دکتر علیرضا قزوه : فضای فرهنگی جامعه ما با ترجمه های یکسویه تغییر کرده است

 

 

همیشه فضای فرهنگی هر جامعه ای با ادبیات آن یک تعامل دو سویه و مستقیم دارد که با هر تغییری بر روی یکدیگر تأثیر می گذارند و امروزه با ورود یک سویه ادبیات غرب و فرهنگ آن در ایران ، فضای فرهنگی جامعه به سرعت در حال تغیر است .

دکتر « علیرضا قزوه » رییس سابق شورای عالی شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وابسته فرهنگی ایران در دهلی هند ، در گفت و گو با ستاد خبری همایش کلمات روزه دار با بیان این مطلب گفت : ادبیات هر ملتی خلاصه ای از فرهنگ و اندیشه ان ملت است و ترجمه یک سویه ادبیات غرب به زبان فارسی باعث می شود تا هیچ تقابل زبانی و فرهنگی اتفاق نیافتاده و تنها شاهد ورود غیر مستقیم فرهنگ های آن ها به کشورمان باشیم .

وی افزود : در بسیاری از کشورهای جهان پیش از ترجمه هر اثری کارشناسان علوم اجتماعی و جامعه شناسان نیز ان کتاب را بررسی کرده و تأثیرات فرهنگی آن را در جامعه برآورد می کنند و در صورت عدم بروز مشکلات فرهنگی اجازه ترجمه را به مترجم آن خواهند داد و این در حالی است که در کشور ما کمتر چنین اقداماتی به چشم می خورد و همواره بعد از انتشار هر اثر هنری ، باید منتظر بازخوردهای اجتماعی آن باشند .

این شاعر و منتقد ادبی تصریح کرد : یکی دیگر از آسیب های ترجمه در حوزه شعر و ادبیات فارسی ، معرفی ناقص سبک های ادبی رایج در غرب و بازی های زبانی و فرمی متناسب با زبان و فرهنگ آن جامعه است که در بین جوانان ما رواج پیدا کرده و با ناقص کردن این حوزه در طولانی مدت ، پیوند ادبیات معاصر با پیشینه کهن شعر فارسی را تهدید می کند .

وی ادامه داد : شعر معاصر ایران باید زبان و هویت ایرانی و آیینی خود را حفظ کند زیرا این زبان آسان به دست نیامده و قرن ها تغییر و تحول را در پیشینه خود به دنبال دارد .

خالق مجموعه شعر « از نخلستان تا خیابان » با اشاره به رشد زیاد ادبیات معاصر در حوزه های اجتماعی و فرهنگی اظهار کرد : ادبیات معاصر در حوزه های محتوایی رشد بسیار خوبی داشته است و از قابلیت بسیار بالایی برای ترجمه برخوردار است و باید با استفاده از مترجمان آشنا با ادبیات و فرهنگ زبان مقصد و زبان مبدأ ، آثار ادبی خود را به دیگر کشورها عرضه کنیم و راه را برای تقابل و تطابق فرهنگی با دیگر ملت ها هموار کنیم .

وی در پایان یادآوری کرد : همواره در درون سنت قالب هایی وجود دارد که به سادگی می تواند نو شده و به هر جامعه ای عرضه شود و تنها راه زنده نگه داشتن زبان فارسی و توسعه آن در دوره معاصر ، پرورش جوانانی مستعد و آشنا با فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی برای عرضه محتوای ادبیات کهن فارسی با زبان امروزی به دیگر ملت ها است .

بیگی حبیب‌آبادی، میهمان شب ستاره‌های سحری



هفتمین برنامه شب‌های شعر ستاره‌های سحری، میزبان پرویز بیگی حبیب‌آبادی است.
این مراسم، امروز شنبه 19 رمضان میزبان پرویز بیگی حبیب‌آبادی،  کیومرث عباسی قصری، بهروز قزلباس، سودابه امینی، بهروز یاسمی، سید حمید برقعی، امیر مرزبان و عباس چشامی خواهد بود.
 
ستاره‌های سحری در روزهای زوج ماه مبارک رمضان از دو ساعت پیش از اذان مغرب آغاز شده و تا افطار ادامه خواهد داشت.

علاقه‌مندان براي شرکت در این مراسم می‌توانند امروز شنبه 30 شهریور مصادف با 19 رمضان به نشانی تهران، خیابان شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند.

گل های صد برگ رمضان و نیایش در فرهنگ سرای هنر می شکوفد


 

به تصویر کشیدن رمضان و نیایش مانند شبنمی بر روی گل صدبرگ می­ درخشد.

از سوی مراجعه کنندگان به کارگاه نقاشی

سپهر افغان در گفتگو با ستاد خبری این مراسم درباره­ ی کارگاه آموزشی گل صدبرگ گفت: این کارگاه برای دومین بار در کنار مراسم کلمات روزه­ دار تشکیل شده که با در اختیار قرار دادن بوم و رنگ رایگان به مراجعه­ کنندگان برای همه­ ی مقاطع سنی برگزار شده است.

وی افزود: هدف از برپایی کارگاه نقاشی گل صدبرگ آشنایی مبتدیان خصوصاً کودکان و نوجوانان با متریال رنگ و روغن، قلم دست گرفتن و آشنایی با بوم دانست.

وی یادآور شد: مراجعه کنندگان می­ توانند در شب­های ماه رمضان به فرهنگسرای ارسباران مراجعه نمایند.

صبا احمدی 11 ساله یکی از مراجعه کنندگان به کارگاه آموزشی گل صدبرگ گفت: قصد دارم برای به تصویر کشیدن نیایش و رمضان و آسمان در شب را نقاشی کنم که آدمی با نردبانی بلند در حال چیدن ستاره باشد.

صبا احمدی افزود: در ماه رمضان انسان به خدا بیش­تر نزدیک می­ شود و با این نقاشی می­خواهم این موضوع را ثابت کنم.

صبا احمدی گفت: خدا مهربان و ملایم است و می­خواهم از رنگ­های ملایم مثل آبی و زرد استفاده کنم تا مهربانی خدا را نشان دهم.

مونا احمدی 22 ساله یکی دیگر از مراجعه کنندگانی است که هر شب در گل صدبرگ حضور دارد و نام تابلوی نقاشی خود را حس وجود گذاشته است. مونا احمدی گفت: قصد دارم آرامش و احساسی را که انسان در طبیعت در تنهایی با خدای خود را دارد به نمایش بگذارم.

مونا که در نقاشی­ هایش از آبی، سفید و قرمز استفاده کرده است افزود: آبی را به خاطر پاکی و آرامش ، قرمز را که حس خودم بود و زیباترین رنگ برای وجود است انتخاب کرده­ ام و رنگ سفید هم که جایگاه خاص خودش را دارد.

مونا گفت: می­ خواهم با این نقاشی انسان بودن را به مخاطب بفهمانم که بقیه­ ی این امر بستگی به درک مخاطب دارد.

 

استاد کیومرث عباسی قصری : زبان زنده زبانی است که در ادبیات متجلی شده باشد


 


استاد کیومرث عباسی قصری که مهمان هفتمین شب از شب های شعر ستاره های سحری بود گفت :زبان زنده زبانی است که در ادبیات متجلی شده باشد.

این شاعر قصر شیرینی با بیان خاطره ای ادامه داد :در زمانی که در ارتش خدمت می کردم دوستی کتابی قدیمی به من امانت داد با عنوانی شبیه "سابقه ی تاریخی زبان در ایران" . ضمن فیش برداری از این کتاب متوجه شدم چیزی حدود 80درصد واژه هایی که در کردی کلهری وجود دارد در زبان های اوستا و پهلوی نیز کاربرد داشته و حتی نحوه ی ساخت واژه ، پسوند ها و...آنها یکسان است.

وی ادامه داد: من تصمیم داشتم این اطلاعات را کامل کنم و به صورت فرهنگ لغات کردی منتشر کنم.اما دیدم این کار کافی نیست چون برای زنده نگه داشتن زبان ، باید آن را به خدمت ادبیات در آوریم.

قصری با اظهار ناراحتی برای از بین رفتن زبان ها گفت: زمانی که با نسل جدید روبرو می شویم می بینیم متاسفانه کردی بلد نیست و حتی زمانی که مثلا در خانه پدر و مادی کردی صحبت می کنند فرزندان لب به اعتراض می گشایند ، و این اتفاق خوبی نیست.

وی اظهار داشت :خوشبختانه هستند شاعران نسل جدیدی که به زبان مادری خود رجوع کرده اند و شعر های خلاقانه ای سروده اند.

عباسی قصری با اشاره به این مسئله که هشت سال دفاع مقدس برای کردها بسیار عینی بوده و آنها مستقیما با جنگ دست و پنجه نرم کرده اند افزود: در شعر شاعران کرد مسائل مربوط به جنگ مطرح شده و اثار قابل ملاحظه ای خلق کرده اند.

وی در انتها خاطر نشان کرد : کردی زبانی ریشه دار و تاریخی است و اگر کسی به دنبال آن باشد منابع زیادی برای اثبات این مسئله وجود دارد.

لازم به ذکر است شب های شعر ستاره های سحری در روزهای زوج ماه مبارک رمضان از دو ساعت پیش از اذان مغرب آغاز و تا افطار ادامه خواهد داشت. گفتنی است در روزهای فرد ماه مبارک رمضان برنامه ی افطار با هنرمندان از اذان مغرب تا دو ساعت بعد از افطار برگزار خواهد شد. .
همچنین اطلاعات مربوط به این مراسم از طریق پایگاه های اینترنتی :
www . eftar.blogfa.comو www.eftari.blogspot.com در اختیار ادب دوستان قرار می گیرد.
علاقه مندان جهت شرکت در این مراسم می توانند روز شنبه 30 شهریور مصادف با19 رمضان به نشانی تهران ، خیابان شریعتی ، بالاتر از پل سیدخندان ، خیابان جلفا ، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند.

 

افطار با هنرمندان -شب پنجم - دکتر علی موسوی گرمارودی


 

 

قصیده ی جاری در شعر سپید ایران

دکتر « علی موسوی گرمارودی » یکی از چهره های شاخص ادبیات معاصر در سه دهه گذشته است که با ترکیب پشتوانه های مذهبی و ادبی خود از گذشتگان توانسته است راه خود را این عرصه به بهترین شکلی طی کند.

به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، پنجمین مراسم افطار با هنرمندان در روز یکشنبه 31 شهریور ماه میزبان « دکتر علی موسوی گرمارودی » رییس انجمن شاعران پارسی گوی جهان و یکی از بارزترین چهره های ادبی سی سال گذشته کشورمان خواهد بود. بنا بر این گزارش وی در سال 1320 در شهر مذهبی قم به دنیا آمد و بعد از تحصیل در رشته علوم قضایی تا مقطع کارشناسی ، دکترای ادبیات فارسی خود را از دانشگاه تهران گرفت و تا امروز به عنوان یکی از تأثیرگذارترین چهره های ادبی کشور در این عرصه خوش درخشیده است .

اگرچه عموم جامعه و چهره های فرهنگی کشور او را با مجموعه هایی چون « سرود رگبار » ، « عبور » ، « در سایه سار نخل ولایت » ، « خط خون » ، « دستچین » و آثاری از این دست می شناسند اما وی در حوزه داستان نویسی نیز بسیار موفق بوده است .

دکتر علی موسوی گرمارودی با استفاده از بنیان های مذهبی و توانایی ذاتی خود در عرصه ادبیات به سراغ داستان های مذهبی رفته و تا کنون با انتشار ده ها اثر در این زمینه نیز باعث شده تا از او به عنوان پرکارترین نویسنده حوزه داستان انبیاء یاد شود .

از مهمترین آثار او در این حوزه می توان به کتاب هایی چون « درمسلخ عشق » ، « بابا تاریخ » ، « پرتو انسان ها » در دو جلد ، « یونس (ع) » ، « نوح پیامبر » ، « داستان پیامبران » در دو جلد و « شیخ محمدتقی بافقی » اشاره کرد .

امروزه نه تنها نام دکتر علی موسوی گرمارودی با ادبیات معاصر و داستان پیامبران گره خورده است بلکه پیوندی جداناشدنی با قرآن و کلام خداوند دارد و ترجمه کامل و شیوای او از کلام الهی بسیار قابل تأمل و برای اهالی قرآنی کشور دل نشین است .

گفتنی است این مراسم با همت مؤسسه فرهنگی هنری اردیبهشت و معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از دقایقی قبل از افطار تا ساعت 10 شب برگزار خواهد شد .

علاقه مندان به شرکت در این مراسم می توانند روز یکشنبه 31 شهریور ماه جاری به نشانی تهران ، خیابان دکتر علی شریعتی ، خیابان جلفا ، فرهنگسرای ارسباران ( هنر ) مراجعه کنند .

 

گزارشی از ششمین شب شعر ستاره های سحری   

همزمان با درخشش پیشکسوتان و جوانان عرصه ادبیات آیینی کشورمان در مراسم عرفانی شب های شعر ستاره های سحری ، زیبایی های ماه مبارک رمضان در کلام شاعران متجلی و زیبایی آن دو چندان شده است .

به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، مؤسسه فرهنگی هنری اردیبهشت با همکاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ششمین شب شعر ستاره های سحری را با حضور چهره های شاخص شعر و ادبیات ایران برگزار کرد.

این شب شعر که با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد ، مجری برنامه « حمیدرضا شکارسری » شاعر و منتقد جوان کشورمان ضمن تبریک میلاد با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) با غزلی از « علی هوشمند » با مطلع « بلور باور عشقی شباب یعنی تو / تو جوشش غزلی شعر ناب یعنی تو // تو خود دلیل سحرخیزی سپیده دمی / به آفتاب قسم آفتاب یعنی تو » به استقبال اولین ستاره شب های شعر ستاره های سحری رفت .

استاد « محمدکاظم کاظمی » از شاعران خوب مهاجر کشور افغانستان و یکی از چهره های شاخص ادبیات انقلاب و هشت سال دفاع مقدس به رسم کسوت و میهمان نوازی به عنوان اولین شاعر ششمین مراسم ستاره های سحری به جایگاه آمد .

وی که خالق مجموعه « پیاده آمده بودم پیاده برگردم » است با تشکر از برگزارکنندگان این مراسم ، غزلی با مطلع « تو را از شیشه می سازد ، مرا از چوب می سازد // خدا کارش درست است این و آن را خوب می سازد » را برای میهمانان قرائت کرد و به سراغ یکی از کارهای جدیدش با مطلع « تسبیح و فال حافظ و قندان نقره کار // فرهنگ انگلیسی و دیوان شهریار » رفت و کار خود را با غزل روایی « خدا همیشه به کار گره زدن بودن است // و فکر ساختن کار مرد و زن بوده است » به پایان برد .

حمیدرضا شکارسری مجری برنامه با قرائت شعر « و آتش چنان سوخت بال و پرت را / که حتی ندیدیم خاکسترت را // به دنبال دفترچة خاطراتت / دلم گشت هر گوشه سنگرت را » از استاد محمدکاظم کاظمی به تفاوت ساختاری و اجتماعی او در دهه های قبل با امروز اشاره کرد.

وی در ادامه از کارشناس شبکه رادیو فرهنگ و روزنامه نگار و منتقد ادبی « یاسر هدایتی » از چهره های جوان عرصه ادبیات آیینی برای شعر خوانی دعوت کرد.

یاسر هدایتی در ابتدا یک کار سپید با نام « زمستان بی شمار » و غزلی با مطلع « خدا در منتهای آفرینش بود و آدم اتفاق افتاد / گمانم که خدا هم خسته بود از خود که عالم اتفاق افتاد » را خواند و در پایان با شعر « مادر سلام و بعد که بسیار خسته است // مردی که تار و پود غرورش گسسته است » راه را برای حضور میهمان بعدی هموار کرد .

مجری مراسم ستاره های سحری با اشاره به این که یکی از جذابیت های اصلی این جلسه همان سلسله مباحث علمی شاعر و پژوهشگر نام آشنای عرصه های ادبی « مرتضی امیری اسفندقه » است از وی برای سخنرانی دعوت کرد .

« مرتضی امیری اسفندقه » با اشاره به این که در جلسات گذشته موضوع رمضان در دوره سبک خراسانی و بخشی از سبک عراقی را مورد بررسی قرار دادیم گفت : مهمترین شاخصه سبک هندی در مواجه شدن با ماه مبارک رمضان گرایش شاعران این سبک به وداع با ماه مبارک رمضان است .

وی افزود : به طور کلی هنگام بررسی اشعار موجود در ادبیات کلاسیک در زمینه وداع با ماه مبارک رمضان ، با یک قصیده عربی منصوب به خیام در « رباب نامه » استاد « مینوی » ، غزلی از سنایی ، یک مثنوی از سعدی ، غزلی از صائب تبریزی و چند رباعی در سبک هندی نظیر « افسوس که ماه رمضان آمد و رفت / آن توبه ده پیر و جوان آمد و رفت // از بهر صلاح کار ما آمده بود / از دست فساد ما به جان آمد و رفت » اثر « کلب علی تبریزی » برخورد خواهیم کرد .

این محقق و پژوهشگر ادبی تصریح کرد : در دیوان تصحیح شده سنایی از « تقی مدرس رضوی » غزل عرفانی او در باب ماه مبارک رمضان تجلی ویژه ای یافته است و او این ماه را یگانه میهمان خداوند برای خود می خواند و در کلام خود تأکید دارد که « حقا که مرا مهمان دگری نیست » و شیخ اجل سعدی شیرازی نیز با استفاده از همین غزل در این باره « یار نادیده سیر زود برفت // دیر ننشست نازنین مهمان » را در گلستان خویش آورده است .

وی با تأکید بر این که اثر صائب تبریزی در وداع با ماه مبارک رضان در نوع خود منحصر به فرد است گفت : غزل « افسوس که ایام شریف رمضان رفت // سی عید به یکباره ز دستان جهان رفت » بر اساس دعای وداع شورانگیز زین العابدین امام سجاد (ع) به رشته طبع درآمده و اشارات پنهانی او به این دعای شریفه زیبایی های کار را دو چندان کرده است .

مرتضی اسفندقه ادامه داد : در این دوره از گستره سخن فارسی اشعاری هم مانند « روزه نزدیک است می باید کلوخ انداز کرد // زاهد خود خواه را می باید از سر باز کرد » وجود دارند که بر اساس رسومات آیینی و محلی مناطق مختلف گفته شده که در « تذکره نصرآباد » از این آثار یاد شده است اما یکی دیگر از مواردی که وداع صائب را متمایز از سایر نگاه ها کرده است رویکرد او به کلام امام سجاد (ع) و توجه او به شب قدر نیز می باشد : « سی عید به یکباره ز دستان جهان رفت // ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت .»

وی با تأکید بر ضرورت تعین و تبیین شعر آیینی در ادبیات فارسی گفت : امروزه باید ابتدا شعر آیینی تبیین شود تا فاصله او با مذهب معرفی شده و آنگاه بفهمیم که ادبیات فارسی سراسر شعر آیینی است و یا چیزهای دیگری هم در آن وجود دارد.

این شاعر و منتقد ادبی با اشاره به این که شب قدر و شخصیت حضرت علی (ع) درهم تنیده شده و جداناپذیرند در پایان گفت : این دو موضوع هیچ گاه در ادبیات معاصر و یا در ادبیات کلاسیک به هم پیوند نخورده است و امیدواریم با توجه بیشتر شاعران به ایام مبارک ماه رمضان و پیوند آن با مقام حضرت علی (ع) بتوانند آثار تازه ای با مضامین جدید را به حوزه ادبیات فارسی وارد کنند .

حمیدرضا شکارسری در ادامه مراسم ستاره های سحری ضمن تجلیل از «مرتضی امیری اسفندقه » شاعر و رمضان پژوه خوب کشورمان ، از شاعر مجموعه هایی چون « شعله در خیمه ابر » ، « عاشقانه های کبود » ، « آوازهای واژگان لال » استاد « محمدعلی حضرتی » برای شعرخوانی دعوت کرد .

« محمدعلی حضرتی » با آرزوی قبولی طاعات و عبادات تمامی حاضران در جلسه بخش هایی از مثنوی منظوم « در این غریب ترین شب در این شب غربت // که مرده هر چه ستاره در این تب غربت » را برای علاقه مندان حاضر در جلسه قرائت کرد .

معرفی کتاب های « انسان پرنده است » ، « پله ها را نشمرده آمده ام بالا » ، « عصر روزهای جمعه » ، « این غزل های سلیمان است » و « این کلاه مکزیکی » بهانه ای بود تا « هادی خورشاهیان » میهمان دیگر ستاره های سحری برای شعرخوانی به جایگاه بیاید.

وی با اشاره به زیر چاپ بودن دو مجموعه « کوتاهی از دست های ما بود » و « اعتراف بر سه شنبه » بندهایی از کتاب آخر خود را برای حاضران خواند و کار خود را با یک غزل قدیمی با مطلع « زن هدیه است عکس زنش را نگاه کرد // خندید و زلف آینه را رو به راه کرد » به پایان برد .

این مراسم با غزل شیرین و زیبای « نعمت سعیدی » شاعر جوان کشورمان با مطلع « می توان از آب و نان از جان خود حتی گذشت » و یک غزل اجتماعی با مطلع « وقتی که قرار است به هر حال نباشی // حیف است که یک لحظه سر و حال نباشی » ادامه یافت .

حمیدرضا شکارسری این مراسم را با معرفی چهره ای دیگر از شاعران نسل انقلاب ادامه داد و با اشاره به انتشار کتاب های « باغ اساطیر » ، « عقربه های برنزی » ، « مکاشفه هشت » و « سیزدهمین گزیده ادبیات معاصر » از این شاعر هم نسل انقلاب ، دکتر « محمود سنجری » را برای خواندن ابیاتی چند به جایگاه دعوت کرد .

دکتر سنجری با اشاره به این که مهم ترین ویژگی این گردهمایی ها آشنایی با چهره های جدید و فعال عرصه ادبیات معاصر و تازه کردن دیدار با دوستان قدیمی است دو غزل با مطلع های « زیبایی تو کشف عظیم حقیقت است // باران ابرهای کریم حقیقت است » و « سکوت آن که به آن سوی لحظه ها برسی // از این سکوت به اقلیم ماورا برسی » را خواند .

وی در ادامه به درخواست مجری برنامه با یادآوری این نکته که رباعی در دوره معاصر مجالی برای رشد و مطرح شدن پیدا کرده است کار خود را با رباعی « با این که غمم ، غریبی ام ، کاستی ام / پژواک دروغ نیستم راستی ام // در آینه ها نگاه کن خواهی دید // من آن من با توام که می خواستی ام» به پایان برد .

« مژگان عباسلو » شاعر جوان دیگری بود که این مراسم را با غزل « گله از ماه می کند دریا ، کف اگر گاه بر لب آورده » و یک غزل مثنوی با مطلع « ای ماه من ببخش اگر گاه دلخورت // یک تکه ابر سر به هوایم که در خورت » ادامه داد و راه را برای حضور یکی از پیشکسوتان ادبیات انقلاب و شعر کودک و نوجوان و همراه همیشگی دکتر « قیصر امین پور » استاد « بیوک ملکی » هموار کرد.

بیوک ملکی ضمن تبریک میلاد پر برکت کریم اهل بیت امام حسن (ع) دو شعر کودک و نوجوان از مجموعه زیر چاپ « مترسک » را با بندهای آغازین « دور سفره خالی است // تو مگر غذا نمی خوری ؟ // خورده ام // بچه ها چه طور؟ » و «پدر بزرگ مجنون / عزیز نیز لیلی // پدر همیشه فرهاد / و مادرم / عروس خانه شیرین // چرا چرا نباید / که عاشق تو باشم » قرائت کرد .

آخرین شاعر ششمین شب شعر ستاره های سحری در آستانه لحظات نورانی اذان مغرب به افق تهران « داود نوروزی » از هم نسلان شعر انقلاب بود .

وی با قرائت رباعی طنزگونه « من شمع جگر سوخته ام می فهمی / پروانه پر سوخته ام می فهمی // حالا تو بگو که کیستی با من گفت / من عشق پدرسوخته ام می فهمی » فضای ملکوتی افطار را برای همراهان ستاره های سحری شیرین کرد و سپس با غزلی به یاد شاعر بزرگ از ترمه و تغزل « حسین منزوی » با مطلع « هیاهوی غزل بود و صدایت را کسی نشناخت / طنین دل نشین آوازهایت را کسی نشناخت » و غزلی با یاد شاعر تصویرهای بدیع شعر فارسی « عبدالقادر بیدل دهلوی » با مطلع « خورده است ابر لجباز از قرص ماه نیمی // مانده است شبروان را شب رفت و راه نیمی » حسن ختامی بر این مراسم .

مجری این مراسم در آستانه اذان مغرب به افق تهران شب های شعر ستاره های سحری را با شعر معروف « اگر یادتان بود و باران گرفت // دعایی به حال بیابان کنید » به پایان برد.

گفتنی است مراسم هفتمین شب ستاره های سحری با مجری گری « علی آبان » میزبان « پرویز بیگی حبیب آبادی » ، « بهروز قزلباش » ، « سودابه امینی » ، « کیومرث عباسی قصری » ، « بهروز یاسمی » ، « امیر مرزبان » ، « عباس چشامی » و « سیدحمید برقعی » خواهد بود .

 

محمد علی حضرتی : نگاه توحیدی در شاعر معاصر کاهش یافته است


 




محمدعلی حضرتی گفت: نگاه توحیدی در شاعران معاصر کاهش یافته و همین امر سبب شده که روح نیایش و گفتگوی با خدا در ادبیات معاصر ما کم رنگ شود.

محمدعلی حضرتی در گفتگو با ستاد خبری این مراسم با بیان این که بین انسان و خالق رابطه ای است که هیچ چهارچوبی ندارد گفت: به قول حافظ مهم آن است که حدیث عشق بیان شود و این گفتگو با هرزبانی می تواند اتفاق بیفتد.

وی با بیان این که سطح فرهنگی ما از توحید به تجسّم تنزل یافته است افزود: در میان شاعران بخصوص در زمان معاصر نگاه توحیدی کم تر از دوره های درخشان شعر فارسی مشاهده می شود.

وی خاطر نشان کرد: ترویج نوعی از شعر آیینی در جشنواره ها موجب شده تا نگاه توحیدی به نگاه فردی تنزّل یابد.

وی با اشاره به این که بخش عمده ای از شعر ما، مربوط به رابطه ی انسان با خدا است اظهار داشت: بخش عمده ای از اشعار عاشقانه، عارفانه و تعلیمی ما مربوط به رابطه ی انسان با خدا است که این موضوع در اشعار کم رنگ شده و سبب شده بخش بزرگی از ثروت ادبی مان را از دست بدهیم.

زکریا اخلاقی :نیایش معصومین (ع) بسیار عمیق تر از احادیث ایشان است


 


نیایش های باقی مانده از معصومین (ع) بنیان های فکری بسیار عمیقی را در خود نهفته کرده اند که در هیچ یک از احادیث دیده نمی شود زیرا مخاطب نیایش ها خداوند بوده و مخاطب احادیث مردم بوده اند .

حجت الاسلام والمسلمین « زکریا اخلاقی » شاعر و منتقد ادبی در گفت وگو با ستاد خبری همایش کلمات روزه دار با بیان این مطلب گفت : بخش بزرگی از ادبیات فارسی را نیایش ها تشکیل می دهند که ریشه در فرهنگ آیینی و اسلامی مردم داشته و از ائمه معصومین (ع) الگوبرداری شده است .

وی افزود : مهم ترین آموزه های دینی و اسلامی ما نیز از همین نیایش ها و ادعیه های جاری از سوی بزرگان دین سرچشمه می گیرد زیرا در مجال تقابل اندیشه های معصومین با ذات مقدس خداوندی جریان های عرفانی زیادی به وجود می آید که در هیچ کجای دیگر دیده نمی شود .

این شاعر نام آشنای استان یزد با تأکید بر معارف ژرف و عمیق نهفته در نیایش ها و فرم ساختاری و ادبی آن ها گفت : ادبیات ما یک هنر بزرگ است که از دیرباز تا امروز در سایه مفاهیم دینی حرکت می کند و همواره نیایش به عنوان مهمترین بخش آموزه های دینی در آن از جایگاه ویژه ای برخوردار است .

وی تصریح کرد : تا زمانی که آشنایی شاعران با مفاهیم دینی چون نیایش ها سطحی و عوامانه باشد نمی توان انتظار داشت که ادبیات بتواند یک حرکت تازه در این عرصه ایجاد کند و بتواند روح عرفانی حاضر در ادبیات کهن را در خود به نمایش بگذارد.

حجت الاسلام والمسلمین زکریا اخلاقی در پایان یادآوری کرد : این رویکردهای سطحی و عوامانه در تمام عرصه های دینی و فرهنگی جامعه رخ داده است و باید از سوی کارشناسان علوم اجتماعی و علمای دینی آسیب شناسی شده و راه حلی برای عمیق تر شدن نگاه فرهیختگان و سایر عوام جامعه در حوزه های دینی به متولیان فرهنگی پیشنهاد شود تا بتوانیم شاهد تحولات جدیدی در عرصه های مختلف دینی و ادبی کشور باشیم .

 

محمود اکرامی فر : اشعار مذهبی کنگره ای شده است

 


 


محمود اکرامی فر گفت: در گذشته انگیزه ای درونی سبب سرودن شعر مذهبی بوده ولی در زمان معاصر اشعار مذهبی کنگره ای شده است.
محمود اکرامی فر در گفتگو با ستاد خبری کلمات روزه دار در شب شعر ستاره های سحری با بیان این مطلب افزود :همان اندازه که مباحث پیرامونی محرم در اشعار کمتر مشاهده شده و تنها در مقطع زمانی خاصی از آن یاد می شود در مورد ماه رمضان هم این اتفاق افتاده است.
وی تصریح کرد : مقایسه ی شب قدر با عاشورا بهتر از مقایسه ی رمضان و محرم است.
وی با بیان اینکه ادبیات دینی ما سه مرحله ی تبیینی ،توصیفی و معرفتی را پشت سر گذاشته خاطر نشان کرد: در مرحله ی تبیینی که اهل تسنن بر ایران حاکم بودند شاعران بیشتر در صدد اثبات تشیع بودند در مرحله ی دوم که شیعیان بر ایران تسلط داشتند اشعار بیشتر توصیفی می شود و حالت مرثیه به خود می گیرد.
وی در ادامه افزود :در دوره ی معاصر اشعار به سمت معرفتی شدن رفته ولی امروزه بیشتر جنبه ی مناسبتی دارد . چرا که شعر مذهبی دارای نهاد و تشکیلات و جشنواره شده است و شاعران بیشتر برای مدیحه . مرثیه و جشنواره ها شعر می گویند.
وی با بیان اینکه در زمان معاصر شعر های نیایشی کمتری دیده می شود اظهار داشت : شعر شاعر معاصر بیشتر راجع به مسائل اجتماعی و سیاسی بوده و خداوند در شعرها وجود خارجی ندارد.
محمود اکرامی فر یاد آور شد:در گذشته برای سرودن اشعار مذهبی انگیزه های درونی دخالت داشت ولی اکنون این اشعار حالت کنگره ای به خود گرفته.
وی در انتها با اشاره به کم رنگ شدن اشعار مذهبی اظهار داشت: شاید شاعر امروز خدا را آنقدر حاضر می بیند که دیگر دلیلی برای شعر گفتن برای او نمی بیند ویا از خدا غافل شده است!

چهارمین برنامه ی افطار با هنرمندان: ادبیات و سینما تقابلی انکارناپذیر دارند


 


سه شنبه ی گذشته چهارمین مراسم افطار با هنرمندان این همایش به طور همزمان پذیرای دو چهره شاخص ادبیات و سینمای کشور دکتر « علیرضا قزوه » وابسته فرهنگی ایران در هند و استاد « مجتبی راعی » کارگردان و فیلم نامه نویس نام آشنای دو دهه سینمای ایران بود .

این مراسم با اجرای استاد «جواد محقق» عضو شورای عالی شعر و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز شد و ضمن یک معرفی کوتاه از اساتید حاضر در جلسه ، میهمانان را برای حضور به جایگاه دعوت کرد .

در ابتدا استاد راعی ضمن معرفی کامل تری از آثار خود گفت: در 15 سال گذشته فضای فعالیت در عرصه های سینمایی کشور بسیار تغیر کرده است و امروزه تهیه کنندگان و حتی داوران جشنواره ها بر اساس نام کارگردان به سراغ اثر رفته و آثار برگزیده را بر اساس نام انتخاب می کنند .

این مراسم با معرفی دکتر « علیرضا قزوه » شاعر نام آشنای شهر گرمسار ادامه یافت و وی با اشاره به انتشار بیش از 30 اثر در حوزه های مختلف شعر و ادبیات گفت : من در سال 1342 به دنیا آمدم و اولین کتابم با عنوان « از نخلستان تا خیابان » در روزهای بعد از انتشار قطعنامه روانه بازار نشر شد و تا کنون 12 بار زیر چاپ رفته است و بیش از 30 اثر دیگر چون « شبی در آتش » ، « پیراهن یوسف » ، « عشق علیه السلام » ، « با کاروان نیزه » و « سفرنامه » را در کارنامه خود دارم .

مجتبی راعی حس نهفته در هنر را تنها عامل آرامش هنرمند دانست و دلیل حضورش در این وادی را پاسخ به دغدغه های فکری و یافتن آرامش عمیق با هنر خواند و تصریح کرد : هر هنرمندی اگر صدها شغل داشته باشد و هر روز از این شاخه به شاخه ای دیگر وارد شود تنها در هنر آرامش خواهد یافت و به این وادی پناه خواهد برد.

وی افزود : در سال های پیش از انقلاب در دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان تحصیل میکردم اما بعد به خاطر علاقه ای که به تأتر داشتم ، سراغ سینما آمدم زیرا ایران در سال های دور نمی توانست صاحب تأتر خوبی باشد و وضعیت سینما بسیار مطلوب تر از تأتر بود در حالی که فضای جامعه ما در حال حاضر راه را برای ورود بازیگران تأتر به صحنه هموار کرده است.

دکتر علیرضا قزوه با اشاره به این که در دوران راهنمایی یک معلم انشاء داشتم که نوشته های من را دوست داشت و به آن توجه می کرد گفت : تشویق های این معلم و شروع مطالعات خارج از کتاب های درسی در حوزه ادبیات و آشنایی با اشعار و نوشته های نویسندگان و شاعران بزرگ جهان ، مرا به وادی نوشتن نثر ادبی ، داستان کوتاه وشعر کشاند که با قرار گرفتن در فضای انقلاب و شکل گیری جمهوری اسلامی ایران راه خود را یافتم و خود را در فضای سرودن دوبیتی ، رباعی و دیگر غالب های منظوم قرار دادم .

وی افزود : در همین سال ها آشنایی با امیری فیروزکوهی اتفاق بزرگی بود که در زندگی من افتاد و من با سفارش او به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی معرفی شدم و در آن جا با چهره های شاخصی چون زنده یادان قیصر امین پور و سید حسن حسینی آشنا شدم و کار نوشتن خود را با گرفتن ستون شعری در روزنامه اطلاعات و حضور در تحریریه روزنامه جمهوری اسلامی کامل کردم.

استاد محقق با بیان این مطلب که جامعه هنری ما در سال های پیش از انقلاب همیشه با کمبود متن های قابل اجرا روبرو بوده و این ریشه در مدارس ما دارد و حتی گروه های تأتر دانش آموزی و متن های اجرایی توسط آن ها محدود است گفت : امروزه بیشتر کلاس های سینمایی کشور توسط هنرپیشه ها برگزار می شود و در سال های اخیر اتفاقات جدی ای با رویکرد به کارهای گروهی در حوزه فیلم نامه نویسی رخ داده است ، اما چرا این نگاه در نسل های قبلی دیده نمی شود ؟

استاد راعی در پاسخ به این سؤال تصریح کرد : ما مردمی هستیم که از انجام کارهای گروهی پرهیز داریم ولی نسل جدید این سنت ها را شکسته و کمی یاد گرفته اند که گروهی کار کنند ، جوانان 25 تا 30 ساله ما به آسانی کنار هم می نشینند و با هم می نویسند اما هم نسلان من در حال حاضر توان این کار را ندارند و این تنها زمانی شکسته خواهد شد که فضای بیشتری برای جوانان باز شود تا کار گروهی در قسمت کلان سینما شکل بگیرد .

 

مجموعه شعر عاشورايی «جغرافيای رازها» منتشر شد

«جغرافيای رازها» دربرگيرنده اشعار عاشورايی «ابوالقاسم حسينجانی» توسط انتشارات «هزاره ققنوس» منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، كتاب حاضر به‌صورت يك مجموعه شعر در محور مضامين عاشورايی سروده شده است.

اين مجموعه شعر، در قالب‌هايی مانند غزل، سپيد، دوبيتی و رباعی به همراه 4 مثنوی در موضوع عاشورا و قيام امام حسين(ع) تهيه و تنظيم شده است.

اين كتاب در 96 صفحه و به قيمت 1500 تومان در شمارگان 2200 عدد، توسط انتشارات هزاره ققنوس در  رمضان سال 87 به چاپ رسيده است.

حمید هنرجو : ادبیات کودک و نوجوان مولود مبارک انقلاب است

 


حمید هنرجو گفت هر چند قبل از انقلاب هم ادبیات کودک و نوجوان بود اما چندان قابل قبول نبود،و به واقع ادبیات کودک و نوجوان مولود مبارک انقلاب اسلامی است.
این شاعر کودک و نوجوان که مهمان پنجمین شب از شب های شعر ستاره های سحری بود ادامه داد:ابداع فضا های نو و نو آوری در فضای شعر کودک و نوجوان بعد از انقلاب ایجاد شد و تمام شاعران و نویسندگان کودک و نوجوان در فضای بعد از انقلاب بالیدند.
وی ادامه داد:وقتی برای کودک کاری را انجام می دهیم باید دقت بیشتری داشته باشیم چرا که مخاطب ما حساس تر است.اولین شرط ارتباط با کودک این است که زبانش را بشناسیم و با کلید واژه های خودش به دنیایش راه پیدا کنیم.
وی خاطر نشان کرد : تنها در قالب هنر می توان با کودک صحبت کرد و باید در شعر یا داستان اتفاقی بیافتد که کودک جذب آن شود و زمانی که می خواهیم مفهوم و ارزشی را به کودک و نوجوان منتقل کنیم کار بسیار سخت می شود.مخاطب ما اگر احساس کند که داریم در نوشته هایمان شعار می دهیم و قصد نصیحت ش را داریم به راحتی کار را پس می زند.
هنر جو ادامه داد:با بزرگ تر ها می توان به صورت استدلالی صحبت کرد ولی برای صحبت با کودک باید اتفاق دیگری بیافتد.با کودک باید با زبانی حسی صحبت کرد ،زبانی عاطفی .اگر با عواطف کودکان صحبت کنیم و کلید عاطفه ی آنها را پیدا کنیم می توانیم هر مضمونی را با او در میان بگذاریم.
هنرجو از پروین دولت آبادی و محمود کیانوش به عنوان پیشروان ادبیات کودک یاد کرد و گفت:اتفاقی که بعد از انقلاب برای ادبیات کودک ما افتاد این بود که موضوعات ملی- میهنی و مذهبی ،اجتماعی و حتی عاطفی مانند پدر مادر در ادبیات کودک نمود پیدا کرد.
هنر جو که در مورد رمضان در ادبیات خصوصا شعر سخن می گفت ، افزود: هر کدام از مفاهیم و مناسبت های دینی جایگاه خاص خودش را دارد .ممکن است در بخشی کم کاری و در بخش دیگر کار های بیشتری انجام شده باشد.
وی تصریح کرد :در تاریخ رمضان های آرامی داشته ایم و آرامش در این ماه جاری است.اما عاشورا یک رویداد متفاوت و شور آفرین است. ماه مبارک رمضان محراب مناسبی برای عبادت و ارتباط شخص با خداست و چندان چهره بیرونی ندارد.و به طبع آن شعر و داستانش هم همین طور است .رمضان محرابی نورانی در شعر است
هنرجو در انتها خاطر نشان کرد:ماه رمضان می تواند بستر مناسبی برای شعر اجتماعی باشد چرا که در ماه رمضان اجتماع در حالتی دوست داشتنی تر قرار می گیرد.

ستاره های سحری در آسمان تهران می درخشند - شب ششم

ششمین شب از شب های شعر ستاره های سحری از سومین دوره سری برنامه های کلمات روزه دار به همت مؤسسه فرهنگی و هنری اردیبهشت و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.به گزارش ستاد خبری مراسم ، با برپایی همایش«کلمات روزه دار» چهره های شاخص ادبی و هنری در شب های ماه مبارک رمضان میهمان مردم هنر دوست کشورمان خواهند بود.این مراسم در روز چهار شنبه16 رمضان میزبان استاد«محمد علی حضرتی» ، استاد «محمد کاظم کاظمی» ، «سینا سنجری» ، «داود نوروزی» ، «نعمت سعیدی» ، « یاسر هدایتی» ، «مژگان عباسلو» و «هادی خورشاهیان» خواهد بود.گفتنی است ستاره های سحری در روزهای زوج ماه مبارک رمضان از دو ساعت پیش از اذان مغرب آغاز و تا افطار ادامه خواهد داشت .علاقه مندان جهت شرکت در این مراسم می توانند از روز چهار شنبه 27شهریور مصادف با 16ماه مبارک رمضان به نشانی تهران ، خیابان شریعتی ، بالاتر از پل سیدخندان ، خیابان جلفا ، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند

با مهمانان شب شعر ستاره های سحری - شب ششم

محمد علی حضرتی
...

محمد کاظم کاظمی
...


سینا سنجری
...


داوود نوروزی
...

نعمت سعیدی
...


یاسر هدایتی
...


مژگان عباسلو
...

هادی خورشاهیان
...

برای نوشتن رمان حفظ حس فردی بسیار مهم است (2 وپایانی)

هنر محصول پارادوکس اجتماعی هنرمند است

بخش دوم دیدار با رضا امیرخانی نویسنده پرفروش ترین رمان سال ایران با پرسش و پاسخ بسیاری از سوی علاقه مندان به داستان نویسی و ادبیات همراه بود .
به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، بخش دوم مراسم افطار با هنرمندان از سوی استاد محقق مجری برنامه و با سؤال این که چگونه از وادی شاعری وارد فضای نوشتن رمان شدید آغاز شد و رضا امیرخانی جواب داد : امروزه گاهی حسرت می خورم که چرا نمی توانم شعر بگویم ولی هیچگاه از شعر جدا نبوده و آن را دوست داشته ام .
وی افزود : من در دبیرستان علامه حلی درس می خواندم و این مدرسه یکی از مدارس منحصر به فرد ایران است که همواره به دنبال تربیت استعدادهای درخشان و نخبگان المپیادی بود و دانش آموزان آن تنها برای فکر کردن به کارهای علمی ساخته شده اند و در چنین شرایطی ما احساس کردیم می توانیم با ارائه برنامه های فرهنگی و انجام کارهایی از قبیل برپایی جلسات شعر ، کمی فضای علمی و سنگین آنجا را تعدیل کنیم و اقدام به برپایی شب های شعر انقلاب اسلامی کردیم که از روزهای اول با 30 نفر آغاز شد و جمعیت حاضر در آن به 3000 نفر رسید .
نویسنده کتاب « بی وتن » با تأکید بر این که تمام شاعران حاضر در این جلسه تحت تأثیر اشعار و مثنوی های بلند استاد « علی معلم » بودند ادامه داد : وقتی برای اولین بار و آخرین بار در یکی از جمع های رسمی شاعران که با چهره های نام آشنای ادبیات برپا شده بود شعری خواندم ، استاد معلم با بیان منحصر به فرد خود جمله « این بچه موسیقی رو می فهمه اما بلد نیست ساز دستش بگیره » باعث شد که من دوباره به خودم نگاه کنم و در همان موقع شعر را کنار بگذارم و یا بهتر است بگویم شعر مرا کنار گذاشت و من در همان زمان با نوشتن "ارمیا " فصل جدیدی از ادبیات را به روی خودم باز کردم .
وی در پاسخ به سؤال چگونگی فراهم شدن مقدمات نوشتن کتاب ارمیا از سوی مخاطبان گفت: نویسندگی همواره کاری تقدیری و تدبیری است و من نیز فقط با رخ دادن چند اتفاق موفق به نوشتن این کار شدم .
امیرخانی تصریح کرد : در همان برنامه های متفرقه استادی بود که امروزه از بهترین دوستان من است و ما را بر اساس لیستی که تهیه کرده بود ، تشویق به خواندن رمان های غربی کرد و من به خاطر لجبازی با او و متوقف کردن بچه ها از این کار اقدام به خواندن سریع همه کتاب های معرفی شده کردم و این لجبازی مؤانست زیادی با نوشتارهای دیگران را برای من فراهم کرد و درست در همان زمان مطالعه کتاب منحصر به فرد سووشون من را متحول کرد .
وی افزود : با خواندن اثر جاودانه استاد فرزانه « سیمین دانشور» به این اندیشیدم که می توان رمان ایرانی خوب هم نوشت و در همان زمان مطالعه مصاحبه ای از « جیمز جویس » پدر جریان سیال ذهن و نویسنده معروف ایرلندی مبنی بر این که « اگرچه جریان سیال ذهن حاصل تفکرات روانشناسی دوره معاصر است اما بهترین متن و الگوی مکتوب آن ، مراثی ارمیای نبی در عهد عتیق است » من را به مطالعه کتب مقدس و ارمیای نبی در تورات کشاند و مجموعه تمام این اتفاقات این کتاب را در اندیشه من متولد کرد.
نویسنده کتاب « ارمیا » با اشاره به بی اطلاع بودن خود از انتشار این کتاب گفت : این اتفاقات زمانی کامل شد که من برای انجام یک پروژه تحقیقاتی راهی آمریکا شدم و قبل از رفتنم این کتاب را برای مطالعه به دوستم دادم و هنگام بازگشت از آمریکا ، وقتی سراغ نوشته ام را گرفتم گفت کار چاپ آن تمام شده و دارند با وانت می آورند و من با انتشار این کتاب به گونه ای تصادفی به عنوان نویسنده معرفی شدم .
« رحیم زری یان » شاعر ادبیات دفاع مقدس با اشاره به زمان کوتاه آفرینش در شعر و تفاوت آن با زمان آفرینش در داستان ، جلسه پرسش و پاسخ را با سؤال درباره نوع چینش شخصیت های داستان ادامه داد و امیرخانی جواب داد : تفاوت های زیادی در نوع آفرینش این دو وجود دارد ، از نظر زمانی بهترین و سریع ترین شکل خلق یک رمان خوب تنها دو صفحه در روز است و نویسنده برای نگارش آن نیاز به حفظ شرایط روحی و اندیشه خود دارد.
وی افزود : اگرچه داستان همچون شعر هیچ محور افقی ندارد اما حفظ محور عمودی آن بسیار مشکل است و باید به طور کامل رعایت شود تا مخاطب سرگردان نباشد.
این نویسنده و منتقد ادبی حفظ محور عمودی را به معنای روابط علی و معلولی ندانست و تصریح کرد : امروزه داستان های موفق در جامعه جهانی تحت تأثیر سینما و فرآیند مونتاژی فیلم ها شکل می گیرد و به جای روابط علی و معلولی به دنبال ارجاعات بینامتنی و برقراری تناسب ها و تناظرهای ادبی برای ایجاد روابط شاعرانه می گردند و اگر امروز کسی روابط بین عناصر داستان نویسی و سینما را بررسی کند مطالب زیادی را کشف خواهد کرد.
امیرخانی در پاسخ به سؤال تأثیرات حفظ تداوم حس مورد نیاز داستان نویسی در زندگی خانوادگی جواب داد : نویسندگی درست مثل زندگی از دو بخش فردی و اجتماعی تشکیل شده است که بخش فردی آن بر اساس تجربه ها و شناخت های نویسنده از خویش می تواند با تکنیک های مختلفی قوی و کامل شود اما هیچ گاه بخش اجتماعی آن در اختیار نویسنده نیست و همواره تا اثری خلق شود می تواند دستخوش تحولات بسیاری شود و همین باعث شده تا آثار برخی از نویسندگان با مسائل روز تطبیق نداشته و مخاطب گریز شود و تنها در زمانی اثری موفق خواهد بود که بتواند از عمق بنیان های اجتماعی سوژه برداری کند تا کهنگی زمانی تأثیری بر نگارش و ارتباط مخاطب با آن نداشته باشد.
وی افزود : من در هنگام نوشتن بارها کار خود را بازنویسی و دوباره خوانی می کنم تا بتوانم حس درونی خود را حفظ کنم ولی باید تأکید کنم که همواره خود نویسنده بیشتر از هر مخاطبی مشتاق است که پایان داستان خود را بخواند و ببیند که چگونه اثرش به پایان می رسد.
نویسنده کتاب « بیلتن » با اشاره به متنی از کتاب « فضیلت های ناچیز» یادآوری کرد : یک داستان و نوشته در ابتدای راه چون یک عروسک خیمه شب بازی در اختیار نویسنده است اما در ادامه راه خود شروع به حرکت کرده و اعلام استقلال می کند و به گونه ای پیش می رود که در اواخر داستان همواره این متن است که نویسنده را هدایت می کند .
استاد محقق ضمن بیان تفاوت های تجربه در شاعران و نویسندگان ، با سؤال راه های کسب تجربه در نویسندگی کدام است فضای جلسه را از شرایط داستان نویس به سمت پیش نیازهای داستانی هدایت کرد و رضا امیرخانی در جواب گفت : همواره باید بی سوادی در رمان نویسی جبران شود و یکی از مهم ترین پیش نیازهای نویسندگی مطالعه بسیار برای باروری ذهن و تفکیک آن به دو دسته تخیلی و تجربی است.
وی افزود : بعضی از نویسندگان با استفاده از تخیلات خود فضای یک مطلب را آنچنان پیش می برند که گویی سال ها در آن داستان زیسته اند اما من از آن دسته افرادی هستم که برای بارور کردن ذهنم باید به مسافرت بروم و تنها چیزهایی را که دیده ام می توانم به رشته تحریر درآورم.
رییس سابق انجمن قلم با تأکید بر ضرورت باروری اندیشه در زمان پیش از آغاز یک داستان تصریح کرد: مخاطبان امروز نیاز به مطالب و تجربه های جدید دارند و من تا زمانی که در این فضا باقی بمانم هیچ تجربه جدیدی به دست نخواهم آورد و هر آن چه را که به رشته تحریر در آورم حاصل بازخوردهای اجتماعی همین جامعه است که مخاطب و ذهن او همواره با آن زندگی کرده است و هیچ طراوت و تازگی خاصی برای او ندارد و هر نویسنده ای راه های خود را برای فرار از روزمرگی دارد و من نیز مسافرت را انتخاب کرده ام.
وی در پاسخ به سؤال دلایل اقبال فروش بالای کتاب های « من او » و « بیلتن » تأکید کرد : هیچ نویسنده ای نمی تواند پیش بینی کند که کتاب او با اقبال روبرو شده یا نه و من نیز سعی کرده ام اهمیتی برای آن قائل نباشم زیرا چه نوشتن را مهم تر از موارد دیگر می دانم .
وی خاطر نشان کرد : هنگامی که یک داستان را می نویسم احساس می کنم نویسنده هستم اما در بعد از آن زمان تنها احساس انسان های بی کار را دارم و دیگر نویسنده نیستم چون معلوم نیست که دیگر بتوانم کتابی بنویسم یا نه و نکته مهمتر این که زمانی دلایلی برای نوشتن داشتم و آن را به رشته تحریر درآوردم و مادامی که نگارش کتاب دیگری را آغاز نکنم نمی توانم عنوان نویسنده را روی خود بگذارم.
رضا امیرخانی درپاسخ به سؤال چرا بعضی از نویسنده ها برای نوشتن آثار خود به کنج خلوت می روند گفت : همواره محیط های خانوادگی و اجتماعی گرفتاری های زیادی را به همراه دارد که می تواند ضرورت توالی نوشتاری و حفظ حالت و اندیشه نویسنده را از او بگیرد و انتخاب اماکن خاص و گوشه عزلت گزیدن کاری عادی و غیر قابل اجتناب در حوزه نویسندگی است .
سومین نشست افطار با هنرمندان همایش کلمات روزه دار در حالی با عکس یادگاری حاضران و رضا امیرخانی به پایان رسید که نویسندگان و علاقه مندان به داستان نویسی هنوز سؤالات زیادی را در ذهن خود داشتند.
گفتنی است مراسم افطار با هنرمندان همایش کلمات روزه دار در چهارمین روز خود میزبان استاد « مجتبی راعی » از پیشکسوتان سینمای کشور خواهد بود.
علاقه مندان به شرکت در این مراسم که از سوی معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برگزار می شود ، می توانند روز سه شنبه 26 شهریور ماه به نشانی خیابان شریعتی ، خیابان جلفا ، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند.

ستاره های سحری همگام دیدار شاعران با رهبرانقلاب

مراسم عرفانی شب های شعر ستاره های سحری شاهد حضور چهره های شاخصی از نواحی مختلف ایران زمین بود که برای دیدار با رهبری به تهران آمده و با حضور در کلمات روزه دار ، خود را آماده دیدار با رهبری کردند.
به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، پنجمین مراسم عرفانی شب های شعر ستاره های سحری با حضور جمعی از میهمانان مقام معظم رهبری (مد) در فرهنگسرای ارسباران (هنر) برگزار شد.
این شب شعر با قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط « حمیدرضا شکارسری » شاعر و منتقد جوان و نام آشنای کشورمان آغاز شد و به استقبال اجرای « کتابدار » شاعر و منتقد ادبیات معاصر رفت.
در ابتدای این مراسم مجری با قرائت غزل معروف « هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی / جز آن کسی که دارد با دلبری وصالی // دانی کدام دولت در وصل می نگنجد / چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی » اثر ماندگار سعدی شیرازی کار خود را آغاز کرد و گفت : ماه رمضان ماهی است که با خیر و برکت خداوندی همراه است و معنویت آن با جاری شدن اشعار آیینی دو چندان شده است.
وی در ادامه با خواندن شعر « بشنو تو حدیث نبوی زین گفتار / شاد است دو بار روزه دار هشیار // یکبار به دیدار خداوند کریم / بار دگرش فرحة عند الافطار » به رسم مهمان نوازی و حسن آغاز به سراغ حجت الاسلام و المسلمین « زکریا اخلاقی » از چهره های برگزیده اولین جشنواره شعر فجر و نام آشنای دیار کویری استان یزد رفت.
حجت الاسلام و المسلمین زکریا اخلاقی ضمن تبریک میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) و تهنیت ایام ماه مبارک رمضان ، با قرائت یک غزل انتظار با مطلع « ای بلوغ شاخه ها در اشتهای ما تصرف کن // از میان سبزها سیب تعالی را تعارف کن » و غزلی در مدح رسول اکرم (ص) با مطلع « به سبزی مایل است ای آسمان وقت حجاز این بار // نمی دانم چه خواهد کرد عشق سرفراز این بار » حسن آغازی شد تا « مهدی سیار » شاعر جوان و نام آشنای این روزها ادامه دهنده این مسیر باشد.
مهدی سیار با خواندن شعر کوتاه « نه رمه ای به صحرا برده ام // نه در صحرایی آرمیده ام // این گونه که روزگار می گذرانم // هیچ وقت پیامبر نخواهم شد » کار خود را آغاز کرد و ضمن ابراز خوشحالی از حضور در مهمانی کلمات روزه دار غزلی با مطلع « چندی است شب هایی که مهتاب است بی خوابم // چندان که این امواج بی تابند بی تابم » و یک کار دیگر با الهام از نامه حضرت علی (ع) به عثمان ابن حنیف در نهج البلاغه با مطلع « امام رو به پریدن امامه روی زمین // قیامتی شده بعد از اقامه روی زمین » را خواند.
این مراسم با قرائت شعری از « مهدی عابدی » از سوی مجری پذیرای دکتر « هادی منوری » یکی دیگر از شاعران شناخته شده و نام آشنا کشورمان بود .
هادی منوری با قرار گرفتن در جایگاه یک اثر سپید با بندهای آغازین « وقتی برگشته بودم // باران آمده بود // و خیابان منتظر رسیدن ... » قرائت کرد و با اشاره به این که ما هیچ گاه نمی توانیم در جایی برویم که صحبت از ادبیات آیینی باشد و نامی از حضرت ابا عبدالله (ع) برده نشود یک غزل عاشورایی با مطلع « آن شب که بریدی ز تن خود کفنت را » فضای عرفانی جلسه را کامل کرد .
در این بخش از برنامه مجری با قرائت شعر « وقتی دلم برای خدا تنگ می شود // به چمان تو می نگرم // هر یک از چشمانت جلوه ای از خداست // شاید خدا دو تاست » فضای جلسه را تغیر داد تا فضا برای شعر خوانی « کبری بابایی » یکی دیگر از شاعران جوان حاضر در جلسه هموار شود.
این شاعر جوان با شعر سپیدی با بند آغازین « عکس من توی آلبوم // سال ها سکوت کرده بود» و یک
غزل مثنوی با مطلع « خدا دمید و من از خاک آفریده شدم // در آسمان سیاه جهان سپیده شدم » کار خود را به پایان برد .
مجری برنامه در این بخش با اشاره به شعر معروف « یا علی گفتیم و عشق آغاز شد » و ده ها مصرعی که برای آن گفته شده است از دکتر « محمود اکرامی » سردبیر صفحات فرهنگی هنری روزنامه جام جم ، شاعر نام آشنا و پیشکسوت عرصه های ادبیات معاصر و سراینده مصرع معروف « یا علی گفتیم و عشق آغاز شد » برای شعر خوانی به جایگاه دعوت کرد.
استاد محمود اکرامی ضمن اشاره به بعضی از ابیاتی که برای این مصرع ساخته اند با خواند غزلی به مطلع « به آتش می کشم آخر زبان سر به زیرم را // به طوفان می سپارم آسمان های اسیرم را » و یک غزل انتظار با مطلع « طلوع کردی و با دیدنت زبان گم شد // دلم شکفته ترین زخم ناگهان گم شد » میدان شعرخوانی را به « علی اسداللهی » شاعر جوان دیگری واگذار کرد.
علی اسداللهی از چهره های جوان و آشنا با ادبیات دفاع مقدس کار خود را با شعر کوتاه « تو با کاف کوچکتر می شوی پسرم // اتاق با کاف کوچکتر می شود // شهر با کاف کوچکتر // اما نارنج ها ... » آغاز کرد و بعد از قرائت دو شعر بلند درباره جانبازان و کودکانی که جنگ را تجربه کرده اند ، مجری را بر آن داشت تا قبل از نشستن از او بخواهد یک کار دیگر نیز برای حاضران در جلسه قرائت کند.
در این جلسه که بدون حضور « مرتضی امیری اسفندقه » شاعر ، محقق و رمضان پژوه برجسته دوره معاصر برگزار شد ، « حمیدرضا شکارسری » شاعر و منتقد توانای عرصه های شعر دفاع مقدس و ادبیات آیینی به سخنرانی پرداخت و با اشاره به انتشار مقاله ای در شماره های اخیر مجله شعر پیرامون بررسی شعر و ادبیات با ادعیه های موجود از ائمه اطهار (ع) گفت : امروزه به درستی مشخص نیست که در آغاز ایجاد کلام ، زبان یک کارکرد اجتماعی داشته و یا یک کارکرد آیینی و مذهبی و به عبارت دیگر این که زبان از آغاز برای انتقال مفاهیم به یکدیگر استفاده شده و یا از یک هویت مستقل آیینی برخوردار بوده است.
وی افزود: آنچه که مشخص است این که همواره اوج بیان و زبان در دورههای کهن آغاز بشریت در مراسم آیینی و مذهبی رایج بوده است و همین استفاده از زبان باعث شده تا نزدیکی بسیاری بین متون ادبی و ادعیه های آیینی برقرار شود.
خالق مجموعه شعر « چراغانی بی دلیل » با توجه به مهم ترین آرایه های شعر کلاسیک و معاصر ادبیات فارسی نظیر وزن ، قافیه ، ردیف ، هم آوایی مصوت ها و همصدایی صامت ها تصریح کرد : بیشتر سوره های قرآن مجید و ادعیه هایی که از سوی اهل بیت (ع) به ما رسیده است از تمام این آرایه ها به شکلی بسیار کامل و عالی بهره می برد و چگونگی استفاده از آن گاهی ادبا را به تحیر وا می دارد .
وی با اشاره به ارجاعات بینا متنی در قرآن کریم و فرم های مدرن در آن اظهار کرد : گاهی ادبیات مدرن امروز با ارجاعات بینا متنی و تکرار بندها سعی در حفظ فرم خود دارد و این به بهترین شکلی در سوره الرحمن متجلی شده است و یا در دعای مقدس جوشن کبیر اسماء الهی به گونه ای چیده شده اند که هم آوا ، مقفا و گاهی حتی از نظر عروضی هم وزن چیده شده اند اما ناگهان در پایان هر بند این نظم به یکباره و آشکارا به هم می خورد در حالی که در ادبیات کلاسیک هیچ گاه این اتفاق نمی افتد .
این شاعر و منتقد ادبی با یادآوری این که در آیات قرآن کریم و ادعیه ها تأکیدی بر شعر نبودن این آیات هست ادامه داد : اگرچه تمام متون مذهبی ما به بهترین شکلی از هنر متعالی ادبیات استفاده کرده اند اما هیچ گاه شعر نبوده و هدف دیگری به جز هنر و شعریت را دنبال می کنند و هرگاه احساس شده است تا فکر مخاطب از محتوا به فرم گرایش پیدا کرده است بلافاصله فرم را شکسته و فکر مخاطب را به سمت معنا هدایت کرده است.
وی با اشاره به این بیت که «شعر و شرع و عرش از هم ساختند // هر دوعالم زین سه حرف آراستند » تصریح کرد : روابط مستقیمی که در بین موسیقی ادبیات معاصر ایران و متون نیایشی وجود دارد نیز بر همین اساس پایه ریزی شده و نیازمند تحقیقات گسترده تری در این حوزه است .
حمید رضا شکارسری با خواندن دو شعر سپید و کار معروف « بانو نمی یابیمت // اما کنار تو گریه مرسوم است // مگر می توان پهلوی تو بود و شکسته نبود » سخنرانی خود را به پایان برد .
کتابدار مجری مراسم در ادامه با اشاره به تجلی ماه مبارک رمضان در گستره سخن فارسی و تحقیقات مرتضی امیری اسفندقه به ادبیات شفاهی و فولکلور ایران زمین اشاره کرد و گفت : کشور ما از فرهنگ های بومی زیادی بهره برده است که ردپای ماه مبارک رمضان را در آن به خوبی می توان پیدا کرد .
وی از نمونه هایی از این اشعار فولکلور یاد کرد و افزود : در شهر یزد با طولانی شدن روزهای ماه مبارک رمضان شعر « صبح رمضون دیو و دونگم / ظهر رمضون پیاله زنگم // عصر رمضون لاشه کشونه / شوم رمضون لقمه پرونه // سحر رمضون لرزه به جونه / که باز هم رمضونه که باز هم رمضونه » و یا در اوایل ماه رمضان در شهر یزد رایج است که شعر « روزه گرا روتون سفید // ماه رمضون باز هم رسید » و در اواخر آن شعر « روزه خورا روتون سیاه // ماه رمضون بازم می یاد » خوانده می شود.
این مجری و شاعر نام آشنا با تأکید بر این که در ادبیات شفاهی نمی توان به دنبال شعریت گشت و این حاصل چرخه بنیان های اجتماعی است ادامه داد : نمونه های بیشماری چون « رمضون اومده با سی تا سوار // چوب و برداشته می گه روزه بدار » در حوزه های « رمضون اللهی » در شهر های مختلف و غربی کشور رایج بوده و یا در شهر های چون فین کاشان تا دیروز رسومات « هوم بابایی » با اشعار فولکلور و ساده رمضانیه نفس می کشیده است.
این مراسم با غزل «برگرد که مرگ از در و دیوار سرازیر // بر پیکر بی جان من آوار سرازیر » علی آبان شاعر و مجری برنامه های دیگری از مراسم ستاره های سحری راه را برای « مبین اردستانی » شاعر جوان و خوب کشورمان هموار کرد و فضای جلسه را از حوصله تحقیق خارج و در حال و هوای قرار داد.
« حمید هنرجو » یکی از اهالی پرکار قلم با فعالیت در عرصه های روزنامه نگاری و ادبیات کودک و نوجوان آخرین میهمان پنجمین مراسم ستاره های سحری بود که با خواندن رباعی « مادام که حرف عشق بر لب داریم / مؤمن به شکفتنیم و مذهب داریم // در فهم کویر گر نگنجد باران / بگذار بگویند که ما تب داریم » و ترانه رضوی « یه آشنا با لهجه ملیحش // من و صدا میزنه تا ضریحش » حسن ختامی شد تا مجری این مراسم در هنگام اذان مغرب به افق تهران این مراسم را به پایان ببرد.
گفتنی است مراسم ستاره های سحری را معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برگزار می کند و قرار است تا در ششمین شب خود با مجری گری « حمیدرضا شکارسری » میزبان « محمدعلی حضرتی » ، « سینا سنجری » ، « داود نوروزی » ، « نعمت سعیدی » ، « یاسر هدایتی » ، « مژگان عباسلو » و « هادی خورشاهیان » باشد .

اولین جایزه ی ادبی قدر در آخرین پنجشنبه ی ماه مبارک رمضان اعطا می شود

شورای داوران اولین جایزه ی ادبی قدر روز جمعه برای شناخت برترین شاعران رمضان ،معنویت و نیایش تشکیل جلسه داد .
به گزارش ستاد خبری اولین جایزه ی ادبی قدر در این جلسه که به دبیری شاعر معاصر سید ضیاءالدین شفیعی برگزار شد داوران پس از بحث چندین ساعته و مرور شناسنامه کارهای ادبی شاعران بسیاری، جایزه ی ادبی قدر را در اولین سال تاسیس به دو بخش پیشکسوتان و جوانان تقسیم کرد.
در این جلسه که به مناسبت جایزه ی ادبی قدر تشکیل شده بود مقرر شد در سال اول از چند پیشکسوت با اهدای تندیس و لوح تقدیر ، قدر دانی به عمل آید.
این گزارش حاکی است این جایزه در سال اول به یکی از جوانان نسل انقلاب در حوزه ی شعر و آثار تالیفی مربوط به رمضان اهدا خواهد شد.داوران اولین جایزه ی ادبی قدر عبارتند از:1-دکتر صابرامامی 2-دکتر سیامک بهرام پرور 3-دکتر محمد رضا ترکی 4-آقای محمد رضا تقی دخت 5- دکتر محمد رضا روزبه 6- دکتر محمد رضا سنگری 7-آقای جواد محقق .
گفتنی است از این پس جایزه ی ادبی قدر در آخرین پنج شنبه ی ماه مبارک رمضان به برترین های حوزه های مختلف هنری اعطا خواهد شد و امسال منحصرا جنبه ی تاسیسی و تشویقی دارد.

این جایزه از سوی معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران اهدا می شود

غنچه­ ها در گل صدبرگ شکوفا شدند


 

تصاویر روزه­دار در کارگاه نقاشی و طراحی گل صدبرگ غنچه­ها را شکوفا کرد.
آزاده جاودانی یکی از نقاشان گل صدبرگ که هشت سال سابقه­ کار نقاشی داشت به ستاد خبری کلمات روزه دار گفت: در به تصویر کشیدن اثر هنری، هدف از قبل نمی­تواند مشخص باشد و آرام آرام آن چیزی که می­خواهم به تصویر بکشم به ذهنم خطور پیدا می­کند. آزاده جاودانی که فضای معماری نیایش و رمضان را به تصویر می­کشید گفت که هیچ ذهنیتی از قبل نداشتم و قصد دارم در این فضا از همه­ی رنگ­ها استفاده کنم تا فضای واقعی نیایش و رمضان را به تصویر بکشم.
محمدسینا نوجوان 14 ساله­ای است که در کارگاه نقاشی گل صدبرگ تابلویی رنگ آمیزی می­کرد که مردی به جای دست بال داشت و به سمت خورشید حرکت می­کرد.
وی به خبر نگار ما گفت: اگر قرار باشد طرح اولیه­ی نقاشی را که مربوط به رمضان و نیایش باشد بکشم تسبیحی درون یک ظرف می­کشم.
او که در رنگ آمیزی نقاشی­اش از رنگ سبز و زرد استفاده کرده بود اظهار داشت: به نظر من با رنگ سبز و زرد رمضان و نیایش بهتر جلوه می­کند.
مونا اسماعیلی 22 ساله که دومین سال است در کارگاه نقاشی گل صدبرگ شرکت می­کند فضای خصوصی و روحانی را به تصویر درآورده که هر کسی چه طور می­تواند با خدای خودش صحبت کند و به راز و نیاز بپردازد.
مونا که در نقاشی­اش از رنگ سبز استفاده می­کرد اظهار داشت: این رنگ مظهر فضای روحانی ماه رمضان است.
گفتنی است نمایشگاه و کارگاه نقاشی گل صد برگ در روزهای هفته بجز پنجشنبه ها و جمعه ها در فرهنگسرای ارسباران 2ساعت پیش از افطار برگزار می شود.

مسابقه‌ی وبلاگ نویسی «نیایش کلمات»

مسابقه‌ی وبلاگ نویسی «نیایش کلمات»  از سوی معاونت هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و موسسه‌ی فرهنگی هنری اردی‌بهشت برگزار می شود .
برای شرکت در این مسابقه به مراحل و امتیازات زیر توجه فرمایید :
1- وبلاگی مستقل با موضوع نیایش ، معنویت و رمضان بسازید 25 امتیاز
2- در این وبلاگ مطالب‌تان را در قالب نثرا
دبی(شاعرانه) بنویسید 35امتیاز
3- وبلاگ را حتی‌الامکان با استفاده از انواع امکانات (رنگ ، فونت،گرافیگ، صدا و تصویر) کامل و متمایز کنید 15 امتیاز
4- تا 25 رمضان 1429 قمری (امسال) حداقل 10 مطلب تازه در وبلاگ‌تان بارگذاری کنید. 15 امتیاز
5- لینک وبلا
گ‌های شرکت‌کننده در مسابقه‌ی«نیایش کلمات» را در وبلاگ‌تان قرار دهید هر 5 لینک 2 امتیاز ، مجموعا 10 امتیاز

برای شرکت در این مسابقه باید به  آدرس  مسابقه  مراجعه کنید

 

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم -محمد علی مجاهدی

 

مجاهدی وارسته که فرصت های سبز دعایش در قنوت های ربنای بلند رمضان تا گلدسته های دور ترین تماشا ها می رود . او در شاعرانه های جاری مهمان شما خواهد بود در ارسباران.شنبه دو ساعت قبل از افطار.
 
آن شب که بود فرصت سبز دعا فقط
گل کرد در قنوت شما ربنا فقط
باریده بود عشق در آن دشت و می‌وزید
عطر زلال نافله از خیمه‌ها فقط
...

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم -جمشید عباسی

 

من پرده ی اعطکاف خواهم برداشت
از تیغ زبان غلاف خواهم یرداشت

زندان زبان ذوالفقار است دلم
چون کعبه شبی شکاف خواهم برداشت

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم -سید علی شفیعی

 


دشت و درخت و دریا
که نباشد
دنیا به آخر نمی رسد
تخیل و تصویر و تماشا
که بمیرد
از خلقت خداچیزی کم نمی شود
هیچ شاعری هم که نماند

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم - غزل تاجبخش

 

دختری از قبیله ی مهتاب و غزلی از تبار کوچه های دلتنگی و مادری از چشمه ی زلال امید .مهربانی هایش را پاس ی داریم در ارسباران

پسرانی از قبیله ی خورشید
در کوچه های دلتنگ و باریک
شب را
مثل تکه ای از زغال
بر دیوار کشیدند و دور شدند
و در سحر گاه
دخترانی از قبیله ی مهتاب
در پیشانی شب
با گچ نوشتند : امید

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم -سید محمد سادات اخوی

 

" بی نام "عبارتی است که نام های جهان را برای کودکان و نوجوانان وطن ثبت کرده است در شعر هایی با زلالی کودکی مهمان شماست. بیست و سه شهریور دوساعت قبل از افطار.
ای که کوچه های چشم من
با صدای پایت آشناست
مدتی است
از میان کوچه ها گذر نکرده ای

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم - رجب افشنگ

 



آتش ،مرثیه ی سرزمین اوست در هو هوی جنگل و باد و دریا ترانه ای که شب را به سحر پیوند می زند.شنبه دو ساعت قبل از افطار در فرهنگ سرای ارسباران

با مهمانان ستاره های سحری - شب چهارم - سید ضیاءالدین خالقی

 

به شادی هایتان می رسد هنگامی که غم هایش را سراغ گرفته باشید. در ترانه های حوض ،باران را در ارسباران سراغ بگیرید .شنبه دو ساعت قبل از افطار.

هزار سال گذشت
تا من به شادی های تو رسیدم
هزار سال باید بگذرد
تا تو به غم های من برسی
بارانی که بر حوض می با رید
این را به من گفت
پاییز که می بارد با برگ هایش
این را به تو خواهد گفت
...

از ارمیا تابیوتن همگام با رضا امیر خانی در سومین شب افطار با هنرمندان


 


رضا امیرخانی یکی از چهره های جوان و منحصر به فرد جامعه ادبی ایران است که تنها با 35 سال سن تجربه های بزرگی چون ریاست انجمن قلم ایران و عنوان پرفروش ترین کتاب داخلی را با خود همراه دارد.
به گزارش ستاد خبری همایش کلمات روزه دار ، سومین شب افطار با هنرمندان در روز یکشنبه 24 شهریور ماه پذیرای رضا امیرخانی نویسنده نام آشنای کشورمان خواهد بود .
رضا امیرخانی یکی از شخصیت های جوان ادبیات ایران است که راه های بلند را خیلی زود طی کرده و مسیرهای از دانشگاه شریف تا آمریکا و از آمریکا تا ریاست انجمن قلم ایران را در کارنامه خود جای داده است و این بار ماه مبارک رمضان و کلمات روزه دار بهانه ای شده تا مخاطبان از نزدیک با او و دغدغه های فکری اش آشنا شوند.
این نویسنده نام آشنا کار خود را با نقد دوران سازندگی در کتاب ارمیا در سال 74 آغاز کرد و با این کتاب جایزه دومین جشنواره سراسری دفاع مقدس و اولین دوره جشنواره مهر را از آن خود کرد.
کتاب ارمیا خیلی زود در زمره برگزیده آثار 20 سال دفاع مقدس جای گرفت و نام نویسنده جوان خود را بر سر زبان ها انداخت و این نام با رمان «من او» در سال 78 فراگیر شد.
این کتاب در دومین جشنواره مهر مورد تقدیر قرار گرفته و یکی از سه کتاب برگزیده منتقدان مطبوعات و جزو سه کتاب برگزیده سال ۷۹ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود .
وی فعالیت ادبی خود را با کتاب «ازبه» در حوزه دفاع مقدس و «داستان سیستان» ادامه داد و با مقاله بلندی در حوزه ریشه یابی مهاجرت نخبگان در سال 84 مقدمات انتشار کتاب «بیوتن» را در فروردین سال جاری فراهم کرده تا کارنامه وی با مجموعه ای از داستان های کوتاه به نام ناصر ارمنی به پایان برسد.
رضا امیرخانی با نگاهی متفاوت در آثار خود به دنبال نگرش های فرامذهبی امروزی و مدرن در حوزه ارزش های آیینی است و این در حالی است که به شدت به مفاهیم ملی و آیینی عشق می ورزد.
علاقه مندان به شرکت در این مراسم که در 24 شهریور ماه از دقایقی قبل از افطار تا دو ساعت بعد از اذان ادامه دارد به نشانی تهران ، خیابان شریعتی، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران (هنر) مراجعه کنند.