در اين باره معتقد است :

متاسفانه درايران ، هيچ مركزي ، متولي پي گيري اينگونه حضورهاي بين المللي نيست و معمولا اشخاص به صورت فردي ، اين مراحل را بايد انجام دهند كه بسيار پرپيچ و خم ، نفس گير و پر هزينه است و در بسياري موارد هم ، نيمه كاره رها مي شود .درهمين مورد اخير هم ، من شخصا به انجام مراحل ثبت نام در اين بنياد همت كردم كه كاري بس عذاب آور بود و كاري كه بايد يك كميته ي تخصصي با دانش روابط عمومي بالا و نيروي انساني كارآمد به انجام آن مي پرداخت ،من تنها و بدون هيچ امكانات اوليه اي ،دنبال كردم و در آخرين روزهاو ساعات اعلام شده از سوي اين بنياد سوئدي ، موفق به ارسال فرم هاو مدارك لازم شدم .

بايرامي ، تاكنون موفق به دريافت دو جايزه بين المللي "كبري آبي" و" خرس گرانبها" از كشور سوئيس شده است و چندين كتابش به زبان هاي آلماني ( كوه مرا صدا زد) و عربي ترجمه شده است.

سخنان بايرامي در حاليكه عقربه هاي ساعت ،  8:30 را نشان مي داد ، با تشويق حاضرين در سالن همايش به پايان رسيد و به پيشنهاد عكاسان ، عكس گروهي در همان سالن ودر زاويه اي جديد گرفته شد.

                      به پيشنهاد عكاسان ، عكس گروهي در همان سالن ودر زاويه اي جديد گرفته شد.

در كنار بايرامي كه ايستادم  تا عكسي به يارگار بگيرم ، يك آن ، ياد احساسات چند ساعت پيش خودم افتادم كه ديگر با من نبود ! كه نبود آن احساس مزاحم ، علتي نداشت جز رفتار صميمانه ،مهربانانه و با صفاي بايرامي

بايرامي ، پنجمين هنرمند ميهمان كلمات روزه دار :

امشب در دوازدهمين شبي كه فرهنگسراي رسانه ميزبان هنرمندان و هنردوستان است ،محمد رضا بایرامی محمد رضا بايرامي در پاي سفره ي افطار با ما مي نشيند و از نظرات ، خاطرات و آثار گذشته ، حال و آينده اش براي حاضران در مراسم افطار با هنرمندان ، سخن مي گويد.

بايرامي 42 ساله تا كنون بيش از 30 كتاب در حوزه ي ادبيات دفاع مقدس به ويژه ادبيات كودك و نوجوان به رشته ي تحرير در آورده است كه از آن جمله است :

عقاب ها، صداي جنگ ، دره ي پلنگ ها، تپه شصت ، پل معلق ، بازنويسي خاطرات شب هاي بمباران ، صداي جنگ ، كوه مرا صدا مي زند ، بعد از كشتار ، دست شقايق ها ، رعد يكبار غريد و بادهاي خزان .

وي در تير ماه امسال ، براي دومين سال متوالي از سوي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كانديداي دريافت جايزه ي آساتريد لينگرن ( خالق رمان معروف پي پي جوراب بلند) شد . اين جايزه هر ساله به فعال ترين نويسنده و يا موسسه ي پر تلاش در زمينه ي توسعه ي فرهنگ كتاب خواني و اهدا مي شود.

 

پيش از اين كمال تبريزي ، منيژه آرمين ، ابوالفضل زرويي نصرآباد ، حجت الاسلام حجت كشفي ، افطار ي  خود را در مراسم افطار با هنرمندان  با ما و شما بودند.

شب نهم افطار با ابوالفضل زرويي نصرآباد

 در اين شب ، قبل از ميهمان اصلي نشست" افطار با هنرمندان "، خودم را به سالن صرف افطار كه در بعدازظهرهاي يكشنبه و سه شنبه ، مكاني است كه حاضرين يكديگر را و همه، ميهمان ويژه را براي

بار نخست ديدار مي كنند و پس از پايان مراسم افطار ، به اتفاق به سالن همايش ها در طبقه ي اول مي روند، رساندم . هنوز صوت اذان به گوش نمي رسيد و افرادي كه براي شنيدن سخنان امشب" ابوالفضل زرويي نصرآباد" ، امشب به فرهنگسرا آمده اند، آرام آرام به تعدادشان افزوده مي شد . در لابلاي اين رفت و آمدها و درست پيش از اذان ؛ زرويي با كت و شلوار سورمه اي بدون سرو صدا وارد سالن شد و در كنار سيد ضياً الدين شفيعي نشست و اين خبر از اجراي قطعي مراسم امشب طبق برنامه ي اعلام شده مي داد.

نظير شب هاي پيشين ، جواد محقق ، مسئوليت اجراي مراسم را به عهده داشت ولي بر خلاف ميهمانان قبلي كه محقق ، در ابتدا و قبل از امدن ميهمان هنرمند به روي صحنه ، به معرفي او با شرح و تعريف كامل مي پرداخت و عملا ، با امدن هنرمند به صحنه ، به سراغ بخش سخنراني مي رفت ، از ابتدا زرويي و همزمان با مجري روي صحنه حاضر شد و به معرفي كامل خود براي حضار پرداخت .

 

"من در 15 ارديبهشت 1348 در سرآسياب مهرآباد تهران در خانواده اي كشاورز پيشه به دنيا آمدم و به سبب فلاحت پدر به احمد آباد مستوفي نقل مكان كرديم و دوران تحصيل خود را همانجا ادامه دادم تا دبيرستان كه در شادآباد ديپلم متوسطه را گرفتم ، البته يكبار هم در كلاس سوم راهنمايي رفوزه شدم! سال 67 وارد دانشگاه آزاد شدم ودر رشته ي ادبيات فارسي مشغول به تحصيل شدم و اينكار تا اخذ مدرك كارشناسي ارشد در همان رشته ورودي در سال 74 ادامه پيدا كرد.و آنگاه نوبت به سربازي رفتن شد كه دو سال طول كشيد تا سال 76.

كار طنز براي من از سال 68 اغاز شد كه اولين كارهايم در مجله ي" خورجين" به چاپ رسيد تا سال 69 كه به توصيه و هدايت مرحوم مرتضي فرجيان به نشريه ي تازه تاسيس گل آقا به مديريت زنده ياد صابري فومني رفتم تا سال 71.در اين سال به علت مشكلات مالي و به پيشنهاد روزنامه ي همشهري به آنجا رفتم و ستون" اصل مطلب" را به مدت يكسال نوشتم ، اين كار هم يك سال به طول نينجاميد و بار ديگر ازسال 73 تا 76 در هفته نامه ي گل آقا قلم زدم . در اين زمان ها بود كه به طور موازي در نشريات گوناگوني مثل روزنامه ي زن ، هفته نامه ي مهر ، كيهان ورزشي ، ايرانيان ، جام جم ، و نيز همشهري براي بار دوم اشتغال يافتم.

از كارهايم تذكرة المقامات ( مجموعه ي مقالا ت مندرج در هفته نامه گل آقا) و وقايع نامه طنز ايران در سال 80 كه به نوعي روزشمار طنز ايران هم به شمار مي رود ، چاپ شده است.

عمده فعاليت هاي حرفه اي من بين سالهاي 78 تا 83 ، به ترتيب شامل :

78-    تاسيس دفتر طنز در حوزه ي هنري

79-    مديريت و اجراي نخستين جشنواره ي طنز دانشجويي ايران

80-     مديريت و اجراي نخستين شب شعر طنز ايران به نام "حلقه ي رندان"

مديريت و اجراي نخستين جشنواره ي بين المللي طنز با حضور طنازان  15 كشور خارجي در ايران (82)

و در سال 83، حوزه ي هنر ي را ترك كردم و تا به اين ساعت در منزل به كار مشغول هستم.

زرويي در پاسخ به سوال محقق كه به راستي شوخي چقدر جدي است ؟ گفت : ميزان اين امر  بستگي به نوع شوخي دارد ،اگر ازجنس لودگي باشد كه به هتك حرمت منجر مي شود و شوخي نيست و اهانت است ولي اگر ازنوع شوخي هايي باشد كه اديبان از آن به مطايبه نام مي برند و دربين هم سطحان و هم گنان استفاده مي شود ، بي ترديد ، عنصر جديت و انتقاد وجود دارد.و اينجاست كه  شوخي ، جدي است .

زرويي نصرآباد ، در ادامه به تعريف طنز پرداخت و گفت : طنز ، در حقيقت بيان واقعيت هاي تلخ به زباني شيرين ، كنايي ، منصفانه و دلنشين است كه البته بايد بگويم كه در ايران ما هيچ تعريف مشخصي از طنز در هيچ لغتنامه اي نداريم و دريغ از پنج منبع معتبر طنز ! . بطور كلي شوخ طبعي را اگر يك ژانر ادبي بدانيم ، آن را مي توان به چهار نوع اصلي شامل : هجو ، هزل ، فكاهه و طنز تقسيم نمود.

در اين بين نبايد از ياد ببريم كه ما هجو را از ادبيا ت عرب داريم و به معناي فحاشي  به ديگران نبوده و نيست بلكه  نوعي توهين و انتقاد است كه بدون رد پاست و مشكلي را براي  گوينده ي آن به دنبال ندارد.

وي در بيان هزل ، آن را از گونه هاي شوخ طبعي رايج در ايران دانست كه همراه با ركيك گويي و بيان و شرح روابط غير اخلاقي است و فكاهه ، را به تمامي جوك ها ي يوميه اي كه در بين مردم رايج است ، ارجاع كرد.

ميهمان امشب نشست افطار با هنرمندان در اين جلسه چندين بار به تقاضاي محقق به قرائت اشعاري از خود در جمع حاضرين پرداخت كه بسيار با استقبال روبه رو شد و تا مدتي پس از اتمام آن ، حضار متبسم و خندان بودند.

زرويي در بخشي از سخنانش ، اين نظريه كه جوك هايي كه به ضعف هاي  اقوام ايراني مي پردازد ، كاركردهاي سياسي پشت پرده و استعماري دارد و به منظور تفرقه در بين قوم ها اشاعه داه مي شود را كاملا رد كرد و چنين ادامه داد كه همواره و در بين تمامي جوامع بشري اين اشتقاق هاي فرهنگي بوده و هست و همينطور جوك پردازي در اين ارتباط ها، مگر مثلا در زمان عبيد زاكاني هم اين روش ها ي سياسي و انفكاك قوميت ها در بين بوده است كه در بين آثا ر ايشان لطايف زيادي  از قوم هاو مليت ها وجود دارد ويا در بين مردم بريتانيا ، جوك هايي براي وصف  اسكاتلندي ها و ولزي ها و يا در امريكا هنوز كه هنوز است از شوخ طبعي هايي با عنوان هاي شمالي يا جنوبي رايج است .لذا اين منطق ها در حوزه ي طنز جايي ندارد وبايد بدانيم كه فرهنگ هر كشور و مليتي انتقاد پذير است و جوك ها بايد با احترام به مليت ها ساخته و پرداخته شوند.

ايشان در باب جايگاه شادي در اديان الهي گفت : شادي در مفاهيم الهي از جنس بشكن و با لا بنداز نيست و هر جا كه از شادي،ياد شده است منظور همانا شادي در ملكوت اعلي است و به امنيت و رفاه اين دنيا و دنيا ي آخرت ربط دارد.

پس از اين بود كه مجري يادي  از زنده ياد ابوالقاسم حالت كرد و از حاضرين در جلسه خواست كه به طرح پرسش هاي خود از زرويي بپردازند.

وي در پاسخ به پرسشي كه در مورد طنز و خط قرمز پرسش شد ، گفت : خط  قرمز براي هنرمند وجود ندارد و اصولا اين مفهوم در بين عوام وجود دارد ، چرا كه آنها از پختگي لازم برخوردار نيستند و در هنگام بيان مطالب دچار اشكال و محدوديت مي شوند ، اين در حاليست كه هنرمند با پروردگي كامل به بيان و انتقاد مسايل مي پردازد ، د رحقيقت؛ هنرمند ، زبان جماعت بي زبان است.به همين سبب است كه طنز ايران در مقاطعي از تاريخ كه با فشارهاي سياسي مختلف و سنگيني روبه رو بوده است ، بيشترين پيشرفت و تكامل را داشته است .

نشست در حاليكه به گرمي ادامه پيدا مي كرد ، با اعلام ساعت 8:45 ، و زمان ترك سالن ، به پايان رسيد و حاضرين با همراهي زرويي و گرفتن عكس يادگاري در پاگرد طبقه ي همكف ، شبي به ياد ماندني را براي خويش به ارمغان بردند.

تا به امشب هيچ نشستي با هنرمندان تا اين زمان ادامه پيدا نكرده بود!