با مهمانان ستاره های سحری - شب دهم

با مهمانان ستاره های سحری - شب دهم - محمد رضا ترکی

 




دکتر محمدرضا ترکی شاعری اهل ذوق ظریف و طبع لطیف است ، زبانی سالم و خیالی زلال و طربی به کمال دارد.



با مهمانان ستاره های سحری - شب دهم - محمد رضا مهدیزاده

 




او از دیرباز شاعر و منتقدی توانا است و اهل خدمت به اهالی شعر و ادب . بسیاری از چهره های معاصر ادبی را به جامعه معرفی کرده است.درست مثل کوزه گری که از کوزه شکسته آب می خورد.



با مهمانان ستاره های سحری - شب دهم - مصطفی علیپور

 




 شعر هایش مثل خودش صاف و ساده و تند است .سریع با ریتمی که مثل تگرگ می بارد.او در گفتن از ریتم شعرهایش سریع تر حرف می زند ،دیدارش موجب لذت است و به شعر اندرش مزید حیرت.



با مهمانان ستاره های سحری - شب دهم - ناصر فیض

 


 

ناصر همیشه اهل جام باده و زلف یار نیست اما اینگونه است که نمی داند :

یک دست جام باده و یک دست زلف یار

پس من چگونه پیرهنم را عوض رکنم

اینبار خواهد گفت که چگونه می توان در شرایط مذکور پیراهن عوض کرد.



با مهمانان ستاره های سحری - شب دهم - معصومه باغیان

 




ترنم ترانه هایش در طرب غزل که بپیچد شعرش اگر باران نباشد دریاست



با مهمانان ستاره های سحری - شب دهم - اصغرمعاذی

 




باید در باره ی معاذی از نمی دانم هایم بنویسم .اما راستی از کدام یک باید نوشت ؟چرا آدم نمی داند از کدام نمی دانم هایش بنویسد؟... فلسفه ی آدم با ریاضی اش که قاطی شود ، همین می شود.

با مهمانان ستاره های سحری - شب دهم - مسعود جعفری

 




اسعدالله ایامه... که مسعود است و سعید اما سعد سلمان نیست و قرار است شعرهایش را در ساعت سعد ارسباران برای شما بخواند.ستاره ای که پیش از افطار طلوع خواهد کرد.

با مهمانان ستاره های سحری - شب دهم - حامد محقق

 



قبل از همه او اهل همدان است . درست مثل جواد محقق ،بابک نیک طلب ، حمید هنر جو ،غلام رضا بکتاش ، اسد الله شعبانی ، مصطفی رحماندوست و بسیار دیگر و همین در فضیلت او بس که همدان جای عارفان و شاعران بزرگی بوده و هست .دیگر آنکه همکار ما بوده و زحمت بسیار در اطلاع رسانی این ماجرا کشیده است، و چند دیگر دیگر که در شنبه ی دیگر معلوم می شود.

با مهمانان ستاره های سحری - شب نهم

با مهمانان ستاره های سحری - شب نهم -حسین اسرافیلی

 


نام اسرافیلی با با خاطره های عبور نورانی رزمندگان از کوچه ها و اسفند ها و بدرقه های آفتابی عشق گره خورده است.با شعر دفاع مقدس با شعر عشق در شور حمایه های ابدی. چهار شنبه دو ساعت قبل از افطار اسرافیلی را در ارسباران سلام خواهیم گفت.

با مهمانان ستاره های سحری - شب نهم - مشفق کاشانی

 




مشفق کاشانی هم طراز نام های بلندی چون مهرداد اوستا ،اخوان ثالث و محمود شاهرخی است.او شاگردان بلند آوازه ای را تربیت کرده است و امروز برخی از نام ها از نام او پیشی گرفتند . نام بلندی چون سهراب سپهری وام دار آستانه شعر و هنر مشفق کاشانی است.



با مهمانان ستاره های سحری - شب نهم - قربان ولیئی

 


دردهایش غزل می شود و غزل هایش چکه چکه بر دردهایش می چکد تا شعر هایش زبان حال مردم عاشقی باشد که سرخوشانه فقر و تهیدستی را به هیچ گرفته اند.

با مهمانان ستاره های سحری - شب نهم - شهرام شکیبا

 




شاعر نوگو و نو نکته پرداز در طنز و گاه فکاهی . از حق که نگذریم غزل هایش شیرین است.



با مهمانان ستاره های سحری - شب نهم - امید مهدی نژاد

 



او امیدوار ترین به ظهور حضرت مهدی(عج) است چون هم نامش امید است هم مهدی در نام فامیلی او نژادش را به انتظار گره زده است .در انتظار شعر هایش تا عصر چهار شنبه صبر می کنیم.


با مهمانان ستاره های سحری - شب نهم - علی داوودی

 



شاعری خوب و همیشه سبز پوش، رنگ نقد هایش همیشگی است و زنگ شعر هایش در گوش.دانستن نام ها همیشه دغدغه ای شخصی است برایش.نام هایتان را روز چهارشنبه در ارسباران به او بگویید. راستی «نام تو چیست؟»…

با مهمانان ستاره های سحری - شب نهم - آرش شفاعی

 






رگ به رگ جوش غیرت و اعتراض در سریر کلماتش جاری است.او شاعری است که شعر هایش بلند تر از قامت دفترش ایستاده است.عصر چهار شنبه شعر هایش را در ارسباران خواهیم شنید.




با مهمانان ستاره های سحری - شب نهم -محسن رزوان

 


کودکی هایش قایم شده است کمی در قانا کمی درکربلا .روزهایش همیشه جهانی است و جهان بینیاش در شعرهاش غوطه ور است

با مهمانان ستاره های سحری - شب هشتم-

با مهمانان ستاره های سحری - شب هشتم- محمد رضا سهرابی نژاد

 



ا

او شاعری است که از آغازین روزهای انقلاب به جریان شعر انقلابی پیوست.رباعی سرای توانایی است در دیگر قالب های شعری نیز طبع آزمایی موفقی داشته است.« وطنم ابراهیم » اش بسیار خواندنی است و سرشار از نکته هایی عبرت آموز.محمد رضا سهرابی نژاد را دو شنبه در ستاره های سحری هنگام درخشش رباعی های آتشینش دیدار خواهیم کرد.

با مهمانان ستاره های سحری - شب هشتم- عباس براتی پور

 



او را باید مرد خدمت به ادبیات و شاعران نام گذاری کرد . در قالب یک جلسه ی شعر در حوزه ی هنری شاگردان زیادی را پرورش داده است و مستدام و مستقیم همچنان پس از بیست و اندی سال روز های چهارشنبه ،لبخند محبتش در جلسات شعر حوزه از شاعران استقبال می کند.


با مهمانان ستاره های سحری - شب هشتم- بیژن ارژن

 




پیراهنی از آهش را نه در کسوت یوسف در چاه بلکه چون پرچمی آتشین بر فراز ،می توان سراغ گرفت.ارژن حماسه ی حنجره ی کرمانشاهان را در کلمات نجیب رباعی می ریزد و شعر می آفریند.


با مهمانان ستاره های سحری - شب هشتم- سید اکبر میرجعفری

 



بلدرچین هایش لهجه ی گندمی ترین گوینده ی عالم را دارند و گندم هایش حصاری از خوشه های شعر پیرامون بلدرچین هایی که نگران بوی باروت شکارچی ها هستند.باید شعر های او را شنید و اندکی بوی بلدرچین گرفت.باور نمی کنید امتحان کنید.

 

با مهمانان ستاره های سحری - شب هشتم - عبد الرحیم سعیدی راد

 

 

شاعری صمیمی پر از کلمات شرجی با شعر هایی که در آسمانش همیشه باران ، اندوه نیست بلکه طراوتی است از طبع و تماشای شاعرانه جهان .مهمان کلمات شرجی شعرش در بارانی ترین نقطه ی ارسباران خواهیم بود.

با مهمانان ستاره های سحری - شب هشتم- سید مهدی موسوی

 

همه او را با غزل پست مدرن می شناسند .خوشبختانه تعداد مهدی های موسوی شاعر آنقدر زیاد هست که هر کس لااقل یکی شان را بشناسد.شما هم حتما سید مهدی موسوی را می شناسید.

با مهمانان ستاره های سحری - شب هشتم- محمد جواد آسمان

 




او آسمانی ترین محمد جواد جهان است. با شعر هایش در ارسباران نیلی خواهیم شد.

با مهمانان ستاره های سحری - شب هشتم-عرفان نظرآهاری

 


شاعری با نامه هایی که برای خدا فرستاده است و معلوم نیست پستچی آسمانی کد پستی ده رقمی او را دارد یا نه ! شاید شاعران هر روز 17 رقم کد برای آسمان می فرستند،کسی چه می داند...!


علاقه مندان به شرکت در این مراسم می توانند روز دوشنبه اول مهر از دو ساعت قبل از اذان مغرب به نشانی تهران ، خیابان شریعتی ، خیابان جلفا ، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند

ستاره های سحری در صلوات و نام امیرالمؤمنین علی (ع) غرق شد


 



هفتمین مراسم ستاره های سحری در روز ضربت خوردن مولای متقیان حضرت علی (ع) با ذکر صلوات بر محمد (ص) و آل محمد (ص) به استقبال شاعرانی رفت که با وجود موضوع آزاد مراسم هر کدام با سوگواره ای بخش کوچکی از جای خالی مولا را برای شیعیان علی (ع) پر کرده بودند .

به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، روز 19 ماه مبارک رمضان شاهد گردهمایی شاعرانی بود که کلام خود را با نام علی (ع) زینت بخشیده و روح خود را در بی کرانگی ذکر مقدس مولی الموحدین رها کرده بودند تا حال و هوای تازه ای را در ستاره های سحری جاری کنند .

این شب شعر با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد و با صلواتی بر خاتم الانبیاء و المرسلین به استقبال اجرای « علی آبان » شاعر و منتقد نام آشنای معاصر رفت.

در ابتدای این مراسم مجری با قرائت غزل معروف « ای ازلی مرد برای ابد / بی تو زمین سرد برای ابد // نام قدیمت ز لب حادثه / نعره بر آورد برای ابد » اثر ماندگار مرحوم «دکتر سیدحسن حسینی » کار خود را آغاز کرد و گفت : دوباره شب های ماه رمضان بهانه ای شده تا ما دل های خود را با خدا آشتی دهیم و در چنین شب هایی روح خود را با اندیشه های علوی پیوند دهیم .

وی در ادامه به رسم مهمان نوازی و کسوت و برای حسن آغاز به معرفی شاعر محبوب کرمانشاهی و پیر ادبیات معاصر استاد « کیومرث عباسی قصری » صاحب « چهلمین گزیده ادبیات معاصر » ، « آیه های زمینی آواز » و گزیده اشعار کردی با نام « حسن ختام » پرداخت و از او برای قرائت شعری دعوت کرد. استاد « کیومرث عباسی قصری » با آن نگاه همیشه گیرا و دوست داشتنی بی هیچ مقدمه ای به سراغ دو غزل با مطلع های « کعبه او را بی جهت نگرفت چون جان در بغل / گوهر نایاب را سازند پنهان در بغل // این فضیلت را کسی غیر از علی (ع) پیدا نکرد / می کشد جانانه جان را بین جانان در بغل » و « همه تشنه کرم توایم ، به خدا قسم علی (ع) ای علی (ع) // چو کبوتری که شود مقیم ، به در حرم علی (ع) ای علی (ع) » رفت و شعله های آتش محبت علوی را در عمق جان مخاطبان ریخت و اشک رحمت را بر چهره آنان جاری کرد .

مجری برنامه ضمن خواندن شعر معروف « سپیده سر زد و گلگون شد افسوس / سر و روی علی در خون شد افسوس // جهان هر چند بی حجت نماند / عدالت با علی (ع) مدفون شد افسوس » تصریح کرد : خدا را شکر می کنم که در چنین شبی و در چنین فضایی قرار گرفته ایم و دل های ما با ذکر علی (ع) منور شده تا بهانه ای دوباره برای ابراز سرشکستگی خود از زندگی در این دنیای دور از عدالت کنیم .

در ادامه این مراسم کتاب های « گزیده ادبیات معاصر » ، « کلاغ های کاغذی » ، « در باغ لیلی » بهانه ای شدند تا شاعر ، روزنامه نگار و منتقد خوش صدای عرصه های رادیویی کشور « بهروز قزلباش » حسن آغاز استاد قصری را کامل کند .

وی با یادآوری زمان هفته دفاع مقدس با دو غزل به مطلع « می رفتی و من دیده دریا کرده بودم / با دوریت نه رفتنت تا کرده بودم // آیینه بی تو ابر بود و مه گرفته / پشت سرت در آینه ، ها کرده بودم » و « تو را خمپاره آتش زد و ترکش سوخت جانت را // نمی بندد کسی زخم دلت را بازوانت را » یاد هشت سال جنگ تحمیلی و دفاع مقدس را در ستاره های سحری زنده کرد .

هفتمین شب شعر ستاره های سحری با قرائت شعر « خدا می خواست زیباتر بخندی // جدا از هم سر و پیکر بخندی » و غزل « یک کاروان ستاره » با مطلع « شعر بگو شعور جهان را تکان بده // خورشید دیگری به شب واژگان بده » از « آسیه رحمانی » شاعر جوان کشورمان ادامه یافت .

هفته دفاع مقدس بهانه ای بود تا شاعر غریبانه های حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس و صاحب تألیفات و تحقیقات بی شماری چون « بال همیشه سبز » ، « گزیده ادبیات معاصر » ، « آیینه در غبار » ، « تأملی در تذکره نصر آباد » ، « گل ، غزل ، گلوله » ، « تیغ ، قلم ، تغزل » ، « زخم ، غزل ، زاویه » و « غریبانه » استاد « پرویز بیگی حبیب آبادی » عضو شورای عالی شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ستاره دیگری در این شب های شعر باشد .

وی به بهانه سال روز آغاز جنگ تحمیلی با خواندن شعر معروف « آن روزها رفتند / یاران من آن روزها عاشق ترین بودند / مردان میدان های مین بودند / یاران من آن روزها پرواز می کردند / اعجاز می کردند / درهای سبز آسمان را باز می کردند » یاد شهدا را گرامی داشت و با مثنوی « علی را وصف در باور نیاید / زبان هرگز ز وصفش برنیاید // علی ترکیبی از زیباترین هاست / علی تلفیقی از شیواترین هاست » کار خود را به پایان برد .

علی آبان  اشاره به این که در یک خانواده کمتر پیش آمده است که دو هنرمند ، همزمان پا به عرصه وجود بگذارند ، خالق کتاب های « در فضای بی نشان » ، « سیب حوا » ، « زمهریر » و صاحب « 126 گزیده ادبیات معاصر » ، خانم « سودابه امینی » همسر استاد « بهروز قزلباش » را برای شعر خوانی دعوت کرد و افزود : سودابه امینی به خاطر تحصیل در رشته روانشناسی بالینی ، همواره به دنبال پیدا کردن راه تازه ای در حوزه ادبیات است و همیشه تفاوت های زیادی در آثار او به چشم می خورد .

سودابه امینی شاعر و منتقد خوب کشورمان با قرائت غزل « محراب ابروی محمد (ص) جان حیدر / شرح نبوت می کند ایمان حیدر // از هفت شهر عشق اگر می آیی ای دوست / در آخرین خانه شوی مهمان حیدر » و قصیده قرائی با مطلع « گفتم که بازیگر مشو بازیگری سخت است // گفتی دکان داری کنم ، بی مشتری سخت است » راه را برای شعر خوانی « عباس چشامی » شاعر خوب سبزواری هموار کرد .

عباس چشامی که در حال حاضر دو کتاب « غزل های تردید » و « چه قدر دیر رسیدم » را زیر چاپ دارد با خواندن غزل « عکس » با مطلع « نام تو را زیاد شنیدیم ، در حسرت مرام تو مانده / ای اولی که سکه مردی ، تا همچنان به نام تو مانده // تو واژه ای به ژرفی دریا ، تو مشکلی به هیبت آسان / ای تا همیشه کار قلم ها ، در بحر عین و لام تو مانده » فضای جلسه را نورانی کرد .

دکتر « بهروز یاسمی » شاعر مجموعه شعر « همان گناه همیشه » و صاحب مجموعه ای از « گزیده ادبیات معاصر » که کتاب « تقویم گناهان تازه » را زیر چاپ دارد با خواندن غزل بلندی با مطلع « چگونه وصف کنند عارفان کمالت را // چگونه شرح دهند عاشقان کمالت را » ستاره دیگری در آسمان شب های شعر ستاره های سحری بود .

« سیدحمید برقعی » شاعر جوان ادبیات آیینی با خواندن غزلی با مطلع « مولای ما محافظ و لشکر نداشته است / دیدار او که وقت مقرر نداشته است // وقت طواف دور حرم فکر می کنم / این خانه بی دلیل ترک بر نداشته است » و یک مربع ترکیب بند با مطلع « شنیده می شود از آسمان صدایی که / کشیده شعر مرا باز هم به جایی که // نبود هیچ کسی جز خدا خدایی که / نوشت نام تو را نام آشنایی که » در ساحت حضرت فاطمه زهرا (س) نقطه عطفی در شب های شعر ستاره های سحری بود .

در آستانه اذان مغرب به افق تهران ، « امیر مرزبان » مدرس عالی ادبیات داستانی و خالق مجموعه های « سمفونی رنگ ها » ، « طولی » و مجموعه شعر آیینی « خوابگردی در باد » که کتاب های « غزل کلام خدایان است » و شماره دیگری از « گزیده شعر معاصر » را زیر چاپ دارد حسن ختام این مراسم شد .

وی ضمن گرامی داشتن یاد شهدا غزلی با مطلع « چادرت خاکی شده برگرد اینجا نیستم // چنر سالی می شود تنهای تنها نیستم » را به مادران شهدای مفقود الاثر که هیچ آبی داغ سینه شان را خاموش نخواهد کرد تقدیم نمود و کار خود را با دو غزل در ساحت قدسی مولی الموحدین علی (ع) با مطلع های « باز اشک این غزل مختصر من خوب است / گریه در آینه مستمر من خوب است / ... / جبرئیل آمده بر روی علی (ع) خیمه زده / که مزن بر سر او ، بال و پر من خوب است » و « دوباره مسجد و محراب سرشکسته شده / فقط برای سری که سحر شکسته شده // نماز آخر دریای عشق طوفانی است / میان سجده جبین قمر شکسته شده » شب شعر ستاره های سحری را به پایان برد .

 

بیگی حبیب‌آبادی، میهمان شب ستاره‌های سحری



هفتمین برنامه شب‌های شعر ستاره‌های سحری، میزبان پرویز بیگی حبیب‌آبادی است.
این مراسم، امروز شنبه 19 رمضان میزبان پرویز بیگی حبیب‌آبادی،  کیومرث عباسی قصری، بهروز قزلباس، سودابه امینی، بهروز یاسمی، سید حمید برقعی، امیر مرزبان و عباس چشامی خواهد بود.
 
ستاره‌های سحری در روزهای زوج ماه مبارک رمضان از دو ساعت پیش از اذان مغرب آغاز شده و تا افطار ادامه خواهد داشت.

علاقه‌مندان براي شرکت در این مراسم می‌توانند امروز شنبه 30 شهریور مصادف با 19 رمضان به نشانی تهران، خیابان شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند.

گزارشی از ششمین شب شعر ستاره های سحری   

همزمان با درخشش پیشکسوتان و جوانان عرصه ادبیات آیینی کشورمان در مراسم عرفانی شب های شعر ستاره های سحری ، زیبایی های ماه مبارک رمضان در کلام شاعران متجلی و زیبایی آن دو چندان شده است .

به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، مؤسسه فرهنگی هنری اردیبهشت با همکاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ششمین شب شعر ستاره های سحری را با حضور چهره های شاخص شعر و ادبیات ایران برگزار کرد.

این شب شعر که با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد ، مجری برنامه « حمیدرضا شکارسری » شاعر و منتقد جوان کشورمان ضمن تبریک میلاد با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) با غزلی از « علی هوشمند » با مطلع « بلور باور عشقی شباب یعنی تو / تو جوشش غزلی شعر ناب یعنی تو // تو خود دلیل سحرخیزی سپیده دمی / به آفتاب قسم آفتاب یعنی تو » به استقبال اولین ستاره شب های شعر ستاره های سحری رفت .

استاد « محمدکاظم کاظمی » از شاعران خوب مهاجر کشور افغانستان و یکی از چهره های شاخص ادبیات انقلاب و هشت سال دفاع مقدس به رسم کسوت و میهمان نوازی به عنوان اولین شاعر ششمین مراسم ستاره های سحری به جایگاه آمد .

وی که خالق مجموعه « پیاده آمده بودم پیاده برگردم » است با تشکر از برگزارکنندگان این مراسم ، غزلی با مطلع « تو را از شیشه می سازد ، مرا از چوب می سازد // خدا کارش درست است این و آن را خوب می سازد » را برای میهمانان قرائت کرد و به سراغ یکی از کارهای جدیدش با مطلع « تسبیح و فال حافظ و قندان نقره کار // فرهنگ انگلیسی و دیوان شهریار » رفت و کار خود را با غزل روایی « خدا همیشه به کار گره زدن بودن است // و فکر ساختن کار مرد و زن بوده است » به پایان برد .

حمیدرضا شکارسری مجری برنامه با قرائت شعر « و آتش چنان سوخت بال و پرت را / که حتی ندیدیم خاکسترت را // به دنبال دفترچة خاطراتت / دلم گشت هر گوشه سنگرت را » از استاد محمدکاظم کاظمی به تفاوت ساختاری و اجتماعی او در دهه های قبل با امروز اشاره کرد.

وی در ادامه از کارشناس شبکه رادیو فرهنگ و روزنامه نگار و منتقد ادبی « یاسر هدایتی » از چهره های جوان عرصه ادبیات آیینی برای شعر خوانی دعوت کرد.

یاسر هدایتی در ابتدا یک کار سپید با نام « زمستان بی شمار » و غزلی با مطلع « خدا در منتهای آفرینش بود و آدم اتفاق افتاد / گمانم که خدا هم خسته بود از خود که عالم اتفاق افتاد » را خواند و در پایان با شعر « مادر سلام و بعد که بسیار خسته است // مردی که تار و پود غرورش گسسته است » راه را برای حضور میهمان بعدی هموار کرد .

مجری مراسم ستاره های سحری با اشاره به این که یکی از جذابیت های اصلی این جلسه همان سلسله مباحث علمی شاعر و پژوهشگر نام آشنای عرصه های ادبی « مرتضی امیری اسفندقه » است از وی برای سخنرانی دعوت کرد .

« مرتضی امیری اسفندقه » با اشاره به این که در جلسات گذشته موضوع رمضان در دوره سبک خراسانی و بخشی از سبک عراقی را مورد بررسی قرار دادیم گفت : مهمترین شاخصه سبک هندی در مواجه شدن با ماه مبارک رمضان گرایش شاعران این سبک به وداع با ماه مبارک رمضان است .

وی افزود : به طور کلی هنگام بررسی اشعار موجود در ادبیات کلاسیک در زمینه وداع با ماه مبارک رمضان ، با یک قصیده عربی منصوب به خیام در « رباب نامه » استاد « مینوی » ، غزلی از سنایی ، یک مثنوی از سعدی ، غزلی از صائب تبریزی و چند رباعی در سبک هندی نظیر « افسوس که ماه رمضان آمد و رفت / آن توبه ده پیر و جوان آمد و رفت // از بهر صلاح کار ما آمده بود / از دست فساد ما به جان آمد و رفت » اثر « کلب علی تبریزی » برخورد خواهیم کرد .

این محقق و پژوهشگر ادبی تصریح کرد : در دیوان تصحیح شده سنایی از « تقی مدرس رضوی » غزل عرفانی او در باب ماه مبارک رمضان تجلی ویژه ای یافته است و او این ماه را یگانه میهمان خداوند برای خود می خواند و در کلام خود تأکید دارد که « حقا که مرا مهمان دگری نیست » و شیخ اجل سعدی شیرازی نیز با استفاده از همین غزل در این باره « یار نادیده سیر زود برفت // دیر ننشست نازنین مهمان » را در گلستان خویش آورده است .

وی با تأکید بر این که اثر صائب تبریزی در وداع با ماه مبارک رضان در نوع خود منحصر به فرد است گفت : غزل « افسوس که ایام شریف رمضان رفت // سی عید به یکباره ز دستان جهان رفت » بر اساس دعای وداع شورانگیز زین العابدین امام سجاد (ع) به رشته طبع درآمده و اشارات پنهانی او به این دعای شریفه زیبایی های کار را دو چندان کرده است .

مرتضی اسفندقه ادامه داد : در این دوره از گستره سخن فارسی اشعاری هم مانند « روزه نزدیک است می باید کلوخ انداز کرد // زاهد خود خواه را می باید از سر باز کرد » وجود دارند که بر اساس رسومات آیینی و محلی مناطق مختلف گفته شده که در « تذکره نصرآباد » از این آثار یاد شده است اما یکی دیگر از مواردی که وداع صائب را متمایز از سایر نگاه ها کرده است رویکرد او به کلام امام سجاد (ع) و توجه او به شب قدر نیز می باشد : « سی عید به یکباره ز دستان جهان رفت // ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت .»

وی با تأکید بر ضرورت تعین و تبیین شعر آیینی در ادبیات فارسی گفت : امروزه باید ابتدا شعر آیینی تبیین شود تا فاصله او با مذهب معرفی شده و آنگاه بفهمیم که ادبیات فارسی سراسر شعر آیینی است و یا چیزهای دیگری هم در آن وجود دارد.

این شاعر و منتقد ادبی با اشاره به این که شب قدر و شخصیت حضرت علی (ع) درهم تنیده شده و جداناپذیرند در پایان گفت : این دو موضوع هیچ گاه در ادبیات معاصر و یا در ادبیات کلاسیک به هم پیوند نخورده است و امیدواریم با توجه بیشتر شاعران به ایام مبارک ماه رمضان و پیوند آن با مقام حضرت علی (ع) بتوانند آثار تازه ای با مضامین جدید را به حوزه ادبیات فارسی وارد کنند .

حمیدرضا شکارسری در ادامه مراسم ستاره های سحری ضمن تجلیل از «مرتضی امیری اسفندقه » شاعر و رمضان پژوه خوب کشورمان ، از شاعر مجموعه هایی چون « شعله در خیمه ابر » ، « عاشقانه های کبود » ، « آوازهای واژگان لال » استاد « محمدعلی حضرتی » برای شعرخوانی دعوت کرد .

« محمدعلی حضرتی » با آرزوی قبولی طاعات و عبادات تمامی حاضران در جلسه بخش هایی از مثنوی منظوم « در این غریب ترین شب در این شب غربت // که مرده هر چه ستاره در این تب غربت » را برای علاقه مندان حاضر در جلسه قرائت کرد .

معرفی کتاب های « انسان پرنده است » ، « پله ها را نشمرده آمده ام بالا » ، « عصر روزهای جمعه » ، « این غزل های سلیمان است » و « این کلاه مکزیکی » بهانه ای بود تا « هادی خورشاهیان » میهمان دیگر ستاره های سحری برای شعرخوانی به جایگاه بیاید.

وی با اشاره به زیر چاپ بودن دو مجموعه « کوتاهی از دست های ما بود » و « اعتراف بر سه شنبه » بندهایی از کتاب آخر خود را برای حاضران خواند و کار خود را با یک غزل قدیمی با مطلع « زن هدیه است عکس زنش را نگاه کرد // خندید و زلف آینه را رو به راه کرد » به پایان برد .

این مراسم با غزل شیرین و زیبای « نعمت سعیدی » شاعر جوان کشورمان با مطلع « می توان از آب و نان از جان خود حتی گذشت » و یک غزل اجتماعی با مطلع « وقتی که قرار است به هر حال نباشی // حیف است که یک لحظه سر و حال نباشی » ادامه یافت .

حمیدرضا شکارسری این مراسم را با معرفی چهره ای دیگر از شاعران نسل انقلاب ادامه داد و با اشاره به انتشار کتاب های « باغ اساطیر » ، « عقربه های برنزی » ، « مکاشفه هشت » و « سیزدهمین گزیده ادبیات معاصر » از این شاعر هم نسل انقلاب ، دکتر « محمود سنجری » را برای خواندن ابیاتی چند به جایگاه دعوت کرد .

دکتر سنجری با اشاره به این که مهم ترین ویژگی این گردهمایی ها آشنایی با چهره های جدید و فعال عرصه ادبیات معاصر و تازه کردن دیدار با دوستان قدیمی است دو غزل با مطلع های « زیبایی تو کشف عظیم حقیقت است // باران ابرهای کریم حقیقت است » و « سکوت آن که به آن سوی لحظه ها برسی // از این سکوت به اقلیم ماورا برسی » را خواند .

وی در ادامه به درخواست مجری برنامه با یادآوری این نکته که رباعی در دوره معاصر مجالی برای رشد و مطرح شدن پیدا کرده است کار خود را با رباعی « با این که غمم ، غریبی ام ، کاستی ام / پژواک دروغ نیستم راستی ام // در آینه ها نگاه کن خواهی دید // من آن من با توام که می خواستی ام» به پایان برد .

« مژگان عباسلو » شاعر جوان دیگری بود که این مراسم را با غزل « گله از ماه می کند دریا ، کف اگر گاه بر لب آورده » و یک غزل مثنوی با مطلع « ای ماه من ببخش اگر گاه دلخورت // یک تکه ابر سر به هوایم که در خورت » ادامه داد و راه را برای حضور یکی از پیشکسوتان ادبیات انقلاب و شعر کودک و نوجوان و همراه همیشگی دکتر « قیصر امین پور » استاد « بیوک ملکی » هموار کرد.

بیوک ملکی ضمن تبریک میلاد پر برکت کریم اهل بیت امام حسن (ع) دو شعر کودک و نوجوان از مجموعه زیر چاپ « مترسک » را با بندهای آغازین « دور سفره خالی است // تو مگر غذا نمی خوری ؟ // خورده ام // بچه ها چه طور؟ » و «پدر بزرگ مجنون / عزیز نیز لیلی // پدر همیشه فرهاد / و مادرم / عروس خانه شیرین // چرا چرا نباید / که عاشق تو باشم » قرائت کرد .

آخرین شاعر ششمین شب شعر ستاره های سحری در آستانه لحظات نورانی اذان مغرب به افق تهران « داود نوروزی » از هم نسلان شعر انقلاب بود .

وی با قرائت رباعی طنزگونه « من شمع جگر سوخته ام می فهمی / پروانه پر سوخته ام می فهمی // حالا تو بگو که کیستی با من گفت / من عشق پدرسوخته ام می فهمی » فضای ملکوتی افطار را برای همراهان ستاره های سحری شیرین کرد و سپس با غزلی به یاد شاعر بزرگ از ترمه و تغزل « حسین منزوی » با مطلع « هیاهوی غزل بود و صدایت را کسی نشناخت / طنین دل نشین آوازهایت را کسی نشناخت » و غزلی با یاد شاعر تصویرهای بدیع شعر فارسی « عبدالقادر بیدل دهلوی » با مطلع « خورده است ابر لجباز از قرص ماه نیمی // مانده است شبروان را شب رفت و راه نیمی » حسن ختامی بر این مراسم .

مجری این مراسم در آستانه اذان مغرب به افق تهران شب های شعر ستاره های سحری را با شعر معروف « اگر یادتان بود و باران گرفت // دعایی به حال بیابان کنید » به پایان برد.

گفتنی است مراسم هفتمین شب ستاره های سحری با مجری گری « علی آبان » میزبان « پرویز بیگی حبیب آبادی » ، « بهروز قزلباش » ، « سودابه امینی » ، « کیومرث عباسی قصری » ، « بهروز یاسمی » ، « امیر مرزبان » ، « عباس چشامی » و « سیدحمید برقعی » خواهد بود .

 

ستاره های سحری همگام دیدار شاعران با رهبرانقلاب

مراسم عرفانی شب های شعر ستاره های سحری شاهد حضور چهره های شاخصی از نواحی مختلف ایران زمین بود که برای دیدار با رهبری به تهران آمده و با حضور در کلمات روزه دار ، خود را آماده دیدار با رهبری کردند.
به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، پنجمین مراسم عرفانی شب های شعر ستاره های سحری با حضور جمعی از میهمانان مقام معظم رهبری (مد) در فرهنگسرای ارسباران (هنر) برگزار شد.
این شب شعر با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط « حمیدرضا شکارسری » شاعر و منتقد جوان و نام آشنای کشورمان آغاز شد و به استقبال اجرای « کتابدار » شاعر و منتقد ادبیات معاصر رفت.
در ابتدای این مراسم مجری با قرائت غزل معروف « هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی / جز آن کسی که دارد با دلبری وصالی // دانی کدام دولت در وصل می نگنجد / چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی » اثر ماندگار سعدی شیرازی کار خود را آغاز کرد و گفت : ماه رمضان ماهی است که با خیر و برکت خداوندی همراه است و معنویت آن با جاری شدن اشعار آیینی دو چندان شده است.
وی در ادامه با خواندن شعر « بشنو تو حدیث نبوی زین گفتار / شاد است دو بار روزه دار هشیار // یکبار به دیدار خداوند کریم / بار دگرش فرحة عند الافطار » به رسم مهمان نوازی و حسن آغاز به سراغ حجت الاسلام و المسلمین « زکریا اخلاقی » از چهره های برگزیده اولین جشنواره شعر فجر و نام آشنای دیار کویری استان یزد رفت.
حجت الاسلام و المسلمین زکریا اخلاقی ضمن تبریک میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) و تهنیت ایام ماه مبارک رمضان ، با قرائت یک غزل انتظار با مطلع « ای بلوغ شاخه ها در اشتهای ما تصرف کن // از میان سبزها سیب تعالی را تعارف کن » و غزلی در مدح رسول اکرم (ص) با مطلع « به سبزی مایل است ای آسمان وقت حجاز این بار // نمی دانم چه خواهد کرد عشق سرفراز این بار » حسن آغازی شد تا « مهدی سیار » شاعر جوان و نام آشنای این روزها ادامه دهنده این مسیر باشد.
مهدی سیار با خواندن شعر کوتاه « نه رمه ای به صحرا برده ام // نه در صحرایی آرمیده ام // این گونه که روزگار می گذرانم // هیچ وقت پیامبر نخواهم شد » کار خود را آغاز کرد و ضمن ابراز خوشحالی از حضور در مهمانی کلمات روزه دار غزلی با مطلع « چندی است شب هایی که مهتاب است بی خوابم // چندان که این امواج بی تابند بی تابم » و یک کار دیگر با الهام از نامه حضرت علی (ع) به عثمان ابن حنیف در نهج البلاغه با مطلع « امام رو به پریدن امامه روی زمین // قیامتی شده بعد از اقامه روی زمین » را خواند.
این مراسم با قرائت شعری از « مهدی عابدی » از سوی مجری پذیرای دکتر « هادی منوری » یکی دیگر از شاعران شناخته شده و نام آشنا کشورمان بود .
هادی منوری با قرار گرفتن در جایگاه یک اثر سپید با بندهای آغازین « وقتی برگشته بودم // باران آمده بود // و خیابان منتظر رسیدن ... » قرائت کرد و با اشاره به این که ما هیچ گاه نمی توانیم در جایی برویم که صحبت از ادبیات آیینی باشد و نامی از حضرت ابا عبدالله (ع) برده نشود یک غزل عاشورایی با مطلع « آن شب که بریدی ز تن خود کفنت را » فضای عرفانی جلسه را کامل کرد .
در این بخش از برنامه مجری با قرائت شعر « وقتی دلم برای خدا تنگ می شود // به چمان تو می نگرم // هر یک از چشمانت جلوه ای از خداست // شاید خدا دو تاست » فضای جلسه را تغیر داد تا فضا برای شعر خوانی « کبری بابایی » یکی دیگر از شاعران جوان حاضر در جلسه هموار شود.
این شاعر جوان با شعر سپیدی با بند آغازین « عکس من توی آلبوم // سال ها سکوت کرده بود» و یک
غزل مثنوی با مطلع « خدا دمید و من از خاک آفریده شدم // در آسمان سیاه جهان سپیده شدم » کار خود را به پایان برد .
مجری برنامه در این بخش با اشاره به شعر معروف « یا علی گفتیم و عشق آغاز شد » و ده ها مصرعی که برای آن گفته شده است از دکتر « محمود اکرامی » سردبیر صفحات فرهنگی هنری روزنامه جام جم ، شاعر نام آشنا و پیشکسوت عرصه های ادبیات معاصر و سراینده مصرع معروف « یا علی گفتیم و عشق آغاز شد » برای شعر خوانی به جایگاه دعوت کرد.
استاد محمود اکرامی ضمن اشاره به بعضی از ابیاتی که برای این مصرع ساخته اند با خواند غزلی به مطلع « به آتش می کشم آخر زبان سر به زیرم را // به طوفان می سپارم آسمان های اسیرم را » و یک غزل انتظار با مطلع « طلوع کردی و با دیدنت زبان گم شد // دلم شکفته ترین زخم ناگهان گم شد » میدان شعرخوانی را به « علی اسداللهی » شاعر جوان دیگری واگذار کرد.
علی اسداللهی از چهره های جوان و آشنا با ادبیات دفاع مقدس کار خود را با شعر کوتاه « تو با کاف کوچکتر می شوی پسرم // اتاق با کاف کوچکتر می شود // شهر با کاف کوچکتر // اما نارنج ها ... » آغاز کرد و بعد از قرائت دو شعر بلند درباره جانبازان و کودکانی که جنگ را تجربه کرده اند ، مجری را بر آن داشت تا قبل از نشستن از او بخواهد یک کار دیگر نیز برای حاضران در جلسه قرائت کند.
در این جلسه که بدون حضور « مرتضی امیری اسفندقه » شاعر ، محقق و رمضان پژوه برجسته دوره معاصر برگزار شد ، « حمیدرضا شکارسری » شاعر و منتقد توانای عرصه های شعر دفاع مقدس و ادبیات آیینی به سخنرانی پرداخت و با اشاره به انتشار مقاله ای در شماره های اخیر مجله شعر پیرامون بررسی شعر و ادبیات با ادعیه های موجود از ائمه اطهار (ع) گفت : امروزه به درستی مشخص نیست که در آغاز ایجاد کلام ، زبان یک کارکرد اجتماعی داشته و یا یک کارکرد آیینی و مذهبی و به عبارت دیگر این که زبان از آغاز برای انتقال مفاهیم به یکدیگر استفاده شده و یا از یک هویت مستقل آیینی برخوردار بوده است.
وی افزود: آنچه که مشخص است این که همواره اوج بیان و زبان در دورههای کهن آغاز بشریت در مراسم آیینی و مذهبی رایج بوده است و همین استفاده از زبان باعث شده تا نزدیکی بسیاری بین متون ادبی و ادعیه های آیینی برقرار شود.
خالق مجموعه شعر « چراغانی بی دلیل » با توجه به مهم ترین آرایه های شعر کلاسیک و معاصر ادبیات فارسی نظیر وزن ، قافیه ، ردیف ، هم آوایی مصوت ها و همصدایی صامت ها تصریح کرد : بیشتر سوره های قرآن مجید و ادعیه هایی که از سوی اهل بیت (ع) به ما رسیده است از تمام این آرایه ها به شکلی بسیار کامل و عالی بهره می برد و چگونگی استفاده از آن گاهی ادبا را به تحیر وا می دارد .
وی با اشاره به ارجاعات بینا متنی در قرآن کریم و فرم های مدرن در آن اظهار کرد : گاهی ادبیات مدرن امروز با ارجاعات بینا متنی و تکرار بندها سعی در حفظ فرم خود دارد و این به بهترین شکلی در سوره الرحمن متجلی شده است و یا در دعای مقدس جوشن کبیر اسماء الهی به گونه ای چیده شده اند که هم آوا ، مقفا و گاهی حتی از نظر عروضی هم وزن چیده شده اند اما ناگهان در پایان هر بند این نظم به یکباره و آشکارا به هم می خورد در حالی که در ادبیات کلاسیک هیچ گاه این اتفاق نمی افتد .
این شاعر و منتقد ادبی با یادآوری این که در آیات قرآن کریم و ادعیه ها تأکیدی بر شعر نبودن این آیات هست ادامه داد : اگرچه تمام متون مذهبی ما به بهترین شکلی از هنر متعالی ادبیات استفاده کرده اند اما هیچ گاه شعر نبوده و هدف دیگری به جز هنر و شعریت را دنبال می کنند و هرگاه احساس شده است تا فکر مخاطب از محتوا به فرم گرایش پیدا کرده است بلافاصله فرم را شکسته و فکر مخاطب را به سمت معنا هدایت کرده است.
وی با اشاره به این بیت که «شعر و شرع و عرش از هم ساختند // هر دوعالم زین سه حرف آراستند » تصریح کرد : روابط مستقیمی که در بین موسیقی ادبیات معاصر ایران و متون نیایشی وجود دارد نیز بر همین اساس پایه ریزی شده و نیازمند تحقیقات گسترده تری در این حوزه است .
حمید رضا شکارسری با خواندن دو شعر سپید و کار معروف « بانو نمی یابیمت // اما کنار تو گریه مرسوم است // مگر می توان پهلوی تو بود و شکسته نبود » سخنرانی خود را به پایان برد .
کتابدار مجری مراسم در ادامه با اشاره به تجلی ماه مبارک رمضان در گستره سخن فارسی و تحقیقات مرتضی امیری اسفندقه به ادبیات شفاهی و فولکلور ایران زمین اشاره کرد و گفت : کشور ما از فرهنگ های بومی زیادی بهره برده است که ردپای ماه مبارک رمضان را در آن به خوبی می توان پیدا کرد .
وی از نمونه هایی از این اشعار فولکلور یاد کرد و افزود : در شهر یزد با طولانی شدن روزهای ماه مبارک رمضان شعر « صبح رمضون دیو و دونگم / ظهر رمضون پیاله زنگم // عصر رمضون لاشه کشونه / شوم رمضون لقمه پرونه // سحر رمضون لرزه به جونه / که باز هم رمضونه که باز هم رمضونه » و یا در اوایل ماه رمضان در شهر یزد رایج است که شعر « روزه گرا روتون سفید // ماه رمضون باز هم رسید » و در اواخر آن شعر « روزه خورا روتون سیاه // ماه رمضون بازم می یاد » خوانده می شود.
این مجری و شاعر نام آشنا با تأکید بر این که در ادبیات شفاهی نمی توان به دنبال شعریت گشت و این حاصل چرخه بنیان های اجتماعی است ادامه داد : نمونه های بیشماری چون « رمضون اومده با سی تا سوار // چوب و برداشته می گه روزه بدار » در حوزه های « رمضون اللهی » در شهر های مختلف و غربی کشور رایج بوده و یا در شهر های چون فین کاشان تا دیروز رسومات « هوم بابایی » با اشعار فولکلور و ساده رمضانیه نفس می کشیده است.
این مراسم با غزل «برگرد که مرگ از در و دیوار سرازیر // بر پیکر بی جان من آوار سرازیر » علی آبان شاعر و مجری برنامه های دیگری از مراسم ستاره های سحری راه را برای « مبین اردستانی » شاعر جوان و خوب کشورمان هموار کرد و فضای جلسه را از حوصله تحقیق خارج و در حال و هوای قرار داد.
« حمید هنرجو » یکی از اهالی پرکار قلم با فعالیت در عرصه های روزنامه نگاری و ادبیات کودک و نوجوان آخرین میهمان پنجمین مراسم ستاره های سحری بود که با خواندن رباعی « مادام که حرف عشق بر لب داریم / مؤمن به شکفتنیم و مذهب داریم // در فهم کویر گر نگنجد باران / بگذار بگویند که ما تب داریم » و ترانه رضوی « یه آشنا با لهجه ملیحش // من و صدا میزنه تا ضریحش » حسن ختامی شد تا مجری این مراسم در هنگام اذان مغرب به افق تهران این مراسم را به پایان ببرد.
گفتنی است مراسم ستاره های سحری را معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برگزار می کند و قرار است تا در ششمین شب خود با مجری گری « حمیدرضا شکارسری » میزبان « محمدعلی حضرتی » ، « سینا سنجری » ، « داود نوروزی » ، « نعمت سعیدی » ، « یاسر هدایتی » ، « مژگان عباسلو » و « هادی خورشاهیان » باشد .

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم -محمد علی مجاهدی

 

مجاهدی وارسته که فرصت های سبز دعایش در قنوت های ربنای بلند رمضان تا گلدسته های دور ترین تماشا ها می رود . او در شاعرانه های جاری مهمان شما خواهد بود در ارسباران.شنبه دو ساعت قبل از افطار.
 
آن شب که بود فرصت سبز دعا فقط
گل کرد در قنوت شما ربنا فقط
باریده بود عشق در آن دشت و می‌وزید
عطر زلال نافله از خیمه‌ها فقط
...

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم -جمشید عباسی

 

من پرده ی اعطکاف خواهم برداشت
از تیغ زبان غلاف خواهم یرداشت

زندان زبان ذوالفقار است دلم
چون کعبه شبی شکاف خواهم برداشت

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم -سید علی شفیعی

 


دشت و درخت و دریا
که نباشد
دنیا به آخر نمی رسد
تخیل و تصویر و تماشا
که بمیرد
از خلقت خداچیزی کم نمی شود
هیچ شاعری هم که نماند

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم - غزل تاجبخش

 

دختری از قبیله ی مهتاب و غزلی از تبار کوچه های دلتنگی و مادری از چشمه ی زلال امید .مهربانی هایش را پاس ی داریم در ارسباران

پسرانی از قبیله ی خورشید
در کوچه های دلتنگ و باریک
شب را
مثل تکه ای از زغال
بر دیوار کشیدند و دور شدند
و در سحر گاه
دخترانی از قبیله ی مهتاب
در پیشانی شب
با گچ نوشتند : امید

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم -سید محمد سادات اخوی

 

" بی نام "عبارتی است که نام های جهان را برای کودکان و نوجوانان وطن ثبت کرده است در شعر هایی با زلالی کودکی مهمان شماست. بیست و سه شهریور دوساعت قبل از افطار.
ای که کوچه های چشم من
با صدای پایت آشناست
مدتی است
از میان کوچه ها گذر نکرده ای

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم - رجب افشنگ

 



آتش ،مرثیه ی سرزمین اوست در هو هوی جنگل و باد و دریا ترانه ای که شب را به سحر پیوند می زند.شنبه دو ساعت قبل از افطار در فرهنگ سرای ارسباران

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم - سید ضیاءالدین خالقی

 

به شادی هایتان می رسد هنگامی که غم هایش را سراغ گرفته باشید. در ترانه های حوض ،باران را در ارسباران سراغ بگیرید .شنبه دو ساعت قبل از افطار.

هزار سال گذشت
تا من به شادی های تو رسیدم
هزار سال باید بگذرد
تا تو به غم های من برسی
بارانی که بر حوض می با رید
این را به من گفت
پاییز که می بارد با برگ هایش
این را به تو خواهد گفت
...

با مهمانان ستاره های سحری - شب سوم

با مهمانان ستاره های سحری - شب سوم -شیرینعلی گلمرادی

 

مردی موقر و شاعری با کلماتی که ریشه در جان او دارد و شعر هایی که می نی کاتیوشا شلیک می کند تا در جزیره به مجنون برسد...اما واقعا شعری است که چند ایستگاه آنطرف تر آتش می گیرد.
مرد چون پیمانه ی می استکان را سر کشید
پرتو رقصنده و لرزان آن را سر کشید
...

با مهمانان ستاره های سحری - شب سوم -رضا عبد اللهی

 

رضا عبد اللهی سرشار از بغض هایی است که در صدایش می نشیند.اما او با طبعی نازک و زیرک همه ی هان را به طنز گرفته است.ترانه هایش در ارسباران خواهد بارید.
 
تو رفتی و دل من شب دلواپسی شد
تو بهت تلخ غربت اسیر بیکسی شد

تو با حس غرورت منو درهم شکستی
مث یه بغض سنگین توی صدام نشستی

با مهمانان ستاره های سحری - شب سوم -مرتضی نور بخش

 

مرتضی نورش را از ماه می گیرد و شعر هایش به مخاطبان دلنواز ناز آفرین می بخشد.شعر هایش لحجه ی دریا دارد و شرجی رنگین کمان .چهارشنبه دو ساعت مانده به افطار شرجی شوید.

می خوانمت به نام تمام غریب ها
در روزه گار فتنه ی مردم فریب ها

مولا کجاست جاده ی هموار زندگی
مایم و این مسیر و فرازو نشیب ها

 


با مهمانان ستاره های سحری - شب سوم -سیامک بهرام پرور

 

شاعر دست و دل باز هم از ان متناقض نمایی های شاعرانه است.
 
 حتی اگزر غزل به دلم پشت کرده است
این چار پاره را به تو تقدیم میکنم

تقصیر عشق نیست اگر واژه لج کند
من لال هم شدم به تو تعظیم می کنم

با مهمانان ستاره های سحری - شب سوم - زهیر توکلی

 

او از آباء و اجداد اهل توکل است و روزانه نگاری هایش روزنامه شده است و روزنه ای به دیروز.فردا پنجره ی شعر هایش را در ارسباران به سمت دریا خواهد گشود.
ما معتکفان مست پا بست توایم
میخانه نشین چشم بد مست توییم

با مهمانان ستاره های سحری - شب سوم -سید صابر موسوی

 

پلیس هم اگر باشی حق داری که عاشق شوی و شعر بنویسی و حساب لیلی ها و مجنون های تقلبی را کف دستشان بگذارد.

باغ ها در خویش می خواهند مدفونم کنند
تا درختان همچو یاران پنجه در خونم کنند

عشق نایاب است دیگر گر چه لیلی های شهر

با فریب رنگ میخواهند مجنونم کنند

اولین شب ستاره های سحری برگزار شد

 

 

 

 


مؤسسه فرهنگی هنری اردیبهشت با همکاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران اولین شب شعر ستاره های سحری را با حضور چهره های شاخص شعر و ادبیات ایران برگزار کرد./
به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، این شب شعر با اجرای «حمیدرضا شکارسری» شاعر و منتقد توانای کشورمان برگزار شد.
در ابتدای این مراسم «حمیدرضا شکارسری» با قرائت شعر معروف «رمضان آمد و شد کار صراحی از دست / به درستی که دل نازک ساغر بشکست» خواجوی کرمانی و تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان به استقبال اولین شاعر مراسم رفت.
دکتر «اسماعیل امینی» عضو شورای عالی شعر و موسیقی صدا و سیمای کشورمان به عنوان اولین شاعر ، کار خود را با یاد و خاطره ای از دکتر «قیصر امین پور» در ماه رمضان گذشته آغاز کرد و با قرائت بخش هایی از یک شعر ترکی استاد شهریار و غزلی عرفانی به شعر خوانی پرداخت.
این مراسم با شعرخوانی «سودابه مهیجی» شاعر جوان کشورمان در مدح رسول اکرم (ص) ادامه یافت و بعد از آن «مرتضی امیری اسفندقه» به سخنرانی با موضوع ماه مبارک رمضان در گستره سخن فارسی پرداخت. وی در این سخنرانی با اشاره به این که موضوع تجلی ماه رمضان در ادوار شعر فارسی مجموعه ای پریشان و حاصل ذهن دانش آموزی من در 10 سال پیش بود افزود: پیش از هر چیز باید شاعران نگاه کنند به این که آیا همان قدرکه محرم در شعر فارسی جایگاه یافته است آیا رمضان نیز از آن جایگاه بر خرداراست یا نه ؟ و آیا شادی این ماه چیزی از اندوه ماه محرم کم دارد و غروب ماه رمضان و لحظه های ناب افطار و سحر چه قدر می تواند ظرفیت تبدیل شدن به یک موتیف را داشته باشد.
وی ادامه داد : درهای شعر معاصر همواره به روی مفاهیم دینی و آیینی نظیر ماه رمضان باز است و باید در عرصه دیگری مورد ارزیابی قرار گیرد و ما در این زمان اندک تا پایان ماه رمضان به بررسی این ماه در ادبیات کلاسیک خواهیم پرداخت .
این محقق و رمضان پژوه معاصر با بازکردن دوره نخست سبک خراسانی از «فرخی سیستانی» به عنوان نخستین طلیعه شعر فارسی از ماه رمضان یادکرد وگفت: اگرچه به تصریح بزرگانی چون دکتر غلامحسین یوسفی و دکتر شفیعی کدکنی ، آثار فرخی از حکمت به معنا مالوف خالی بوده اما طبع روان و سلیسی داردکه در هیبت و هیمنه سبک خراسانی قابل توجه است و از او می توان به عنوان اولین رمضان سرای ادبیات فارسی یاد کرد.
وی افزود: فرخی و شاعران این دوره نگاه خوبی به ماه رمضان ندارند و ستیزه جویی در آثار ایشان متجلی شده است.
اسفندقه با اشاره به این که نگاه بد و نامناسب به ماه مبارک رمضان در قصیده های این دوره با زبان رسا و پویای مولانا مورد نقد و پاسخ گویی قرار گرفته در پایان گفت : سبک خراسانی با تمام جلال و هیبت شاعرانش به کپی برداری ظاهری از هر چیز پرداخته و شاعرانی چون فرخی همه چیز را فدای ممدوح خود می کنند و اما این در تجلی سبک عراقی از میان برداشته می شود و رمضان جایگاه خود را در شعر فارسی پیدا می کند.
در ادامه مجری برنامه با اشاره به حضور مرتضی امیری اسفندقه در شب های شعر و پی گیری این سخن از «رضا اسماعیلی» برای شعرخوانی دعوت به عمل آورد و علاقه مندان به شعر و ادبیات ، یک اثر علوی با مطلع «از تو می خواهم بگویم ، حیف اما ، از تو گفتن نیست سهم طبع لال من // چون نمی گوید کسی هرگز جوابی سبز ای مولا ، به ابهام سوال من» را از وی شنیدند.
ستاره های سحری با دعوت شاعرانه « برخی صدایش را می پسندند ، برخی شعرش را و بعضی ترانه هایش را اما من هر سه را می پسندم» مجری از استاد «عبدالجبار کاکایی» مدیر خانه شعر و ترانه بنیاد نویسندگان و هنرمندان و عضو شورای عالی شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه یافت.
عبدالجبار کاکایی ضمن آرزوی روشن و پر فروغ ماندن ستاره های سحری با یک غزل تازه و شعر معروف «مگر به سایه نام تو رو کنم پس از این // که در پناه تو امن است یا علی مددی» شرایط را برای حضور شاعر و سخنران بعدی دکتر «ابوالقاسم حسینجانی» فراهم کرد.
دکتر حسینجانی در آغاز کلام با مطرح کردن معنای سلام به سلامتی نهفته در آن تأکید کرد : من قصد ندارم که زیاد سخنرانی کنم تنها درباره سه کلمه با شما سخن خواهم گفت .
وی افزود : همیشه آخر قرآن با راست گفت خداوند بلند مرتبه بزرگ تمام می شود و هیچ صفت دیگری به جز بزرگ را نمی آورد ؛ زیرا دروغ کار انسان ها و موجودات ضعیف و کوچک و حقیر است و کسی که بزرگ است نیازی به دروغ ندارد و دومین مطلب این که از پیامبر دو حدیث برای سلامتی مانده است یکی این که «صومو تصححو» و دیگری «سافرو تصححو» یعنی روزه بگیرید یا به مسافرت روید تا سلامت باشید .
این استاد دانشگاه ادامه داد : در این دو حدیث پیامبر (ص) ارتباط روزه و مسافرت را به ما نشان داده و تنها راه سالم ماندن را در رهایی از روزمرگی و عادت های کوچک و بزرگ همیشگی می داند و نخوردن و نایستادن و رفتن و خرق عادت را مقدمه ای برای سلامتی روح و روان می داند.
وی سومین کلام خود را از دعای بعد از نماز ماه مبارک رمضان انتخاب کرده و تصریح کرد : در دعای «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور / اللهم اغنی کل فقیر» ما می بینیم که از قبرستان راهی به فقرستان باز می شود و توسعه روزی نداشتن و حرکت نکردن هیچ تفاوتی با مرگ ندارد .
وی با یادی از دکتر علی شریعتی و جمله معروف «هرکسی فقیر شود خوبی هایش نیز حقیر می شود » و جمله عرفانی حضرت سیدالشهدا (ع) با عنوان «الفقر اشد من القبر» سخنرانی خود را پایان برده و به قرائت شعری برای امیر المؤمنیین علی (ع) پرداخت .
بخش بعدی برنامه با شعرهای طنز و شاخص «عباس صادقی زرینی» شاعر جوان و نوپردازشعردفاع مقدس ادامه یافت .
ستاره های سحری در قسمت شاعران هم نسل انقلاب ، پذیرای یکی از چهره های فعال در عرصه های نقد و برنامه های تلویزیونی نیز بود .
در این بخش «علیرضا راهب» با قرائت بخش هایی از قصیده ولایت ، یک شعر سپید بلند و یک شعر کودک فضای جلسه را تغیر داد تا راه برای سپیدخوانی «اسماعیل محمدپور» شاعر خوب ادبیات دفاع مقدس از استان گیلان هموار شود.
اولین گردهمایی شاعران در ستاره های سحری با شعر معروف «پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت // شب مانده بود ، جرأت فردا شدن نداشت» اثر ماندگار زنده یاد «سلمان هراتی» و مراسم عکس یادگاری و افطار هنرمندان و میهمانان به پایان رسید .
گفتنی است ستاره های سحری تا پایان ماه مبارک رمضان ، روزهای زوج در فرهنگسرای ارسباران واقع در تهران، خیابان شریعتی ، بالاتر از پل سیدخندان ، خیابان جلفا برگزار خواهد شد

 

 

با میهمانان ستاره های سحری - شب دوم


 

مصطفی محدثی

او اهل خراسان است و خراسان جای بزرگی است.نشنیدید که گفته اتد
برادر جان خراسان است اینجا
سخن گفتن نه آسان است اینجا!
همیشه می توان شاعرانه به جستجوی مصطفی محدثی در ماهنامه ی شعر پرداخت...خراسان البته جای بزرگی است.
18 شهریور ارسباران شعر باران می شود.منتظرتان هستیم.

ماییم و تمید و بیم در چشمانت
فوجی همه یاکریم در چشمانت
شرمنده ی پاسخیم اگر می پرسی
نا خوانده چه می کنیم در چشمانت


 


غلام حسین عمرانی

غزل هایش عطر خاطره دارد و خاک و خاک هرچه آسمانی باشد رنگ غزل دارد.شعرش حماسه و صدایش طنین گام های مردانه در کوچه های غیرت است.
چند غزل از او در ستاره های سحری خواهید شنید.
18شهریور منتظرتان هستیم.

من چیستم ؟ به گوشه ی صحرا کنایتی
از روزگار رفته و اکنون ، حکایتی
من بی خبر ز عالم و عالم پُر از خبر
این قصّه ی دراز نـدارد نـهایـتـی


 

کریم رجب زاده

اگر میهمان یک لیوان محبت داغش شده باشی تازه می فهمی که یک دریا صممیت و صفا را یکباره کشف کرده ای.با کلماتی که در خطوط سربی صفحات کتاب های شعر صلح را کبوتر می شوند.

2ساعت قبل از اذان مغرب - 18شهریور -فرهنگ سرای ارسباران

منتظرتان هستیم.

تمام دارایی دارا
به موی بند است
دل من به تو
سارا
از کتاب های دبستان
بیرون بیا
تو دیگر بزرگ شده ای


شب بيستم ؛ شب آخر :2

شاعر بعدي كه به تعبير شكارسري ، شاعر جنجالي و به تازگي خبرنگار ، هادي جهان آبادي بود كه با قرائت شعر بلندي ، به زورآزمايي با كلمات پرداخت!

تولايي ، شاعر كودك و نوجوان ، كه از همراهان هر شبي كلمات روزه دار در كارگاه كوچك كاردستي در پشت سالن صرف افطار بودو وظيفه ي سرو كله زدن با بچه ها را به عهده داشت ، بود كه مجري هم براي دعوت وي بر روي صحنه ، سنگ تمام گذاشت و شعر معروفش :تولايي ، شاعر كودك و نوجوان

دعا نردبان گذاشت / بالا رفت از دست ها/  بالارفت ار ابرها / از ماه بالا رفت / خدا پله پله پايين آمد.

را قرائت كرد. وي نيز پس از خواندن شعري ديگر براي كودكان ، شعر نوجوان خود را به نام "كارنامه" به حضار تقديم كرد و بسيار مورد تشويق قرار گرفت :

بيست / آن نهايت غرور مدرسه / افتخار بچه ها / پادشاه سرزمين نمره ها/ سايه اي كه هيچوقت / روي كارنامه ام نمي نشست /.................................

دكتر محمدرضا مهديزاده ، مسئول بيست و پنج ساله ي صفحه ي شعر مجله ي اطلاعات هفتگي و صاحب امتياز و مدير مسئو ل مجله ي روزهاي زندگي كه نقش به سزايي در بالندگي و معرفي شاعران جوان زيادي به جامعه ي ادبي را به عهده داشته است ، ميهمان بعدي بود كه با خواندن چندين اثر عاشقانه ، توجه مخاطبين حاضر در سالن را به خود جلب نمود.

سيد حبيب حبيب پور ، با شنيدن نامش از دهان شكارسري ، به پشت تريبون رفت وبا عبارت :

نگاهت را از من دريغ ندار، والا از تشنگي  خواهم مرد ، به قرائت چهار رباعي كه به حضرت رسول تقديم كرده بود ، پرداخت .

خورشيد ، شناسنامه ي چشم تو بود / مهتاب يقين ادامه ي چشم تو بود/ اي مثنوي سبز خدا در هستي / اين چرخ و فلك چكامهي چشم توبود / خورشيد كه دراشارت چشم تو بود / هر صبح به اشارت چشم تو بود

محمدرضا كارگر و محمد علي سپهر افغان ، دو شاعري بودند كه پيش از سيد ضياالدين شفيعي ، به شعرخواني در دقايق پاياني مراسم پرداختند.

ستاره هاي سحري تقريبا به نفس هاي آخر رسيده بود كه شكارسري با دعوت از سيد شفيعي ، عملا حكم وداع رسمي جلسات را اعلام كرد . شفيعي در ابتدا به ارائه ي گزارش كوتاهي از اجراي موفقيت آميز و بي وقفه ي بيست مراسم" كلمات روزه دار" در قالب دوازده نشست شاعرانه ي "ستاره هاي سحري" با حضور و شعرخواني قريب به يكصد شاعر كشور و هشت جلسه ي "افطار با هنرمندان" و به طور همزمان بر پايي كارگاه گرافيك و نقاشي "گل صدبرگ" پرداخت و افزود:

پر هياهو ترين و بزرگترين نشست هاي ادبي – هنري كشور ، معمولا بيش از دو سه روز دوام نمي آورند و لي با نگاهي منصفانه به آنچه در بيست شب ماه رمضان 86 در اينجا اتفاق افتاد ،درمي يابيد كه  اداره و برپايي اين حجم حضور پررنگ هنرمندان و شاعران سراسر كشور كاري بس سترگ و قابل تامل است .و اين مهم زماني با اهميت تر جلوه گر مي شود كه اين نشست ها، از حداقل  مهرباني رسانه هاي عمومي براي انعكاس اخبار و گزارشات آن ، بهره مند بوده است ! ما در بخش جنبي گل صدبرگ ، با چنان استقبالي روبرو شديم كه ماحصل آن چهل تابلوي نقاشي از جواناني شد كه براي هيچكدام كارت دعوت ارسال نكرده بوديم .سيد ضياالدين شفيعي

سيد شفيعي ، در حاليكه زمان صرف آخرين افطاري ، سر رسيده بود ، دو شعر عيدانه خود :

دنياي ما چه رنگيه   وقتي كه خورشيد نباشه  /..................................

و

عيد است مبادا گره افته به زباني

يالب به سخن باز كند هرزه دهاني

ممنوع كه جز غنچه لبي وا شود امروز

يا خيره بمانيم به چشم نگراني

...................................

 رابه عنوان حسن ختام اجرا كرد و دست آخر از حميد رضا شكار سري خواست كه عليرغم اتمام اذان مغرب و گذشتن از زمان صرف افطار ، با ميهمانان حاضر در سالن همايش فرهنگسراي رسانه با خواندن شعري ، وداع كند.

شكارسري ، به حكم "بالاخره درزي تو كوزه افتاد" ، پشت تريبون قرار گرفت و با خواندن  شعري براي امام رضا (ع) ، همه را به خدا سپرد.

چقدر دمق و پكري اي خانم ميهماندار

من اگر جاي تو بودم و هر روز مسافر مشهدبودم /......................

صرف افطار آخر ، در كنار دوستان و ياران هر شبي ، لحظات بيادماندني را به يادگار مي گذارد ، اما شايد براي  همه اين سوال به جاماند كه آيا سال ديگر باز هم مي توانيم در رمضان 87 ، يادهامان را تازه كنيم و به ترنم اشعار شاعران و سخنان شنيدني هنرمندان كشور ،در ساعات پر فيض و ملكوتي مغرب ، گوش جان بسپاريم؟ . ان شااله.

 

شب بيستم ؛ شب آخر :1

زماني را به خاطر آوريد كه اولين روز مدرسه را تجربه مي كرديد و قراربود پس از دوازده سال تحصيل به مدرك ديپلم دست مي يافتيد . سالها كه مي گذشت و پايه ي تحصيلي شما بالا مي رفت و شما به بلوغ مي رسيديد و از آن عبور مي كرديد ، همواره اين حس دروني را داشتيد كه بالاخره كي تمام مي شود و ديپلمه مي شوم ؟ و از شر اين رفت و آمد هاي تكراري و معلم هاي جور واجور رها مي شوم و هزار  كي مي شود ديگر... و در اين راه با همكلاساني دوست و رفيق مي شديد و با هم صد ها قول و قرار مي گذاشتيد و با هم دعوا و قهر مي كرديد و دوبار ه دوست مي شديد و يكباره چشم به هم مي زديد و وقت امتحانات نهايي و كسب مدرك ديپلم .و تازه چشم باز مي كنيد و مي بينيد كه دلتان براي همان مشاجره ها و قهركردن هاو اضطراب ساعات قبل از امتحان و تنبيه دبيرها و ... لك زده و ديگر امكان بازگشت  هيچكدامشان نيست و تنها يادي از تمامي آنها براي سالها در ياد و خاطره ي شما باقي مانده. .

 چه شيرين و بيادماندني .حتي غم انگيزترين آنها.. و امشب براي من و تمامي برگزاركنندگان جشن بيست روزه ي" كلمات روزه دار" به اتفاق همه ي شما كه يا آمديد و از نزديك اين لحظات روحاني و دلنشين ساعات ملكوتي اذان مغرب را با ما و ميهمانان هنرمند تجربه كرديد ويا شما كه به خواندن پست هاي هر روزي من بسنده كرديد ، تكرار همان حس روز امتحان آخر و خدا حافظي با  مدرسه بود . همه به نحوي سعي مي كردند كه اين حس خودشان را مخفي كنند ولي اعتراف مي كنم كه هيچكدامشان هنرپيشه ي خوبي نبودند و تازه اگر ظاهر سازي مي كردند ، كدام آدم عاقلي بود كه آنها را در شب هاي پيش ديده بود و تفاوتي كه در رفتار و گفتار امشب آنها مي ديد ، حس نمي كرد.به هر حال شصت دقيقه ي پاياني "كلمات روزه دار" با برنامه ي" ستاره هاي سحري" و اجراي دلنشين حميد رضاشكارسري همچون يازده شب پيشين ستاره هاي سحري آغاز شد .

شكارسري براي شروع ، غزلي از زنده ياد حسن حسيني را انتخاب و قرائت كرد و با جملات :

"نمي دانم كه بايد اكنون و امشب ، شاد باشم؟كه توانسته ام يك ماه دستورات حضرت حق را انجام دهم و يا اينكه اندوهگين باشم؟كه ماه ميهماني امسال خدا را در كنار دوستان و شعراي ستاره سحري به پايان رساندم و اينكه آيا سال آينده اين امكان برايم وجود خواهد داشت؟ كه اين لحظات رابار ديگر تجربه كنم ؟رحیم زریان

 از رحيم زريان كه در برگزاري هر چه بهتر اين مراسم ، نقش مهمي داشت ، براي شعرخواني دعوت كرد. زريان ، با قرارگرفتن در پشت تريبون ، شعر :

اي ماه خدا ماه مسلماني ما /  خورشيد حيات شب ظلماني ما / سي روز به ميهماني تو آمده ايم / يك روز تو هم بيا به ميهماني ما بيا/

 را به همراه چند قطعه ي كوتاه قرائت كرد و پس از قدرداني از برگزاركنندگان ، ميكروفون را در اختيار استاد عباس براتي پور گذاشت كه وي نيز با اظهار سپاس از پايه گذاران اين جلسات گرم و صميمي و اينكه احساس غبن مي كنم كه چرا از ابتدا در اين مراسم ، شركت نكرده ام !، مثنوي وداع با رمضان را خواند

رمضان ماه آسماني رفت / ماه گل هاي ارغواني رفت /...ماه گرم تلاوت قرآن /............../ ماه سرشار از دعا گشتن /........سر نهادن به آستان خدا /....رمضان است و ماه ميهماني / ماه بخشودگي ز جرم و گناه /............. اي خداي كريم بنده نواز /  ما به كويت پناه آورديم /.....

 با اتمام دست زدن هاي حاضران در سالن ، نوبت به محمد حسين ابراهيمي ، كه به قول شكارسري از شاعران جوان ، موفق و خوش آتيه ي ايران است ، رسيد. او با اشاره به نزديكي عيد سعيد فطر ، به خوانش شعر ي در وصف ظهور امام زمان (عج) پرداخت :محمد حسین ابراهیمی

پياده راه مي افتم / به جستجوي شما / و در كدام حرم مي شود زيارت كرد / با دل پرغصه روبروي شما/  ......به جستجوي شما مي رسم به كربلا /............... / به سامرا بردم يا به جمكران شوم /.... كدام حرم مي توان تورا حس كرد؟/..............

از نكات گفتني برنامه ي ابراهيمي ، ذكر خاطره ي هشت نه سال پيش خودش و ديداري كه با شكارسري در يك مجلس دانش آموزي داشته بودكه همگان را به ويژه سيد ضياالدين شفيعي را شديداً تحت تاثير قرارداد.

و آن عكس  سيد ضيا در سالهاي دفاع مقدس با كلاه بافتني كه پس از معرفي آن توسط شكارسري كه اين جوان كلاه بر سر كسي نيست جز سيد شفيعي خودمان! ابراهيمي را وامي دارد كه شعري بسرايد كه باخواندن آن در حضور جمع ،  مستمعين را به تقابل ارزش هاي  حاكم بر جامعه ي امروزي با ارزش هاي معنوي سالهاي جنگ تحميلي كشاند.

شب هيجدهم : تنها شصت دقيقه تا انتهای  ستاره هاي سحري

فقط دو ساعت ديگر با" ستاره هاي سحري" هستيم ! اين يكي از جمله هاي آغازين هيجدهمين شب" كلمات روزه دار" در بخش ستاره هاي سحري بود كه حميد شكارسري ،مجري برنامه ي امشب در جمع حاضران ادا كرد. بلي ، شمارش معكوس براي به پايان رسيدن دومين دفتر نشست هاي ادبي – هنري در ماه مبارك رمضان به همت موسسه هنر رسانه اردي بهشت ، شروع شده است .

برنامه ي امشب را مي توان به دوعنوان شايسته نامگذاري كرد: نخست ، شب" بهمني "كه به سبب حضور" محمد علي بهمني" و دو بار شعرخواني اش ، بر خلاف تمام شاعراني كه تا امشب در ستاره هاي سحري شعر خوانده بودند و دومين نام ، شب" بانوان" ، به دليل حضور 50 درصدي خانم هاي شاعر .محمدعلي بهمني ، شاعر65 ساله ي دزفولي واكنون ساكن بندرعباس

شصت دقيقه ي امشب را شكارسري با غزلي از علامه طباطبايي كليد زد و براي تداوم آن از خانم مژگان عباسلو ، براي خواندن غزل هايي از سروده هايش دعوت كرد.و او نيز با خوانش سه غزل ، تريبون را ترك كرد.

آنگاه نوبت به مجري رسيد كه يادآوري كند كه تاكنون قريب به صد شاعر ، در برنامه ي "ستاره هاي سحري" از ابتداي ماه رمضان86 ، شعر خوانده اندو اين فرصت بسيار مغتنمي براي دوستداران ادبيات بود كه بدون واسطه با شاعران معاصر و آثارشان آشنا شوند . شكارسري سپس ، تريبون را به محمدعلي بهمني ، شاعر65 ساله ي دزفولي واكنون ساكن بندرعباس داد كه نخستين شعرش در 9سالگي به چاپ رسيده است.

استاد بهمني ، در ابتدا مثنوي كوتاه :

باز مي خواهم تو را پيدا كنم / با تو شايد خويش را معنا كنم / من كي ام گر خودشناسي داشتم / كي زخودشناسي هراس داشتم /......

را براي حاضران قرائت كرد در ادامه به ترتيب :

 - خانگي گشتم اي خيل خياباني من / تا نسيم كه شود عرصه ي توفاني من/..

-           پنهان كه پشت صورتكم پير سالي دارم /.....با خويشتن خويش چگونه اي رنگ پريده /........../آن قالي ام كه ارزشم افزوده مي شود/ وقتي كه در تهاجمي از پاي مالي ام/....

بهمني در انتهاي اولين زماني كه براي شعر خواني به پشت تريبون آمده بود ، قطعه اي را كه براي امام رضا (ع) سروده بود ، اجرا كرد:

شرمنده ام ، شرمنده ام كه همت آهو نداشتم

شصت و سه سال راه به اين سو نداشتم

اقرار مي كنم كه من اين هياهو ي گنگ

...............................................

در حاليكه حاضران در سالن ايستاده و نشسته ، بهمني را تشويق مي كردند ، شكارسري به خواندن غزلي پرداخت كه نيمه كاره آن را رها كرد و با گفتن عبارت "شايد ادامه ي آن را خود شاعر بخواهد براي شما بخواند!" ، به استقبال ميهمان بعدي ، خانم منصوره نيكوگفتار رفت .وي پس از قرار گرفتن در پشت ميكروفون ، از اينكه پس از استاد بهمني ، بايد شعر خواني كند ، اظهار بدشانسي كرد و تفاوتي بسيار بين آثار موزون بهمني و اشعار سپيد خويش قائل شد!.و آنگاه :

و مرگ سرانجام به آخرين تصوير مرد كه در قاب زندگي اش رضايت داد......

را به مستمعين سالن تقديم كرد.

محمد رضا وحيد زاده ، ديگر شاعر جوان جلسه ي امشب بود كه با خواندن غزل عاشورايي :

نقاش ، ماهي روي ساحل كشيده بود

يك قرص روشن ماه كشيده بود

شروع كرد و با خواندن غزل كوتاه عاشقانه ي:

مني كه آينه را جواب مي كردم

چرا نگاه توراقاب مي كردم ............

كه تقديم به همسرش كرد ، كارش را پايان داد .

ميهمانان امشب ، از جنبه ي ديگري نيز ، با ميهمانان شب هاي قبل ، تفاوت داشتند ، سه ميهمان ستاره هاي سحري هيجدهم ، از جنوب كشور آمده بودند ، بهمني از بندر عباس و دكتر غلامرضاكافي و همسرش خانم پروانه نجاتي از شيراز .لذا مي توان اين شب را" شب مسافران جنوب" هم ناميد!.

دكتر كافي ، در مدتي كه به او اختصاص يافته بود ، دو گونه شعر از آثارش را قرائت كرد كه گونه ي دوم آثارش عليرغم كوتاهي و سادگي ظاهري از بار معنايي و صد البته استقبال فوق العاده ي حاضران برخوردار شد مانند :

 

پرانه نجاتجی به همراه همسرش آمده بود

دكتر غلامرضاكافي و همسرش خانم پروانه نجاتي ازمهمانان امشب بودند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

-                     شعري كه تكاني ندهد ، گهواره است ، خوابت مي برد

-                     نرگس ، گل زمستان است . زمستان است گل نرگس

-                     كشف كرات ، كشف اتم ، كشف حجاب ، ما هم سهمي داريم

-                     زيرهمه چيز خالي شده است ، حتي ابروي مردان

-                     من وقتي تصادف هم مي كنم ، شاعرم ، اما مردم در همان وقت ، گردم حلقه مي زنند

-                     ادوكلن هاي متفاوت ، بي تفاوت از كنار هم مي گذرند ، عطر سلامي نمي شنوي!

سالن در بهت و تحسين ترانك هاي دكتر كافي ، غرق بود كه همسرش ، خانم پروانه نجاتي ، با خواندن غزل " خدا" :

خداي من و تو بين ستاره ها گم نيست /  خداي من وتو جز لابه لاي مردم نيست /.... اگر نخوانمش از من سراغ مي گيرد /........../ خدا هميشه در دسترس ، همين جاهاست

كارش را آغاز كرد و سپس غزل" درخت عدالت" كه در وصف شهادت مولاي متقيان

سروده بود اجرا كرد:

چه مي شد آه، كوفه آفريده نمي شد / كه هيچ نقشه ي شومي در آن كشيده نمي شد/...

نجاتي ، برنامه اش را با خوانش شعر"سفره عقد "كه تقديم به دختران شاهد كشور بود

به پايان برد

 عاقد دوبار گفت : وكيلم ؟/ پدر نبود!/ اي كاش راه ورسم سفر نبود / گفتند : گل ؛ نه .......

در ثانيه هاي واپسين مراسم ، شكارسري از فرصت باقي مانده استفاده كرد و به بهانه ي عدم حضور تعدادي از مشتاقان حاضر در سالن در ابتداي برنامه و نشنيدن شعرخواني استاد بهمني ، از وي براي شعر خواني مجدد دعوت كرد . بهمني نيز ، تا دقايقي پس از به گوش رسيدن اذان مغرب ، شعر :

مي دانستم مي دانستم ، در شصت و سه سالگي هم

عاشقانه هايم ، بيست و سه ساله را حسو د مي كند

قول داده ام فرزند خلفي باشم

هابيلم ، قابيلم ، شاعرم ....................

را براي همگان قرائت كرد.

-           عكس يارگاري امشب ، همانطور كه پيش بيني مي شد به علت جمعيت حاضران  ، پس از صرف افطار و مدتي معطلي در پشت در قفل شده ي سالن همايش ، گرفته شد . علاوه بر عكس گروهي ، يك عكس زنانه با حضور خانم هاي شاعري كه امشب در ستاره هاي سحري حضور داشتند ،نيز گرفته شد .

نكته پاياني اينكه ، بار ديگر يادآور شوم كه تنها و تنها ، شصت دقيقه به عمر ستاره هاي سحري رمضان 86 باقي است و پرونده ي آن براي يكسال  بسته مي شود. چهارشنبه ، پس فردا ، حوالي ساعت 5 بعد ازظهر ، آخرين ميهماني شاعران جوان كشور در فرهنگسراي رسانه، برگزار مي شود.

يك عكس زنانه با حضور خانم هاي شاعري كه امشب در ستاره هاي سحري حضور داشتند ،نيز گرفته شد .

 

 

شب شانزدهم :2

به دنبال دكتر اكرامي ، نوبت به دكتر سيامك بهرام پرور رسيد كه با خواندن اشعار ش با لحن و حس مسحور كننده اي ، ادب دوستان حاضر در سالن را به شنيدن مطلق وادار نمايد بهرام پرور از ميان اشعارش ، دو شعري كه در ميان عباراتش ، عبارتهاي :دكتر سيامك بهرام پرور

چقدر دست تو با دست من محبت كرد/................./ الم ترا كه غزل با تو كيف كرد /................/ سلام بر تو كه باران زير چتر تو باد/......................./ و هركس كه شنيد از بهار صحبت كرد/..............

 و در شعر دومش ،جملاتي مانند:

من فكر مي كنم كه چرا لال مانده ام /...................../  من لال شوم هم ، به تو تعظيم مي كنم/

شنيده مي شد را براي قرائت انتخاب كرده بود.

 

در فاصله ي آمدن روحاني شاعر ، سيد سلمان علوي به پشت تريبون ، شكيبا داستاني كه عمروعاص در مجلسي در حضور امام حسن (ع) ، به قرائت شعري در مدح حضرت علي (ع) پرداخت و آنگاه امام حسن ، هديه اي بيش از آن به وي اعطا كردند و در پاسخ به سوال عمرو عاص كه چرا چنين كرديد ؟ امام فرمودند : چنين كردم كه در آن دنيا بدهكار تو نباشم و در همين دنيا بي حساب شده باشيم – نقل به مضمون -. را براي حضار باز خواني كرد.

علوي ، با خواندن شعر::

طرحي زده تبسم تلخش را / از منتها اليه دو چشم شور/ بغض است در اين غريبي لبخند/ زهراست در تبسم اين انگور/.......................

در غم شهادت امام رضا (ع) ، كه  احسنت ميهمانان را بارها به دنبال داشت و نيز  شعري به مناسبت روز جهاني قدس و مظلوميت مردم فلسطين ، به اجرا ي خود پايان داد..

پس از اعلام نام عليرضا آذر به عنوان شاعر ميهمان بعدي ، آذر به سرعت و با انرژي در پشت ميكروفون قرار گرفت و با شور و هيجان وصف ناشدني به خواندن شعر :

زخم تصميم گرفته است تنم را بجود /.........پرداخت .

به سبب نزديك شدن  زمان اذان مغرب ، احسان پرسا و ابراهيم شفيعي ،ديگر شاعراني بودند كه به سرعت ، به شعر خواني پرداختند و بلافاصله پس از پخش اذان مغرب و قبل ازحركت دسته جمعي حاضرين ، مراسم عكس دسته جمعي در همان زاويه اي كه شب هاي نخست ، اجرا مي شد ، با حضور تمامي ميهمانان به جز استاد عباس براتي كه پس از شعرخواني خود ، سالن را ترك كرد ه بود، با نظم و آرامش انجام شد.

 

 

عكس دسته جمعي در همان زاويه  شب هاي نخست اجرا  شد

 

 

 

 

شب شانزدهم :1

سيد شهرام شكيبا اجرای برنامه امشب را بر عهده داشتدهمين شب مراسم شعر خواني" ستاره هاي سحري" با تغييرات چند گانه اي كه تماما الزامي و بدون مقدمه بود ، همراه بود. از غيبت سيد سادات اخوي ، مجري ثابت شب هاي شعر شنبه شب به علت كسالت و جايگزيني سيد شهرام شكيبا در دقيقه ي نود ، تا حاضر نشدن شاعر يزدي ، زكريا اخلاقي به سبب تشرف به عتبات و نيز بستن در ورودي فرهنگسرا به سبب شلوغي زايدالوصف مشتاقان هنر نقاشي در كارگاه" گل صد برگ" و نبود فضا وامكانات كافي از ساعت پنج بعدازظهر بر خلاف عرف ميهمان نوازي" كلمات روزه دار" ، همگي از نكاتي  بود كه شانزدهمين شب را با شب هاي پيشين متفاوت مي كرد.

 

به هر حال ، مراسم با تاخيري چند دقيقه اي  وبا نشستن شهرام شكيبا بر روي صندلي مجري آغاز شدو شك و ترديد ها و برو و بياهاي برگزاركنندكان كه تا ثانيه هايي قبل ادامه داشت به پايان رسيد.شكيبا كه تا پيش از اين او را بارها در برنامه هاي تلويزيوني به عنوان مجري ديده بوديم ، با همان حس مجري گري تلويزيوني برنامه را شروع كردو گفت :

شاعران ،كساني هستند كه با انگشتان روشن به اسما الهي اشاره مي كنند و چه دلنشين است كه در اين لحظه هاي قشنگ به سخنان قشنگ گوش دهيم و بي درنگ از استاد عباس براتي براي حضور روي صحنه دعوت كرد.استاد عباس براتي

 

 

 

براتي در ابتدا به مناسبت ايام شهادت امير مومنان علي (ع) ، رباعي :

محراب در آن پگاه بي تاب گريست  /   دريا خروش آمدو گرداب گريست /......

را خواند و آنگاه به خوانش قصيده اي با نام ميزان عدل پرداخت:

اي نام تو گشايش هفت آسمان ، علي / آوازة جلال تو تا كهكشان ، علي / مست مي والاي تو هستند ، عاشقان /................ 

اتمام شعرخواني استاد براتي ، همراه بود با بيان روايتي از حضرت علي (ع) توسط شكيبا كه به عمق و درجه ي دانش و فراست ايشان نسبت به صنعت شعر و سرايش آن اشاره داشت ، پرداخت و حضار را براي شنيدن آثاري از دكتر محمود اكرامي به فرستادن يك صلوات ياد آور شد.قبل از آغاز شعرخواني اكرامي ، شكيبا او را بدشانس ترين شاعر ايران دانست ! چرا كه بخشي از يكي از اشعارش را همگان بر در و ديوار شهر مي نويسند و از او نامي نمي برند!.

دكتر اكرامي كه براي دومين مرتبه ، ميهمان كلمات روزه دار بود ، در ابتدا شعري كه منظور شكيبا بود را قرائت كرد:دكتر اكرامي كه براي دومين مرتبه ، ميهمان كلمات روزه دار بود

آسمان رقصيد و باراني شديم / موج زد و طوفاني شديم /..........ياعلي گفتيم و عشق آغاز كرديم 

.و بعد با گفتن اينكه ، قطعه ي نظمي كه اكنون براي شما مي خوانم تا به اكنون در هيچ كجا چاپ و يا قرائت نكرده ام و امشب ، نخستين باري است كه آن را شخصا اجرا مي كنم ، به خواندن شعر بلند و جذاب خود كه از تاريخ ايران از ديروز تا امروز الهام گرفته بود ، پرداخت .دراين شعر بارها به اسامي و تاريخ كهن  مناطق مختلف ايران اشاره مي شود مثلا:

من و تو اهل خراسان / حماسه آيينيم / هنوز رستم دستان را به خواب مي بينيم  و يا درجاي ديگر  كه اين چنين مي گويد :

بگو كه مردم اين خطه اهل فردايند ..........

اكرامي كه شعرش را با حسي عميق و حركت دادن دست ها و ميميك چهره اش همراه كرده بود ، در هنگام ترك تريبون تا مدت ها مورد تحسين حاضرين قرار گرفت.

آشنايي با عباس براتي پور؛ ميهمان شنبه شب  برنامه ي ستاره هاي سحري:

 

عباس براتى پور متولد ۱۴ ارديبهشت ۱۳۲۲ است و در تهران. وى از نخستين شاعرانى است كه به جمع شاعران حوزه انديشه و هنر اسلامى در سال۶۰ پيوست و شايد ثابت قدم ترين آنها نيز باشد؛ چرا كه بسيارى حوزه را ترك گفتند و اكنون از آن نام ها، شايد تنها معلم مانده باشد و براتى پور. وى هم اكنون مسئوليت نشست هاى شعر چهارشنبه حوزه هنرى را بر عهده دارد و در عرصه مطبوعات نيز صفحات ادبى روزنامه رسالت زير نظر او اداره مى شود. سابقه آشنايى وى با رهبر انقلاب به پيش از انقلاب در مشهد مى رسد و در نشست هاى ايشان با شاعران، براتى پور چهره اى هميشه آشناست. او چنان كه خودمى گويد هميشه براى دلش شعر گفته است. ورود وى به شعر جنگ هم حاصل ارادتش به شهدا و آرمان هاى انقلاب است. او به زبان انگليسى مسلط است و سال ها در آمريكا تحصيل كرده است. از وى تاكنون مجموعه هاى بهت نگاه [،۶۹ حوزه هنرى]، گزيده شعر [،۷۰ نيستان] و دل و دريا [،۸۳ حوزه هنرى] منتشر شده است. همچنين مجموعه هاى گردآورى شده توسط او، با مضامينى چون غدير، عاشورا، دفاع مقدس، رحلت امام (ره) و... قريب به ۱۵ جلد است. وى همچنين كانون شعراى جانباز را در سال۸۵ راه اندازى كرده است.


عباس براتي پور؛ميهمان شنبه شب در برنامه ي ستاره هاي سحري


 

شب پانزدهم:

"ستاره هاي سحري" امشب ، شايد كه نه ، حتما از پيش از آن كه به فرهنگسرا برسم برايم ، عطرو طعم  متفاوتي داشت .همانطور كه از خيابان هاي هرروزي براي رسيدن به "كلمات روزه دار" مي گذشتم ، از آن شلوغي و رفت و آمد هاي نزديك اذان و صف هاي طويل مقابل نانوايي هاو غذا فروشي ها خبري نبود و همه سياه پوش و غم زده در حال عبور بودند.مي توانستم پيش بيني كنم كه جلسه ي امشب ، چه جوي دارد . همه مي آيند كه با خواندن اشعارشان ، اداي ديني كنند نثار نخستين شهيد محراب تاريخ و بغض خودشان را در جمعي عاشق و گرفتار ، بتركانند و ساعاتي  از ايام قدر 86 را در فضاي معنوي و ادبي" ستاره هاي سحري" بگذرانند و اين گمانه زني من در اولين دقايق حضورم در سالن همايش ، تعبير شد.

حميدرضا شكار سري ، در همان ابتدا با خواندن قطعه اي در توصيف شب شهادت مولاي متقيان علي (ع) ، خبر از يك جلسه ي شعر خواني متناسب با بيست و يكم ماه رمضان داد.

وي در اولين فراخوان ميهمان امشب ، محمدرضا سهرابي نژاد ، از شاعران سالهاي اول انقلاب را براي اجراي برنامه اش به پشت تريبون دعوت كرد.وي نيز به مناسبت ايام شهادت مولاي متقيان علي (ع) اشعار زير را قرائت كرد:

 

-              به زهر كينه ، تيغ فتنه تر كرد /  علي را غوطه ور در خون سر كرد

-              نمي جنبد زجا مرداب كوفه   /   چه دل گير است و سنگين ، خواب كوفه

-              اين عكس را كه در صدف قاب ديده اي    /   بهتر ببين كه گوهر ناياب ديده اي

 

ميهمان بعدي ، مهدي زارعي بود كه  با نگاه و حسي ديگر به مصيبت 21 رمضان پرداخت و با خواندن دو شعر ش ، اين حس را در بين حضار تشديد كرد.

مثل هميشه هيچ به روي خودت نيار  /     اين بار هم نيامده بودي سر قرار ....... تقويم ها ، نبود تورا ناله مي كنند /......

و

در ساعتي كه هول مكرر داشت  /  ديوارهاي خانه ترك برداشت .....

شكارسري براي معرفي شاعر بعدي ، از كرج به عنوان مهد شاعران تاثير گذار سالهاي اخير يادكرد و آن را مكاني سرنوشت ساز براي غزل گويان 15 سال گذشته دانست ، آنقدر كه در بين شاعران امروز از آن به نام" مكتب كرج" يادمي كنند.آنگاه سيد مهدي موسوي براي ارائه اشعارش به پشت تريبو ن رفت و چنين آغاز كرد:

.....همان سكوت مثل كسي كه سكوت كرد /سيد عباس سجادي

، فقط و ناشيانه از دل زمان خط خورد......

قرائت ترجماني از قصيده مناجاتي كه منسوب به حضرت علي (ع) است توسط شكارسري ، پيوند دهنده ي برنامه و حضور سيد عباس سجادي ، بر روي صحنه بود.سجادي در ابتدا با تشبيه ستاره هاي سحري به ستاره هاي شعر امروزي ، احساس قلبي خودش را نسبت به برنامه ي ستاره هاي سحري و ميهمانش ابراز كردو سپس ترانه واره اي كه به شوق زيارت سروده بود را براي حضار خواند

با چشاي خيس و خسته

با پاهاي پينه بسته

پاشدم بيام سراغت

كه ديدم دلم شكسته

........عبدالرحيم سعيدي راد

وي در انتها، به خواندن بخشي از يك چهار پاره ي محاوره اي بسنده كرد و تربيون را در اختيار عبدالرحيم سعيدي راد قرار داد.

او با شعر :

ساعت هشت و سي دقيقه  شب  / آسمان سرفه كرد / سرما خورد / باد تندي وزيد / بي هنگام / ..........برق زد چشم آسمان ناگاه  ...........

يادي از هشت سال دفاع مقدس نمود و سپس با قطعه شعري كه با عبارات زير به پايان مي رسيد :

اي كاش از اين خاك برخيزد   /    يادستي از دعا برخيزد

به صندلي خود كه در كنار استاد جواد محقق قرار داشت ، بازگشت.

اين بهانه اي شد كه شكارسري ، جواد محقق را كه در شب هاي قبل و در برنامه ي" افطار با هنرمندان"  به مجلس گرداني مي پردازد براي قرائت نظم و نثر به روي صحنه دعوت كند.

شكارسري ، جواد محقق را كه مجری  برنامه ي" افطار با هنرمندان" است دعوت کرد

وي ، سخنانش را با تعريف خاطره ي شيرين ديدارش با نويسنده ي مسيحي و بيروت نشين ، جرجي جرداق ، مولف آثاري همانند "علي و انقلاب فرانسه" ، "علي و سقراط" و ده ها اثر ارزشمند ديگر در معرفي ابعاد مختلف شخصيت حضرت علي (ع) آغاز كرد و در بخشي از آن گفت :

ايشان براي من تعريف مي كرد كه در سالهايي كه كتابي در مورد مولاي متقيان نوشته بودم ، به دنبال ناشر معتبر و صالحي مي گشتم كه اين اثرم را با كيفيتي بالا به چاپ برساند و همواره در اين راه شكست مي خوردم تا اينكه پس از چاپ چندين قسمت از اين كتاب در روزنامه هاي لبنان ، تماس هايي از سوي جامعه ي طلاب مسيحي با من گرفته شد كه خواهان انتشار كتاب با هزينه ي جمع آوري شده شدند! و اين مايه تعجب است كه فردي مسيحي در مورد علي (ع) بنويسد و مسيحيان نيز آن را منتشر كنند!

محقق قبل از ترك تريبون شعر :

وقتي به نماز صبح آخر برخاست  /  فرياد ز منبر و مسجد برخاست/...........

در شرح آخرين ساعات زندگاني حضرت علي (ع) براي حاضري رو خواني كرد.

حاضرين در سالن ، با شنيدن اشعاري با حال و هواي ايام شهادت از شاعران جواني همچون مجتبي لطفي ، بهروز قزلباش و حميد رضا سهرابي به استقبال اذان مغرب رفتند.

 

ستاره هاي سحري ، قرار بود كه ميزبان شاعره ي نام آشناو نامدار سالها ي اخير ،فاطمه راكعي باشد كه عليرغم هماهنگي هاي قبلي و اعلام نام ايشان در فهرست ميهمانان امشب ، خبري از وي در اين جلسه نشد و بنا بر نظر برگزاركنندكان جلسه ، تمامي پي گيري هاي امروز تا آخرين دقايق ، حاكي از غيبت وي در ستاره هاي سحري بوده است!( سلامتي ايشان را خواستاريم)

حاضران در مراسم امشب ، خود شاهد كثرت دوستداران ادب و هنر بودند ،تا آنجا كه براي صرف افطار مجبور بودند زماني را تامل كنند تا ليوان چاي به دستشان برسد و همينطور هنگامي كه طبق سنت شب هاي پيش ، مي خواستند با شاعران ميهمان ، عكسي به يادگار بگيرند ، عكاس اصلي جلسه ، به سبب شلوغي سالن افطار و راهروها ، دقايقي پس از همه خود را به جمع رساند  وتازه كلي هم به چيدمان حاضران پر تعداد براي گرفتن عكس پرداخت تا بتواند ، همگان را در يك كادر قرار دهد .

-راستش من كه نتوانستم ،و همه را در چند فريم پشت سرهم ، ثبت كردم !

 

                این هم عکس یادگاری شب پانزدهم                                      

 

 

 

 

 

شب سيزدهم :

امشب ، مراسم شعر خواني" ستاره هاي سحري" مصادف است با نوزدهمين روز ماه رمضان و ضربت خوردن مولاي متقيان علي (ع) و شب هاي پرمنزلت قدر، . و به همين سبب حال و هواي نشست از هر لحاظ با اين همزماني ، سنخيت داشت . شاعران ، يك به يك ، هنگامي كه نوبت  اجراي مراسم به آنها مي رسيد با انتخاب اشعاري در وصف مظلوميت حضرت علي (ع)و  شب هاي قدر، با قرائت اين گونه قطعات ، اتمسفرجلسه را رمضاني مي كردند. .

حميد رضا شكار سري ، مجر ي امشب ، با توجه به حضور پر تعداد شاعران ميهماني كه قرار است با خواندن اشعارشان ، يك ساعت و اندي، زمان باقي مانده به اذان مغرب را براي ادب دوستان حاضر در جلسه كه از راه هاي دور و نزديك خود را به" ستاره هاي سحري" رسانده اند، پربارتر سازند، كمتر شعر خواند و فرصت هاي موجود را در اختيار شاعران مدعو امشب قرارداد.

خانم نيره سادات هاشمي ، با ارايه دو اثر از سروده هاي خودش ، آغازگر نشست بود. وي در بخشي از شعر نخستش چنين خواند:

كوچه عجيب در خود پيچيده بود/......../بشتابم بهار پس نرود / چون كلاغ حسود بسيار است /.......چشمهايم سپيده را ماند.

و در ابتداي غزل بعدي كه تقديم به شهيدان دفاع مقدس  كرده بود ، آمده است:

سوختي ، بيشتر از آن كه به پايان برسي

شكارسري با بيان اين جمله كه "من هرچه از ارژن شنيده ام ، زيبا بوده است " تريبون را در اختيار بيژن ارژن قرارداد. او نيز با خواندن دو غزل :

بيژن ارژن

روي فرشي از پرفرشته جاي تو / پلكان آسمان و كفش هاي تو/ پله پله ،فرش هايي از مه و خيال / پله پله آسمان به زير پاي تو /...

و 

هزار شهر بيابان شديم تا رفتي /  و كربلاي يتيمان تا رفتي / هزار پنجره باران شديم و باريديم/ و سقف خانه ويران شديم  تا رفتي /...

به همراه چند رباعي كه همگي در وصف شخصيت و هجر مولاي متقيان بود،به كار خود پايان داد.

به نظر مي رسيد كه زمان ، امشب سريعتر مي گذرد ، شايد يكي از دلايل اين حس ، استقبال فوق العاده اي بود كه از سوي علاقه مندان  از هر سن و گروهي ونيز ديگر شاعران مانند خانم تاجبخش فناييان به عمل آمده بود . اين امر باعث شده بود كه من نيز مانند تعداد زيادي از حضار ، ايستاده به تهيه ي گزارش و عكس بپردازم .

دكتر محمد رضا سنگري ، ميهمان بعدي جلسه بود كه در ابتدا به مدح و ستايش ويژگي هاي شخصيتي حضرت علي (ع) پرداخت

دكتر محمد رضا سنگري ، ميهمان بعدي جلسه بود كه در ابتدا به مدح و ستايش ويژگي هاي شخصيتي حضرت علي (ع) پرداخت و سپس به نقش شب هاي سرنوشت ساز قدر در سرانجام بشريت اشاره نمود .وي در ادامه به اهميت دعا در شب هاي قدر و تاثيرات با ارزش آن بر انسان ها تاكيد كرد و گفت:

بايد بدانيم كه  منظوراز خوانش دعا ، صرفا خداخواني نيست و خود خواني هم هست ، آنچه كه در اين شب ها در ميان ذكر ها و دعاها بايد به دنبال آنها باشيم ، همانا معرفت به نفس خويش است و در اين راه نياز مبرم و فراواني به نيايش وجود دارد .

و نيايش نيازمند درك مفهوم" اضطرار" خود است و بايد دانست كه" اضطرار" روح دعاست .

دكتر سنگري، اضطرار را دانستن و اقرار به هيچ بودن خويش ، هيچ بودن ديگران و همه چيز بودن قادر متعال، معنا كرد و افزود :  ما در اين شب ها بايد رسيدن به هيچي خود را دريابيم و به درك واقعي و عميق فاصله ، بين خويش و خداوند برسيم .

وي از  شرايط استجابت دعا به هيچ دانستن خود و تضرع و شكستگي درون انسان ، تاكيد كرد و گفت : بايد همواره از چشمهايمان متشكر باشيم ، چه در زمان شكستگي دل ، با گريه خود ، قلبمان را صفا مي بخشيم و چشمي كه گريه نكند ، قلبش سنگي شده است و دعايش بي پاسخ مي ماند.

خواندن سه رباعي كوتاه با موضوع جنگ و دفاع مقدس ، سخنراني سنگري را به انتها رساند.

 

ستاره هاي سحري ، با شعر خواني دكتر اسماعيل اميني ، علي حاجتيان ، اميرعلي مصدق، محمدرضا شالبافان ، سيد محسن خاتمي و دكتر قائم پناه تا دقايقي پس از اذان مغرب ، به كار خود ادامه داد.

         عكس يادگاري هم ، امشب به سبب ازدحام مشتاقان با تاخير و چند بارگي همراه بود

-        در زمان صرف افطار ، به سبب استقبال فراواني كه از نشست ستاره هاي سحري و نيز كارگاه گل صدبرگ به عمل آمده بود ، پذيرايي از ميهمانان با وقفه و مشكلاتي همراه بود كه با جديت و دوندگي كارگزاران سالن و مسئولان به سرعت برطرف شد .

-        عكس يادگاري هم ، امشب به سبب ازدحام مشتاقان با تاخير و چند بارگي همراه بود و عكاسان مجبور شدند ، چندين عكس در چندين مكان بگيرند .  

امشب در ستاره هاي سحر ي چه خبر است؟

دوشنبه ، نوزدهمن روز ماه رمضان ، طبقه ي اول فرهنگسرا ي رسانه ، ميزبان شاعران معاصري است كه با قرائت اشعاري از خود ، اين امكان را براي مشتاقان ايجادمي كند كه در ديداري رو در رو با انها، حس زيبايي شناسانه ي خويش را در محفلي هنرمندانه در ساعات پاياني روز ، پرورش دهند.در بين ميهمانان امشب سنگري چند ي است كه به سمت دبير كتاب دفاع مقدس انتخاب شده است

امشب ،" ستاره هاي سحري" قرار است از شاعراني همانند : دكتر محمدرضا سنگري ، اسماعيل اميني ، اميرعلي مصدق ، بيژن ارژن ، مهدي زارعي ، نيره سادات هاشمي و علي حاچيان پديرايي كند.

در بين ميهمانان امشب سنگري چند ي است كه به سمت دبير كتاب دفاع مقدس انتخاب شده است .به همين بهانه و براي آشنايي هر چه بيشتر خوانندگان ، مروري كوتاه بر زندگي وي خواهيم داشت.

محمد رضا سنگري در سال 1333 در شهرستان شوش به دنيا آمد. او در سال 64 موفق به دريافت مدرك كارشناسي در رشته زبان و ادببا ت فارسي شد و آنگاه در سال 73 از دانشگاه تهران ، مدرك دكتراي خود را در همين رشته اخذ كرد.

سنگري در كارنامه حرفه ا ي خود ، فعاليت در سازمان برنامه ريزي و تاليف كتاب هاي درسي ، دو دوره دبير علمي جايزه انتخاب بهترين كتاب سال دفاع مقدس را جاي داده است.وي همچنين داراي كتاب هايي در حوزه ي دفاع مقدس نيز مي باشد.